آیا عدالت خدا درباره همه انسانها اجرا شده است.مثلا اگر کسی در یک خانواده فاسد غربی متولد میشود و کسی دیگر در یک خانواده مومن و مذهبی و با دین اسلام و مذهب شیعه متولد میشود آیا در این مورد عدالت خدا اجرا شده است.
در مورد تفاوت وضعیت افراد در محیط های تربیتی متفاوت این حقیقت غیر قابل انکار است که شرائط و موقعیت های خاص در زندگی و رشد و تربیت هر انسانی می تواند تاثیرات به سزایی در گرایش و عملکرد او در آینده داشته باشد. در بسیاری از موارد دیده می شود که کودک متولد در فضای تربیت دینی یا متولد از والدینی آراسته و متدین، تبدیل به انسانی با گرایش دینی و مذهبی می شود. اما فردی که در فضای بی دینی و بی توجهی نسبت به مسائل معنوی متولد می شود، بهره چندانی در این حوزه نمی برد.
بروز این اختلافات و تفاوت ها امری ناگزیر و از سر ناچاری و بر اساس ساختار علّی و معلولی عالم است؛ زیرا معنا ندارد که در خانواده یک زوج در آمریکای جنوبی توالد و تناسل شکل بگیرد. اما فرزندشان در مالزی یا ایران به دنیا بیاید یا ثمره ازدواج والدینی در ایران تولد کودک در یک کشور اروپایی و در محیطی متفاوت از مکان و علل ایجادی اش باشد .
همه این ویژگی های ژنتیکی و خانوادگی و اجتماعی فرد را ملزم به انتخاب یک مسیر خاص در زندگی نمی کند؛ از نظر جهان بینی اسلامی همه انسانها از آزادی، اختیار و قدرت بر تصمیمگیری برخوردارند. خودشان سرنوشت خویش را رقم میزنند. بايد بر اساس عقل و دانش و درك خود به حقيقت هر چه كه باشد ايمان بياورند. تكليف براي مسلمان زاده و مسيحي زاده و يهودي زاده و ... مساوي است.
ما به روشني موارد متعدد نقض را در اين زمينه مي يابيم كه به رغم همه علل محيطي و ژنتيكي و تربيتي و ... باز عنصر اختيار فرد و كنش هاي خودخواسته نقش بسزايي در تعيين جهت حركت فرد در مسير زندگي ايفا مي كند. همه اين علل و عوامل نمي تواند نوعي جبر و عدم اختيار را براي فرد رقم بزند.
در واقع ادعاي اين كه همه حركت ها و جهت گيري هاي انسان در مسير زندگي معلول عوامل ناخواسته و بدون اختيار انسان است كه در مغز وي رقم خورده، ادعايي بي دليل است كه به هيچ وجه قابل اثبات نيست . اگر معيار عوامل محيطي و تربيتي و ژنتيكي و مانند آن باشد، چرا دو فرد همزاد و دوقلو كه با ساختار DNA مشابه و با خواص ژنتيكي نزدیک به هم و حتي با خصوصيات رفتاري مشابه در يك محيط تربيتي و آموزشي رشد و نمو مي يابند، در ادامه زندگي مسيري متفاوت از هم پيدا مي كنند و كنش هايي كاملا متفاوت از هم بروز مي دهند؟
پس تولد نه در خانه یک مسلمان شیعه فرد را شیعه و مومن و حتی مسلمان می کند و نه تولد در خانه کفر و بلاد شرک مسیر شرک و کفر را به طور قطع برای فرد رقم می زند ، اما با وجود این تاثیرات محیطی و تربیتی حقیقتی غیر قابل انکار است و نمی توان آن را نادیده گرفت اما با این وجود نکته مهمی که از آن غفلت کرده اید، این است که خداوند هیچ گاه به یک شکل و یک صورت از ما توقع عمل و انجام وظیفه ندارد.
یکی از سنّت های الهی این است که خداوند برای همه انسان ها به اقتضای داشته ها و توانایی های فکری ، جسمی و محیطی و... ، مسئولیتها و تکالیف شان را تعیین می نماید . بنا بر توانمندی ها و ابزار و عوامل موفقیت از آن ها بازخواست خواهد کرد.
