آیا هدف از آفرینش انسان همون جانشین شدن انسانه و اگر این جوره تا حالا حکومت کاملی که در راس اون جانشین خدا باشه تشکیل نشده؟
آیا زمانی که حکومت الهی که همون حکومت امام زمان (ع) هست تشکیل بشه هدف الهی به مقصد رسیده و خدا دیگه برنامه ای برای انسان نداره؟ اینکه معصومین دوباره رجعت می کنند و حکومت می کنند حقیقت داره؟
اینکه خداوند در قرآن، آیه 31 سوره بقره می فرماید که علم اسماء را همگی به آدم آموختیم یعنی خداوند تمام ویژگی های خودش رو در انسان کامل قرار داده و انسان کامل تونسته از عهده این بار سنگین بر بیاد؟(در طرح ولایت یکی از اساتید ما گفت امام معصوم مثل خداست و تمام ویژگی های خدا رو داره با این تفاوت که او عبد خداست

پرسش 1:
هدف خلقت چيست؟
شرح : 1- آيا هدف از آفرينش انسان همون جانشين شدن انسانه و اگر اين جوره تا حالا حکومت کاملي که در راس اون جانشين خدا باشه تشکيل نشده؟ آيا زماني که حکومت الهي که همون حکومت امام زمان (ع) هست تشکيل بشه هدف الهي به مقصد رسيده و خدا ديگه برنامه اي براي انسان نداره؟ .
پاسخ:

