فلسفه و أهمیت زیارت معصومین(ع) و أولیاء خدای متعال:
هدف از زیارت، سفر مشتاقانه، آگاهانه و عاشقانه است که از سرای دل آغاز میشود. از راه دل عبور میکند و سرانجام در منزل دل به مقصد میرسد.زیارت، اِعلام وفاداری صادقانه مرید است به مراد؛ ابراز علاقه مطیع است به مطاع و اعلام «خودفراموشی» جان بر کفِ مخلص است نسبت به جانان.
امامان، اولیاى خدا، انسان هاى والا، شهیدان و صدّیقان مثل آینه اند. ائمّه، ملاک و معیارند، الگو واسوه اند.
ایستادن در برابر آیینه هاى فضیلت نما، «رذیلت»ها را مى نمایاند. قرار گرفتن در مقابل آیینه هاى کمال، «نقص»ها را نشان مى دهد.
«زیارت»، نوعى حضور در برابر آینه است. زیارت، خود را به «میزان» عرضه کردن و خود را به «محک» زدن و خود را با «الگو» و «مدل» سنجیدن است.
وقتى ما در برابر یک معصوم و امام شهید قرار مى گیریم و در مزار پیشوایان دین، با شناخت و بصیرت حضور مى یابیم و مى دانیم که اینان، کمال مجسّم و عینیّتِ فضیلت و جلوهاى نور خدا و چشمه هاى فیض ربّ و تبلورى از ایمان و خلوص و عبودیّت و پاکى اند، عظمتِ آنان ما را متوجّه نقایص مان مى کند و پاکى آنان، ما را با آلودگى هایمان آشنا مى سازد.
معنویّت و روحانیّت آنان، ما را به مادیّت و دنیاگرایی مان واقف مى گرداند.
«طاعتِ» آنان، معصیت ما را آشکار، نورانیّت آنان، تاریکدلى ما را روشن، صفاى آنان، غَلّ و غشّ ما را فاش، خداترسى آنان، هواپرستىِ ما را برملا و تعالى روح و رتبه والایشان، تنزّل مقام و پستى منزل ما را نمایان مى سازد.
امامان، که «انسان هاى برتر»اند، شخصیّتى دارند که حدّ و مرز تعالى انسان را نشان مى دهند. انسان کامل بودن آنان، به ما نشان مى دهد که تا کجا مى توان پر کشید و کمال یافت.
به زیارتِ این اسوه ها رفتن، ما را به قلّه اى که باید برسیم، به حدّ و مرزى که باید قدم بگذاریم و به مرتبه اى که باید نایل شویم، «راهنمایى» مى کند. اولیاى دین که زیارت شان بر ما فرض و لازم است، بیان کننده حدّ و مرز سیر صعودى انسان ها در مسیر پاکى و طهارت و کمالند.
در تعبیراتى که در زیارتنامه ها آمده، نشان دادن حدّ و مرز را مى توان دید. از امامان معصوم، با کلمات و عناوینى یاد شده است که در این باب، بسیار راهگشاست. مفاهیم و تعبیراتى همچون: «آیه»، «بیّنه»، «حجّت»، «گواه»، «شهید»، «صراط»، «راه»، «نشانه»، «راهنما»، «منار»، «امام»، «در»، «چراغ»، «نور»، «ستاره»، «ماه»، «خورشید»، «دلیل»، «پرچم»، «علامت» و... که در متون زیارتى دیده مى شود، بیانگر این نکته است.
پیوند با پاکان در مسائل اخلاقى و تربیتى، پیوند با نیکان و رابطه با صالحان و آشنایى با خانواده هاى ریشه دار و صاحب کرامت و شرف، سازنده است، به همان شکل که گسیختگى از تبار پاکان و بریدگى از ریشه هاى فرهنگى و اخلاقى، زمینه ساز فساد و گناه و بى مبالاتى و عدم تعهّد است.
زیارت، عاملى جهت پیوند با صالحان، یا تقویت رابطه معنوى با وارستگان است. ایجاد رابطه (اگر نیست) و تحکیم پیوند (اگر هست).
«زیارت»، یادآور پیوندهاى معنوى و خویشاوندى فکرى و فرهنگى یک «مؤمن» با اولیاى خدا و پیشوایان دینى است.
در زیارتنامه ها، تداوم این رابطه و تکرار این دیدار و تقویت این پیوند در دنیا و آخرت، جزوِ در خواست ها مى باشد.
قرب به خدا اساس تربیت روحىِ مسلمان، «ذکر خدا» است و ریشه تباهىِ اخلاق، «غفلت» است و «دورى» و «نسیان».
اگر ائمّه معصوم، مقرّب درگاه پروردگارند، به خاطر آن است که «عبودیّت خدا» را در اوج متعالى اش دارند.
اگر اسوه و الگوى ما هستند، براى آن است که در «تقوا» و «طاعت» خدا، سرآمد اهل روزگارند. زائرى که در مرقد پاکشان آستانه ادب مى بوسد و به تکریم و احترام مى پردازد، باید به یاد خدا افتد; چرا که «ائمّه»، واسطه خالق و خلق اند، راهِ منتهى به خدایند، آینه حق نمایند، زیارتشان یادآور خداوند است.
وقتى توجّه به خدا، نقش تربیتى و سازنده و بازدارنده از گناه دارد، این توجّه در کنار مزار اولیاى خدا بیشتر و شدیدتر است. پس زیارت باید بازدارنده از گناه باشد; چرا که در «زیارتگاه»، به اداى احترامِ امامى مى ایستیم که عظمت و قداستش را مدیون بندگى خداست. مگر مى شود کسى مدّعى عشق و محبّت دوستان خدا باشد، ولى در راه و روش و زندگى و عمل، برخلاف رضا و خواستِ آنان گام بردارد.
«زیارت»، چون پیوند و تجدید عهد با بندگان خالص خداوند است، زمینه کسب صفات شایسته و عامل رشد معنوى و در نتیجه تقرّب به خدا مى گردد. وقتى در زیارت، انسان ناقص در برابر انسان کامل قرار مى گیرد، انگیزه کمال یابى، او را متوجه خدا مى کند و مایه تقرّبش به حق تعالى مىگردد.
تقرّب به اولیاى خدا، راهى است براى تقرّب به خداوند; چرا که اینان، وسیله و صِراط و راهنما و مشعل هدایت اند. آشنایى و انس با اینان، زائر را با خداوند مأنوس وآشنا مى سازد. تا انسان نخواهد که تقرّب بجوید، نزدیک هم نمى شود. باید «تقرّب» جست، تا به «قُرب» رسید. به همین جهت، تعبیرِ «اَتَقَرَّبُ» در زیارتنامه ها زیاد است ودیدار مرقد ولىّ خدا، سبب نزدیک شدن به خدا به حساب آمده است.
منابعی برای مطالعه بیشتر:
1.زيارات ، سيد محمد حسيني ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي ، تهران .
2. ادب فنای مقربان(شرح زیارت جامعه کبیره )، آیت الله جوادی آملی.
۱۳۹۰/۰۹/۱۷ ۱۳:۰۳
شناسه مطلب: 55392






