برخي از راه كارهاي دشمنان اسلام براي ايجاد اختلاف
الف : تقويت فرقه گرايي :
به اين معنا كه افراد يك گروه و فرقه لازم است با افراد بيرون از گروه قطع رابطه كرده و تعصب شديد نسبت به گروه خود داشته باشند در نتيجه تبديل به دسته اي جدا از مردم مي شوند و بيشترين ضربه را به وحدت اسلامي مي زنند.
ب : دامن زدن به اختلافات و گسترش درگیریهای طایفه‏ای
دشمنان اسلام وحدت اسلامی را مورد هدف قرار داده اند و به دنبال دامن زدن به فتنه های مذهبی و مذهبی جلوه دادن مشکلات سیاسی در جهان اسلامند.
امروز رد پای استکبار و دولتهای غربی در دامن زدن به اختلافات مذهبی و انفجاراتی که در دول مختلفه ی اسلامی رخ می دهد ، به وضوح دیده می شود.
اگر انسان با چشم باز به مسائل نگاه کند به این مساله پی خواهد برد .
شبکه های ماهواره ای که منتسب به فرقه ها و دولتهای غربی است دائما به این اختلافات دامن می زند.
يا با اجراي برنامه های مناظره بین شیعه و سنی به خاطر اینکه حقیقت معلوم گردد!!؟
یا با دامن زدن به اختلافات، مسلمانان را به دعواهای طائفة ای بکشانند. و شیعیان را از فکر مقابله با صهیونیسم و آمریکا به فکر مقابله با مذاهب دیگر بکشانند.
ج : حمايت از فرقه ها ي مطرودهاي مانند بهائيت و عرفان هاي نو ظهور یکی ديگر از دسیسه های دشمنان اسلام و مسلیمن برای ضربه زدن به آرمانها و ارزشهای مردم، تاسیس و حمایت از فرقه های ضاله و انحرافی می باشد.
هدف دشمنان اسلام ازايجاد تفرقه بين مذاهب " تفرقه بینداز و حکومت کن" است
در تاریخ بشریت همواره سرزمین افسانه‏ای و آباد و پر از معادن و ذخائر شرق مورد توجه غرب و زمامداران غربی بوده است، فرمان‏روایان غربی همواره چشم طمع و آز به این سرزمین دوخته و درصدد آن بوده و می‏باشند که با طرح نقشه‏های استعماری در لباس‏های مختلف، ولی غالبا محرمانه راه تسلط بر شرق و تسخیر مخازن شرق را بیابند و از این راه به هدف استعماری خود نایل آیند.
از این رو در طول تاریخ، کشورها و نقاط مختلف شرق مدت‏ها تحت الحمایه‏ی کشورهای غربی به سر می‏بردند، و این عنوان تحت الحمایگی، ماسک و سرپوش استعمار بود تا بدین وسیله برای ربودن ذخایر شرق آزاد باشند.
منابع بزرگ نفت و گاز این دو طلای سیاه و آبی نیز یکی دیگر از ذخایر گران‏بهای شرق بود که با مطالعه‏ی تاریخ آن، به نقشه‏های مرموز استعمارگران پی می‏بریم.
استعمار در تحلیل‏های خود چنین نتیجه گرفت که تا انسجام و هم‏بستگی مسلمانان، وجود دارد، نمی‏توان بر آنها سلطه یافت، و نیز چنین یافت که عامل مهم انسجام و اتحاد آنها، دین است که پیوند آن‏ها را با رئیس دین (مرجع تقلید) ناگسسته کرده و موجب بیداری و فشردگی شده است. تصمیم گرفت همین انسجام و اتحاد را به وسیله‏ی مذهب‏سازی،ويا تقويت فرق افراطي متلاشی کند.