اگر مفهوم دقيق خلافت و جانشيني روشن گردد. پاسخ بسيار روشن است. لذا در ابتدا بايد در باره معناي خلافت الهي انسان گفت :
واژة خلافت به لحاظ کاربردهاي مختلف معاني متفاوتي را مي‌رساند ولي در معناي جانشيني و نيابت، شهرت و کاربرد بيشتري دارد،(1) اما درباره مفهوم وحياني خلافت الهي گفته شده: حق تعالى ذاتاً بي‌نياز از عالم است، ولي اسماي الهي هر کدام مظاهري دارند که آثار آن اسما به وسيله آنها ظاهر مي‌گردد، بنابر اين لازم است مظهر اسم الله که جامع جميع اسما و صفات حق تعالي، خليفه خدا در عالم باشد تا به وسيله او همه عالم اين به کمال لايق‌شان برسند. مظهر وخليفه ، انسان کامل است که يکي از افراد نوع انسان است؛ بنابراين خليفه خدا در زمين نه همه انسان ها، بلکه انسان کامل است که اسما و صفات الهي در او تجلي يافته است.
بنابر اين خلافت الهي در واقع تعبيري ديگري از مظهريت اسما و صفات الهي است و گرنه خداوند که «بکلّ شيء محيط»(2) و«علي کلّ شيء شهيد»(3)است از هيچ جا و از هيچ نشئه و عالم غايب نيست تا خليفه جاي او را بگيرد و جانشين او گردد. پس مراد از خلافت الهي انسان اين است که او مظهر اسما و صفات خداوند و آيت وجود او در عالم است.(4)
به عبارت ديگر ، خلافت الهي انسان امر تکويني و واقعي عيني در نظام وجود و جهان هستي است. اين امر که هيچ يک از موجودات حتى موجوداتي نظير فرشتگان مقرب الهي که از سعة وجودي بسيار بالاي برخوردارند، نتوانستند به اين مقام راه يابند و رداي خلافت را دربر کنند شگفت‌آر و تأمل برانگيز است و اين خود بر اسرارآميز بودن مسأله دلالت دارد.
چگونه فرشتگان مقرب که بهره‌مند از کمالات والايند و اسما و صفات حق در آن‌ها به روشني جلوه‌گر است و جلوه‌هاي کامل‌تري از جمال و جلال حق را نشان مي‌دهند، نتوانسته‌اند به اين مقام بار يابند؟ فهم اين نکته که فرشتگان چرا و چگونه نتوانستند حق خلافت را ادا کند،نيازمند دقت و تأمل بيش‌تر از حد معمول است.
مراد از خلافت الهي انسان همان جلوه جامع بودن اوست .از طرفي فرشتگان با وجود اين که آيينه شفاف صفات حق‌اند، از جامعيت لازم برخوردار نيستند تا همه اسما و صفات در وجود آنها متجلي گردد. از اين رو انسان که از گسترده وجودي و جامعيت کامل بهره دارد، شايسته پوشيدن رداي خلافت الهي شده است.(5)
بنابراين مراد از خلافت الهي به انسان اين است که آدمي اگر درست عمل کند، مي‌تواند همه اسما و صفات خدا را در وجود خود تجلي کند و مظهر همه اسما شود، گرچه اين امر عملاً تنها در وجود انسان کامل (انبيا و اولياي معصوم) تحقيق مي‌يابد. ولي به هر حال انسان از اين جامعيت برخوردار است بر خلاف ساير موجودات و حتى فرشتگان که تنها مي‌توانند مظهر برخي اسماي الهي باشند و نه همه اسما.
در نتيجه تکيل حکومت در واقع از دامنه ولازمه خلافت الهي انسان است و نه هدف اصلي. چه اين که بر خلاف آن چه در پرسش تصور شده در فرايند تاريخ بشر در مقطع مختلف انبيا و اوليا الهي در راس جامعه بوده اند وبه اجراي احکام دين الهي مشعول بوده اند که از آن ميان تشکيل حکومت توسط پيامبر اسلام در مدينه و تشکيل حکومت امير مومنان در کوفه است.
در باره فراز پاياني پرسش بايد گفت با تشکيل حکومت عدل گستر مهدوي نه تنها هدف به نهايت مقصد نمي رسد. بلکه تازه آغاز تحقق اهداف الهي است بدين بيان که اصل فلسفه ظهور امام زمان، حاکميت دين و قوانين خداوند، عبوديت، تکامل مادي و معنوي، به کمال رسيدن انسان و تأمين سعادت دنيا و آخرت بشر مي‌باشد. اين خواست همه انبيا و امامان و بزرگان دين بوده و هست. اين امور، در سايه تشکيل حکومت آرماني و جهاني امکان پذير است. امام زمان(ع) به تشکيل حکومت مي‌پردازد تا استعدادها به فعليت رسيده و خواست هاي انسان ها مانند: عدالت، (6) رفاه، تکامل، (7) رشد اقتصادي و معنويت و... تأمين گردد. (8) امام زمان(ع) با تشکيل چنين حکومتي به هدايت و رهبري جهان پرداخته، همه خواسته‌هاي انبيا و بزرگان دين و بشريت را برآورده مي‌نمايد و فلسفه امامت را به منصه ظهور مي رساند. قران کريم در اين باب فرمود :
- «وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»؛ (9) «ما مي خواهيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم».
امام على فرمود: «دنيا پس از چموشى و سرکشى - همچون شترى که از دادن شير به دوشنده‏اش خوددارى مى‏کند و براى بچه‏اش نگه مى‏دارد - به ما روى مى‏آورد... . سپس آيه "وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ" را تلاوت فرمود». (10)
ونيز فرمود : - «وَ لَقَدْ کَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»؛ (11) «در زبور، پس از تورات نوشته ايم که زمين را بندگان شايسته من به ارث مى برند».
با توجه به مطالبي ياد شده، به طور مشخص اين نکته معلوم گرديد که اصلي ترين راز و فلسفه مهدويت اين است که عدالت در عرصه هاي مختلف هستي ‌گسترش يافته و زمين در سايه عدل کلي قرار مي گيرد. اين امر، همان حقيقتي است که با بعثت انبيا آغاز شده و با ظهور حضرت مهدي تکميل مي‌گردد؛ يعني نهال اين آرزو و هدف متعالي به دست انبيا به خصوص مقام ختمي مرتبت نگاشته شده و در زمان حضرت بقيةالله به بار مي‌نشيند. قرآن کريم در اين باره سخن زيبايي دارد و فرموده: «لقد أرسلنا رُسلنا بالبيّنات وأنزلنا معهم الکتاب والميزان ليقول الناس بالقسط»؛ (12) «پيامبران خود را با دلايل آشکار فرستاديم و با آن ها کتاب و ميزان فرود آورديم تا مردم به قسط و عدل برخيزند».
بر اساس اين آموزه متعالي قرآن، معلوم مي‌شود که هدف نهايي بعثت انبيا، پديد آوردن شرايطي در جامعه بشري بوده است که آدميان هر کدام به نوبه خود بتوانند بر پا کننده قسط و عدل باشند. اين مهم، حقيقتي است که در زمان ظهور مهدي به عنوان آخرين حجت الهي و جانشين خاتم انبيا به طور کامل عينيت خواهد يافت. درختي عدل‌گستر در زمان حضرت مهدي به بار مي‌نشيند؛ هرچند نهال آن به دست انبيا (ع) کاشته شده است. (13)
گفتني است که اين نکته مهم که آدميان به حدي از رشد و کمال برسند که هر کدام اقامه کننده قسط و عدل باشند، چيزي نيست که به آساني قابل تحقق باشد؛ سال‌ها بايد بگذرد تا انديشه آدمي به آن حد از کمال برسد که در پرتو هدايت رهبر آسماني و قدسي خود اقامه کننده قسط و عدل باشد. بي‌ترديد، آن مهم در زمان پيامبران دست نيافتني بود؛ ولي در عصر ظهور حضرت مهدي دست يافتني خواهد شد. از اين رو، عصر مهدي، ظهور و تجلي کامل دين ختمي مرتبت و تحقق عدل کلي و جهاني است.
پي‌نوشت‌ها:
1. لغت‌نامه دهخدا، نشر دانشگاه تهران،1373ش، ج6 ، ص8694 ماده خلافت و خليفه.
2. فصلت (41) آيه 54.
3. نساء (4) آيه 33.
4. ر،ک: صادقي پيامبر اعظم در نگاه عرفاني امام خميني نشر مؤسسه آثار امام، 1386ش، ص 175.
5. همان، ص 180.
6. محدث نوري، مستدرک الوسائل،نشر مؤسسه آل البيت، قم، 1403 ق. ج 12، ص 283،
7. محمد بن مسعود عياشي، تفسير عياشي،نشر دار الکلتب السلامية، تهران، بي تا. ج 2، ص 87.
8. همان، ص 222.
9. قصص (28)، آيه 5.
10. ناصر مکارم، تفسير نمونه، نشر دار الکتب الاسلامية، تهران، بي تا.ج ‏16، ص 18.
11. انبيا (21)، آيه 105.
12. حديد (57)، آيه 25.
13. محمد امين صادقي، آموزه‌ مهدويت در عرفان اسلامي،نشر علمي فرهنگي، تهران، 1386 ش. ص 133.
پرسش 2:
2- اينکه معصومين دوباره رجعت مي کنند و حکومت مي کنند حقيقت داره؟

