قبل از پرداختن به پاسخ مقدمه ای را تقدیم می کنیم :
در نگاه دین اصل دنیا بد و بی ارزش نیست. اگر دنیا نباشد، آخرت هم نیست. زندگی آخرت را به وسیلة اعمال دنیوی و رفتار خویش در دنیا میسازیم. دنیا مورد ذم و نفرین یا لعنت بزرگان دین نبوده, زیرا دنیا از مخلوقات خدا و از مظاهر جمال و جلال او است. مخلوق خداوند نمی تواند بد باشد. حضرت رسول اکرم (ص)می فرماید:
«به دنیا ناسزا نگویید و آن را ناپسند نشمارید, زیرا دنیا نعمتى است که به مؤمن داده شده و مى تواند با آن به خوبى ها و نیکى ها دست یابد و از بدى ها و شرها در امان ماند و نجات یابد. هرگاه بنده اى دنیا را لعنت کند, دنیا مى گوید: خداوند لعنت کند هر کدام از ما را که بیش تر پروردگارش را عصیان مى کند».(1)
آیات و روایات فروانی دلالت دارند بر این که دنیا به خودی خود مورد نکوهش نیست ، اما چه چیزی در دنیا مورد مذمت قرار گرفته و این همه آیات و روایات در مذمت آن وارد شده است؟
مرحوم شیخ عباس قمی در سفینة البحار راجع به دنیای ممدوح و مذموم می گوید :
یکی از معانی دنیا، حیات دنیا است که مذموم نیست، بلکه مذموم آن است که انسان دوست داشته باشد زندگانی و حیات دنیایی خود را صرف معصیت پروردگار و امور باطل گرداند و به آرزوهای دور و دراز درغلتد. چنین شخصی، توبه را به عقب می اندازد و مرگ را فراموش می کند و به مال اندوزی و ساختن بناهای بلند و مرتفع می پردازد، گویا همیشه زنده است.دنیایی که وسیله عیش و عشرت و رسیدن به اهداف باطل باشد،مذموم است، ولی دنیایی که وسیله کسب کمالات و تحصیل سعادات باشد، ممدوح و عین آخرت است.(2)
بنابراین، نه دنیا مورد مذمت در روایات و آیات است و نه مال و املاک دنیا ؛ بلکه آنچه مذمت شده، دلبستگی به دنیا و مادّیات و فراموش کردن آخرت است.
بعد از بیان این مقدمه، می گوییم: بر اساس آن چه گذشت.
اگر دنیا هدف نهایی ما قرار گیرد، به گونهای که تلاش برای کسب قدرت مادی و اقتصادی و سیاسی و اجتماعی، باعث کم توجهی به قیامت و رابطه با خدا و معنویات گردد، یا رفتار محبت آمیز به خانواده، و خدمت به مردم و صلة ارحام را کاهش دهد، دنیاگرایی مذموم است، که آیات و روایات از آن برحذر داشتهاند.
در حدیثی از امیر مؤمنان(ع) می خوانیم: «ایاک وحب الدنیا فانها اصل کلی خطیئه و معدن کل بلیه؛ از حب دنیا بپرهیز که اصل هر گناه و کانون هر بلا است» (3).
در حدیث دیگری آمده است: «رأس کل خطیئه حب الدنیا؛ علاقه به دنیا منشأ هر خطا و گناه است»(4).
اگر انسان علاقه شدید به دنیا پیدا کرد و فریفته آن شد، به تعبیر احادیث این عشق و محبت او را کور و کر می سازد و چشم حقیقت بین او بسته می گردد. عیوب دنیا و نقایص و آفات و بلاهای آن را نمی بیند و نمی شنود و آن را یک سره زیبا و بی عیب می بیند. همه فکر و اندیشه و توان خود را صرف پرداختن و رسیدن به بهره مندی بیشتر از دنیا می کند.محبت دنیا همه قلبش را پر می کند و دیگر جایی برای محبت حق و حقیقت و خدای متعال در دلش نمی ماند.
پس جز به دنیا به چیزی نمی اندیشد و هدف و مقصد دیگری ندارد. در این حال که مطلوب و محبوب انسان دنیا است، به هر چیزی که مانع رسیدن او به لذت ها و بهره مندی های دنیا باشد، به چشم دشمنی می نگرد . آن را دشمن و مانع و مزاحم خود می بیند و سعی در ریشه کن کردن و برداشتن آن از سر راهش می کند.
آنچه موجب میشود که انسان از اندیشه در کمالات والای انسانی و یاد خدا غافل گردد, دلبستگی به دنیا و لذت های دنیوی است. تا زمانی که دلبستگی ها وجود دارد ،از این امور بی خبریم. در حدیث معراج، خداوند به پیامبرش میفرماید:
«یا احمد لو صلی العبد صلاة اهل السماء و الارض و یصوم صیام اهل السماء و الارض و یطوی عن الطعام مثل الملائکه و لبس لباس العابدین ثم اری فی قلبه من حب الدنیا ذرة او سمعتها او رئاستها او صیتها او زینتها لایجاورنی فی داری و لانزعن من قلبه محبتی و لاظلمن قلبه حتی ینسانی و لااذیقه حلاوة محبتی؛(5)
ای احمد, اگر بنده همانند اهل آسمان و زمین عبادت کند و مانند اهل آسمان و زمین روزه بگیرد، و چون ملائکه از غذا دست بشوید و لباس عبادت کنندگان بر تن کند ولی در قلبش ذره ای علاقه به دنیا، شهرت، ریاست، آوازه یا زیور دنیا باشد ،به جوار من راه نمییابد . از قلبش محبت نسبت به خود را بر میکنم تا آنجا که مرا فراموش کند و شیرینی محبت به خودم را به او نمیچشانم».
پی نوشت ها:
1. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 هجرى قمری، ج 74 ص 180.
2. شیخ عباس قمی، سفینة البحار، دار الاسوه ، ج 3 ، باب الدال ، ص 123
3. عبدالواحد بن محمد تميمى آمدى، غرر الحكم و درر الكلم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم، 1366 هجرى شمسی، ص 142، قصار 2517
4. همان ، قصار 2519
5. محدث نورى، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل البيت عليهم السلام قم، 1408 هجرى قمری، ج12، باب61، ص36






