سلام علیکم
دین به ما توصیه می کند که تقوا داشته باشیم و همینطور دنبال تزکیه نفس خود باشیم همینطور بزرگان علما فرموده اند که راه سعادت انسان در تزکیه نفس وتقوا است سوال من اینست که ایا برای این راه میبایست استاد داشت یا خیر واینکه استاد از کجا میتوان یافت وچه کسی را میتوان به عنوان استاد انتخاب کرد با توجه به اینکه من طلبه هم نیستم . شاید شما در جواب من بگویید که مثلا فلان بزرگ فرمودند که شما همان رساله عملیه رادنبال کنید خوب این گفته کاملا درست است و مرحله اول هرتقوا همین رساله عملیه و انجام واجبات و ترک محرمات است ولی اضافه بران چه کار باید کرد مثلا من امروز به نظرم میرسد فلان ذکر را بگویم در حالی که ممکن است به حال من نه تنها مفید نیست بلکه مضر هم باشد و شخصی را مثلا یک استاد با توجه به اینکه این استاد کاملا بر حال شاگرد واقف است به یک ذکری راهنمایی کند که خیلی برای او سودمند باشد ویا او را از انجام یک عملی باز دارد که خود ان شخص گمان نمیکند بد باشد همینطور نشست و برخاست با یک استاد ودیدن کارهای او و سخنانش در انسان تاثیر گذار است و خیلی از بزرگان علما نیز فرموده ان که بدون استاد ممکن نیست انسان این راه را طی کند و نکته دیگر اینکه من ممکن است یک عمل مستحبی را بخواهم انجام دهم و لی نمیدانم کدام عمل برای من مفید تر است یا به خاطر تند روی اصلا از دین زده شوم یا حتی از اذکار خیلی مفیدی محروم شوم برای همین وجود استاد به نظر لازم میرسد .
با تشکر

بسیاری از علمای سیر و سلوک عقیده دارند که رهروان راه کمال باید زیر نظر استاد کار کنند. مرحوم بحرالعلوم و علامه طباطبایی بر این نکته تأکید کرده اند.بعضی از آنان لزوم رجوع به استاد را فقط در ابتدای کار لازم دانسته اند اما پس از پیمودن مراحل قابل ملاحظه ای، دیگر همراهی آن ها را لازم نمی دانند. بهره گیری از استاد خاص یعنی پیامبر(ص) و پیشوایان معصوم(ع) در تمام مراحل لازم است. برای اثبات این موضوع به داستان موسی و خضر استناد کرده اند که موسی با این که پیامبر بود،بی نیاز از خضر نبود. بخشی از راه را به کمک او پیمود:
طی این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است، بترس از خطر گمراهی
همه در این جهت نیز اتفاق نظر دارند که در انتخاب استاد باید دقت کرد.چه بسا افرادی خود را استاد قلمداد کرده،در حالی که از رهزنان بوده اند. از طرفی هر چند نمی توان انکار کرد که وجود استاد خصوصی و مدد گرفتن از انفاس قدسی نیکان وسیله خوبی برای نیل به کمال و طی طریق می باشد. امام علی(ع) می فرماید:
ای مردم، چراغ دل را از شعلة گفتار واعظی با عمل، روشن سازید.(1)
بدون استاد داشتن نیز می توان با استفاده از آیات و روایات و کلمات بزرگان و مطالعة سیره نظری و عملی معصومان و التزام عملی به آن ها، این راه را پیمود.(2)
بر این اساس اگر ذکری از امام معصوم وارد شده باشد، نیاز به گفتن آن زیر نظر استاد اخلاق نیست. طبق فرمایش معصوم عمل کنید حتما سودمند خواهد بود.
در سوال گفته اید بعد از انجام واجبات وترک محرمات چه باید کرد؟
در روایات وارد شده «مَا يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ عَبْدٌ مِنْ عِبَادِي بِشَيْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ إِذاً سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ وإِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ (3)نزديك نمى‏شود به من بنده من به سبب چيزى كه دوستتر دارم آن را از چيزهائى كه واجب گردانيده‏ام بر او اقدام به آن را، (يعنى اقدام به واجبات را از همه چيز دوستتر مى‏دارم و از همه چيز بيشتر باعث نزديكى به من مى‏شود.) و بدرستى كه او نزديكى می جويد به من اعمال سنّتى نيز تا من دوست دارم او را، پس چون دوست داشتم او را هر آينه گوش او خواهم بود كه به او مى‏شنود، و چشم او خواهم بود كه به آن مى‏بيند، و زبان او خواهم بود كه به آن سخن مى‏كند، و دست او خواهم بود كه به آن مى‏گيرد.
با توجه به این روایت، می بینید که واجبات از جایگاه بسیار ویژه ای بر خوردار است. اما شما که بیشتر از واجبات می خواهید اعمالی را انجام بدهید به نافله های نمازها و قرائت قرآن و تعقیبات مشترکه که در مفاتیح آورده شده اهتمام داشته باشید. همچنین در اعمال مستحبی هر کدام اخلاص بیشتر در آن باشد. برایتان مفیدتر و مثمرثمر خواهد بود.
پی نوشت ها:
1. نهج البلاغه، خطبة 105.
2. مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن،مدرسه امام علی بن ابیطالب علیه السلام،قم،1379،ج 1، ص 147 .
3. شیخ کلینی، اصول کافی،‌دارالکتب الاسلامیه،تهران،1365ش، ج 2 ،ص 353.