پاسخ:
$$
"‌رجعت" از عقايد معروف شيعه است. بعد از ظهور‌حضرت مهدي(‌عج) و در آستانه رستاخير، گروهي از مؤمنان خالص و کفار و طاغيان بسيار شرور به جهان‌بازمي‌گردند. گروه اوّل مدارجي از کمال را طي مي‌کنند. گروه دوم کيفرهاي شديدي مي‌بينند. مرحوم سيد‌مرتضي از علماي شيعه مي‌فرمايد:
‌خداوند بعد از ظهور حضرت مهدي گروهي از کساني را که قبلاً از دنيا رفته‌اند، به جهان‌بازمي‌گرداند، تا در ثواب و افتخارات ياري او و مشاهده حکومت حق بر سراسر جهان شرکت جويند. نيز‌گروهي از دشمنان سرسخت را بازمي‌گرداند تا از آن‌ها انتقام گيرد.
‌بعد مي‌فرمايد: دليل بر اثبات اين عقيده اجماع اماميه است، زيرا احدي از آن‌ها با اين عقيده مخالفت ‌نکرده است.(1)
‌مرحوم علامه مجلسي (ره) مي‌فرمايد: بيش از دويست حديث درباره رجعت داريم که چهل و چند نفر از راويان متفاوتند . علماي بزرگوار در بيش از پنجاه کتاب آورده‌اند و اين روايات وقوع رجعت را تأييد مي‌کنند. (2)
‌امام صادق (ع) در حديثي مي‌فرمايد:« ‌ان الرجعهْْ ليست بعامهْْ، و هي خاصهْْ، لا يرجع الاّ من محض الايمان محضاً، او محض‌الشرک محضاً ؛ رجعت عمومي نيست بلکه جنبه خصوصي دارد. تنها گروهي بازگشت مي‌کنند که ايمان خالص يا ‌شرک خالص دارند». (3)
روشن است كه در راس اين مومنان خالص امامان معصوم قرار دارند و ايشان هم رجعت خواهند نمود .
هرچند در مورد رجعت امامان روايات خاص زيادي هم وجود دارد ، از بررسي احاديث رجعت استفاده مي‌شود نخستين کسي که براي فرمانروايي جهان رجعت مي‌کند حضرت امام حسين عليه السلام است. اگر چه طبق روايات حضرت علي عليه السلام نيز رجعت مي‌کند (4). ولي در مجموع به دست مي آيد كه بعد از حضرت بقيه‌الله اولين کسي که رجعت مي‌کند و بر سراسر جهان فرمانروايي مي‌کند، حضرت امام حسين (ع) است .
امام صادق فرمود: نخستين کسي که زمين (قبرش) براي او شکافته مي‌شود و رجعت مي‌کند حسين بن علي (ع) است. (5)
کتابهاي بسياري درباره رجعت تاليف شده که براي مطالعه بيشتر مي توانيد به آن ها رجوع نماييد :
- بازگشت به دنيا در پايان تاريخ (تحليل مسئله رجعت) تاليف خدا مراد سلمان، نشر بوستان کتاب، قم، 1384 ش.
- شيعه و رجعت، تاليف طبسي محمد رضا، دار النشر، قم، 1376 ش.
- رجعت يا بازگشت به جهان، تاليف محمد رضا ضميري، نشر موعود عصر، تهران، 1378 ش.
- رجعت از ديدگاه عقل و قرآن و حديث، تاليف حسين طارمي‌راد، نشر جامعه مدرسين، قم، 1377 ش.