این همان حقیقتی است که با تعابیر مختلف در قرآن به آن اشاره شده مانند: «لایکلف الله نفسا الا وسعها » (1) هیچ کس را جز به اندازه توان او تکلیف نمی کنیم . این عدالت خداوند در مقام تشریع و تکلیف است . همچنین در مقام محاسبه و بازخواست و توقعات نیز چنین عدالتی با دقت تمام رعایت می شود : «و نضع الموازین القسط لیوم القیامه فلا تظلم نفس شیئاً؛ (2) ترازوهاى عدل را در روز رستاخیز مى نهیم , پس هیچ کس ستمى نمى بیند» .
در آزمون دنیا شرایط مسابقه و میدان عمل و نوع تکلیف برای انسان ها یکسان نیست. زیرا کاملا روشن است که توان انسان ها در موقعیت های نابرابر، نابرابر خواهد بود . خداوند نیز بر اساس اختلافات و با توجه به عنصر اختیار در وجود هر انسان بر او تکلیف می کند تا در میدان مسابقه برای رسیدن به مقام قرب الهی به تلاش و کوشش بپردازد .
به علاوه بر اساس تفاوت ها است که در قیامت جزا و پاداش می دهد، هرچند در ظاهر تفاوت هایی در امتحان بندگان به نظر می آید. اما در حقیقت عدالت و یکسانی بی نظیری در جریان است ؛ مانند میدان مسابقه دو و میدانی که در یک پیست دایره شکل جریان می یابد . در مسافت های متوسط مانند دو های دویست و چهارصد متر به دلیل تفاوت افراد در مسیر طی شده ، خط استارت دوندگان، با هم تفاوت می کند .
در واقع مسئولان مسابقات برای آن که هر دونده ای 200 یا 400 متر خالص بدوند؛ با محاسبات دقیق به این نتیجه رسیده اند آن که در خط اول می نشیند؛ باید چندین متر از بقیه عقب تر باشد. آن که در خط آخر می نشیند؛ باید چندین متر از همه جلوتر باشد.
وضعیت ما در برابر تکالیف الهی و توقعاتی که از ما می رود ،همین گونه است . یعنی خداوند هرگز نگفته موقعیت هایی که برای شماست، نسبت های مساوی دارند؛ بلکه خداوند نسبت های عادلانه برای آن ها قرار داده است.
محاسبه خداوند در خصوص افراد گوناگون و عدالت لحاظ شده ،در این فرایند از چنان پیچیدگی برخوردار است که به راحتی نمی توان آن را دریافت ؛ این امر تا حدی دقیق است که حتی دو انسان با یک محیط رشد و شرایط زندگی و والدین مشترک را نیز نمی توان یافت که امتحانات الهی ، تکالیفی که از آن ها انتظار می رود ، سختی و آسانی مسئولیت هایی که در زندگی بر عهده آن ها نهاده می شود ، نمره قبولی آن ها و نحوه محاسبه الهی در قیامت در برابر اعمال شان یکسان باشد .
همه با محاسبه تفاوت های روحی و فکری و فرهنگی و محیطی و با دقتی بی نظیر در مورد هر فرد ملاحظه و اعمال می گردد . واقعا معلوم نیست در فردای قیامت مومنان به ظاهر درستکار که ظاهر الصلاح بودند و متناسب با محیط پرورش خود متدین و معتقد گشته اند، اهل سعادت و نجات خواهند شد یا همان افراد به ظاهر بیزدین یا کم ایمان و آلوده به معاصی که در نظر بسیاری از ما از حیطه دین و دیانت خارجند ؛ آنچه بر ما روشن است ،آن است که خداوند عادل است و چنان که خود در قرآن فرموده ،به اندازه رشته باریک میان هسته خرما به کسی ظلم نمی نماید .(3).
در مورد افراد دیگر کشورها و محیط های کاملا دور از تعالیم اسلامی هم مساله به همین نسبت است ، یعنی وضعیت مسئولیت و تکالیفی که خداوند از من و شما و دیگر افرادی که در کشورهای اسلامی و در متن دین حق و شریعت واقعی رشد یافته اند ، می طلبد ، با انسان هایی که در مناطق مختلف دیگر همچون کشورهای غیر اسلامی یا اقوام بدوی و قبایل ابتدایی مناطقی چون صحراهای آفریقا یا جنگل های آمریکای جنوبی زندگی می کنند ، کاملا متفاوت است . هیچ گاه همسانی و همانندی وجود ندارد .
