چرا در متن قرآن هیچ اشاره روشنی به مسئله ای نمی شود و همه چیز در حاله ای از ابهام است و از یک چیز میتوان تفسیرهای متعدد کرد

.برادر بزرگوار این پرسش شما گویای عدم اطلاع جدی شما از آیات قرآن مجید و اهداف و اسرار نزول قرآن است لذا لازم است به جواب ما توجه بفرمایید.
خداوند منان می فرماید :
وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ؛ (1)و ما اين كتاب آسمانى (قرآن) را بر تو نازل كرديم كه بيان همه چيز در آن است.
از مهمترين مباحثى كه در این قیبل آيات به ميان آمده" تبيان كل شى‏ء" بودن قرآن است.
" تبيان" (به كسر" ت" يا فتح آن) معنى مصدرى دارد، يعنى بيان كردن و از اين تعبير با توجه به وسعت مفهوم" لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ" به خوبى مى‏توان استدلال كرد كه در قرآن، بيان همه چيز هست، ولى با توجه به اين نكته كه قرآن يك كتاب تربيت و انسان سازى است كه براى تكامل فرد و جامعه در همه جنبه‏هاى معنوى و مادى نازل شده است روشن مى‏شود كه منظور از همه چيز، تمام امورى است كه براى پيمودن اين راه لازم است، نه اين كه قرآن يك دائرة المعارف بزرگ است كه تمام جزئيات علوم رياضى و جغرافيايى و شيمى و فيزيك و گياه شناسى و مانند آن در آن آمده است، هر چند قرآن يك دعوت كلى به كسب همه علوم و دانش ها كرده كه تمام دانش هاى ياد شده و غير آن در اين دعوت كلى جمع است، به علاوه گاه گاهى به تناسب بحث هاى توحيدى و تربيتى، پرده از روى قسمت هاى حساسى از علوم و دانش ها برداشته است، ولى با اين حال آن چه قرآن به خاطر آن نازل شده و هدف اصلى و نهايى قرآن را تشكيل مى‏دهد، همان مساله انسان سازى است، و در اين زمينه چيزى را فروگذار نكرده است.
و گاهى انگشت روى جزئيات اين مسائل گذارده و تمام ريزه‏كاري ها را بيان مى‏كند مانند احكام نوشتن قراردادهاى تجارتى و اسناد بدهكارى كه در طولانى‏ترين آيه قرآن(2) طى 18 حكم بيان شده است.
و گاهى مسائل حياتى انسان را به صورت هاى كلى و كلى‏تر مطرح مى‏كند، مانند آيه‏ : إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى‏ وَ يَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ؛ (3)خداوند فرمان به عدل و احسان و بخشش به نزديكان مى‏دهد و شما را از هر گونه زشتى و منكر و ستم، نهى مى‏كند.
حتى فروع اين دستورهاى كلى را نيز بلاتكليف نگذارده، و مجرايى كه بايد از آن مجرا اين برنامه‏ها تبيين شود بيان كرده و مى‏گويد: وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا؛ (4)" آنچه پيامبر به شما دستور مى‏دهد اجرا كنيد و آنچه شما را از آن نهى مى‏كند بازايستيد"
هر قدر انسان در اقيانوس بى‏كرانه قرآن، بيشتر شناور شود و به اعماق آن براى استخراج گوهرهاى برنامه‏هاى سعادت بخش، فروتر رود، عظمت اين كتاب آسمانى و شمول و جامعيت آن آشكارتر مى‏شود.
و درست به همين دليل آنها كه در زمينه اين برنامه‏ها دست نياز به اين سو و آن سو، دراز مى‏كنند، مسلما قرآن را نشناخته‏اند، و آنچه خود دارند، از بيگانه تمنا مى‏كنند.
اين قبیل آيات علاوه بر اين كه اصالت و استقلال تعليمات اسلام را در همه زمينه‏ها مشخص مى‏كند بار مسئوليت مسلمانان را سنگين‏تر مى‏گرداند، و به آنها مى‏گويد: با بحث مستمر و پى‏گير در قرآن، هر چه را لازم داريد از آن استخراج كنيد.(5)
پس بسیاری از آیات به صورت شفاف مسائل را بیان کرده است. اما هر کسی به اندازه ظرفیت خویش از آن بهره می برد.
پی نوشت:
1.نحل( 16) آیه 89.
2. بقره(2)آيه 282 .
3.نحل( 16) آیه90.
4.حشر( 59) آيه 7.
5.مکارم شیرازی ناصر، تفسیر نمونه، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1379ش ج‏11، ص 362.