پي نوشت ها:
1. آيه الله مكارم شيرازي ، تفسير نمونه،ج 15، ص 556. دار الکتب الإسلاميه ، تهران، چاپ اول، 1374 ش.
2. علامه مجلسي ، بحارالانوار. انتشارات اسلاميه ، تهران ، ج 53، ص 39
3. همان.
4. دوانى على ، مهدى موعود- ترجمه جلد سيزدهم بحار ، ص 1207، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران‏، 1378 ش‏
5. بحارالانوار، ج 53، ص 62؛ همان

پي نوشت ها:
1. مكارم شيرازي، تفسير نمونه، چ دار الکتب الاسلاميه، تهران، 1379ش،ج 15، ص 556.
2. همان، ص 556.
3. همان، ص 556.
4. همان، ص 557.
5. علامه مجلسي ، بحارالانوار، دارالکتب الاسلاميه ، تهران بي تا ، ج 53، ص 122.
6. همان، ص 39.
7. همان.

پرسش 3:
اينکه خداوند در قرآن، آيه 31 سوره بقره مي فرمايد که علم اسماء را همگي به آدم آموختيم يعني خداوند تمام ويژگي هاي خودش رو در انسان کامل قرار داده و انسان کامل تونسته از عهده اين بار سنگين بر بياد؟(در طرح ولايت يکي از اساتيد ما گفت امام معصوم مثل خداست و تمام ويژگي هاي خدا رو داره با اين تفاوت که او عبد خداست
پاسخ:

خداوند به هنگام خلقت آدم و ذريه اش خطاب به ملائکه فرمود:
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسِدُ فيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَك (1)
"من در روى زمين، جانشينى [نماينده‏اى‏] قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا!» آيا كسى را در آن قرار مى‏دهى كه فساد و خونريزى كند؟!
از اين که خدا هدف خلقت را "قرار دادن خليفه" ذکر کرده و ملائکه به اعتراض ، موجود زميني را سفاک و فسادگر و غير شايسته براي مقام خلافت شمرده و خود را مظهر تقدس و سبوحيت و منزهي خدا دانسته اند و خداوند با تاييد ضمني حرف آنها فرموده:
إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون
من حقايقى را مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد.
معلوم مي شود که منظور از "خليفه" مظهر و نمايانگر است. زيرا خداوند در همه جا حاضر است و از جايي غايب نمي شود تا جانشين بخواهد و ملائکه هم خود را در سبوحيت و قدوسيت نمايانگر و مظهر خدا شمردند و خداوند ضمن اين تاييد فرمود ولي من در آدم چيزي مي دانم که شما نمي دانيد و بعد با تعليم اسماء (که همه حقايق خلقت اند و فقط خدا عالم به حقيقت آنها است)، نشان داد که فقط آدم مي تواند مظهر و آيينه تمام نماي خدا باشد و ملائکه وقتي اين مظهريت تامه را ديدند، به خضوع و تسليم درآمدند. در دعاي رجبيه که از ناحيه امام زمان رسيده، اين مظهريت تامه به اين صورت بيان شده:
اللهم ! إني أسألك بمعاني جميع ما يدعوك به ولاة أمرك المأمونون على سرك المستبشرون بأمرك الواصفون لقدرتك المعلنون لعظمتك ، أسألك بما نطق فيهم من مشيتك فجعلتهم معادن لكلماتك وأركانا لتوحيدك وآياتك ومقاماتك التي لا تعطيل لها في كل مكان ، يعرفك بها من عرفك لا فرق بينك وبينها 28 إلا أنهم عبادك وخلقك فتقها ورتقها بيدك، بدؤها منك وعودها (2)
خدايا از تو مي خواهم به حق معناي همه آنچه اولياي امورت تو را بدان مي خوانند، همانان که بر اسرار خود امين ساختي و به امر خود بشارت ها دادي و توصيف کنندگان قدرت تواند و آشکار کنندگان عظمت تو ، از تو مي خواهم به حق آنچه به مشيتت در باره آنها گفتي و آنان را معادن کلمات خود و رکن هاي يگانگي و آيات و مقاماتت قرار دادي ، آيات و ارکان و مقاماتي که تعطيل پذير نيستند و در همه مکان ها و همه زمانها مي باشند و با اين مظاهر آيات و کلمات و مقامات است که تو شناخته مي شوي و اين مظاهر را با تو فرقي نيست (و مظهر تامه تو هستند) جز اين که آنان بندگان تواند که رتق و فتقشان با توست . از تواند و به سوي تو باز مي گردند.
پي نوشت ها:
1. بقره (2) آيه 30.
2. شيخ طوسي، مصباح المتهجد، بيروت، فقه الشيعه، 1411 ق، ص 803.