به این دلیل است که خداوند در قرآن مجید میفرماید: «و ما کنّا معذبین حتی نبعث رسولاً؛ هیچ طایفه ای را عذاب نمی کنیم . مگر اینکه فرستاده ای را برای شان مبعوث کرده(و حجت را بر آن ها تمام کرده) باشیم».(4)یعنی میزان و معیار در مطالبه عقیده و عمل صحیح از افراد و در نتیجه عذاب و ثواب در محاسبه این اعمال ، وجود ارشاد و هدایت و تبیین مسیر صحیح توسط پیامبران الهی و مانند آنان است .
این حقیقتی است که در روایات ما هم مورد اشاره قرار گرفته و حتی از انسان هایی نام برده شده که به خاطر تمام نشدن حجت بر ایشان در قیامت یا برزخ به نوعی مورد محاسبه و آزمون قرار می گیرند. (5) حتی بابی در این زمینه در کتاب های روایی باز شده تحت عنوان کسانی که حجت بر آنان تمام نشده است .
در هر حال از نگاه اسلام همه انسان ها ، چه مسلمان زادگان و چه کفار و پیروان سایر ادیان الهى وظیفه دارند درباره دین حق و شریعت حقیقی زمان کنونی تحقیق کنند . دستورهاى ادیان را با هم مقایسه کرده، به حقیقت دست یابند . زندگی خود را بر اساس آن تنظیم نمایند ، در نتیجه چه بسا ایمان بی تحقیق و تقلیدی بسیاری از مسلمانان هم در آخرت ثمر چندانی برای آن ها نداشته ،آن ها را با چالش و مشکلات بسیاری مواجه نماید .
در خصوص غیر مسلمانان هم همین ضرورت وجود دارد . آنان موظف به تحقیق و بررسی در خصوص عقاید آبا و اجدادی خود و دیگر ادیان موجود در جهان هستند ، اما یقینا شرایط افراد در این تحقیق برابر نخواهد بود و تفاوت موقعیت افراد در این رابطه به روشنی مورد ملاحظه قرار می گیرد .
اگر شرایط تحقیق و رسیدن به اسلام برای آن ها فراهم نبوده ،یا نتوانستند به منابع واقعی اسلام مراجعه نمایند، یا اصلا مسئله ضرورت تحقیق از دین برای شان مطرح نبوده ، یا پس از تحقیق (بدون هیچ غرض ، عناد و انگیزه شخصی ) به این نتیجه رسیدند که دین خودشان درست است و از طرفى به محتواى دین خود عمل کردند و بر کسى ظلم نکردند، چون حجت و دلیل بر اعتقاد خود دارند، خداوند آنان را عذاب نمىکند . چه بسا به مرتبه ای نائل شوند که اهل بهشت شوند .
اگر یک فرد مسلمان دین اسلام را از روی تحقیق و بررسی بشناسد و به همین نسبت فردی مسیحی هم به حقانیت اسلام پی برده، به این کیش بگرود ، یقینا شرایط مساوی و برابری را نخواهند داشت . جایگاه ارزشی آن فرد مسیحی که دین سنتی خود را تغییر داده ، با مسلمان زاده ای که کار آسان تری را پیش رو داشته، مساوی نخواهد بود .
هرچند یک فرد به اسلام و حقیقت شرعت آخرالزمان راه نیابد ، باز تکلیف از گردن او ساقط نبوده ، بر اساس حکم عقل و فطرت انسانی خود و همچنین براساس آموزه های دین و شریعتی که آن را بر حق می داند ، ملزم به کنترل اعمال و رفتارهای خود است . اگر چنین فردی منطبق بر این اصول به اعمالی که از نظر دین ما گناه محسوب می شود نباشد ، نمی توان او را آلوده در گناه و ابتذال قلمداد نمود . چه بسا وضعیت چنین فردی در قیامت به مراتب بهتر از یک مسلمان بی عقیده و گنهکار باشد .
پی نوشت ها :
1. بقره (2) آیه276.
2. انبیا(21)آیه 47.
3. نساء(4) آیه 124.
4. مائده (5) آیه 73.
5. علامه مجلسی ، بحارالانوار، دارالکتب الاسلامیه ، تهران، بی تا ، ج 5، ص 289، حدیث 2و 3، باب اطفال و کسانی که در دنیا بر آن ها حجّت تمام نشده است.






