با سلام.
در این ایه از کلمه مالکیت بر زنی که در جنگ اسیر شده .ایا زنی اسیر میباشد که در جنگ شرکت کرده باشد و بعد اسیر شود و یا هر زنی از ان دیار حکم اسیر را دارد؟
ایا گفتن مالک ان شدن دید اموال گونه رو به زن نسبت نمیده؟
ایا کنیزی که کافر باشه میشه باش ازدواج کرد و یا رابطه جنسی با اون داشت؟(چون با مسلمان ازدواج دائم و با اهل کتاب میشه ازدواج موقت کرد و در غیر این صورت نمیشه).ممنون.
در گذشته قدرتمندان به زور ضعیفان را می گرفتند و اسیر و برده خود می ساختند و آنان را به کار گرفته یا می فروختند که اسلام این گونه به بردگی گرفتن انسان های آزاد را به شدت نهی کرد.
دیگر این که در گذشته در جنگ ها هم ، گروه غالب بعد از پیروزی گروه مغلوب و زن و فرزند و دارایی آنها را تملک می کرد و به بردگی می گرفت.
اسلام اصولا جنگ هجومی را با همه لوازم آن ممنوع کرد و مسلمانان حق ندارند به کشور یا گروهی حمله برده و آنان را بکشند و زنان و مردانشان را به بردگی گرفته و اموالشان را غنیمت بدانند.
اما در جنگ دفاعی که از جانب مهاجمان غیر مسلمان بر مسلمانان تحمیل می شد به جهت مصالحی که وجود داشت، پیامبر به عنوان حاکم اسلام اجازه داد اسیران میدان جنگ را به بردگی بگیرند.
از طرف دیگر برده داری و خرید و فروش برده ها در آن زمان در جهان امری عادی بود و اسلام گر چه با برده داری موافق نبود ولی چاره ای جز مبارزه تدریجی با این معضله جهانی نبود از این رو اسلام اجازه داد برده ها را از نقاط دیگر جهان وارد کشور اسلامی کرده و به مسلمانان اجازه داد آنان را بخرند و راه های زیاد وجوبی و استحبابی برای آزاد شدن آنان قرار داد ( علت این اجازه و مصلحت های آن مفصل است و بحث مفصل می طلبد که از آن صرف نظر می کنیم).
با توجه به مختصر فوق در آن زمان افرادی به عنوان برده و کنیز در جامعه خرید و فروش می شدند و فرد با خریدن آنها مالک شان می شد و اگر مردی کنیزی را می خرید، مالک او می شد و می توانست او را به کار گمارده و از او بهره جنسی بگیرد و برای آمیزش با او به عقد یا اجازه او و ... احتیاج نداشت.
بنا بر این تنها زنانی را می شد اسیر گرفت که در میدان جنگ هجومی حضور یافته و جزو نیروهای جنگی و پشتیبانی جبهه دشمن باشند. اما سایر زنان و مردانی که در جبهه و میدان جنگ نبودند، را نمی شد اسیر گرفت و برده ساخت.
اما زنی که برده بود و او را برای فروش به مملکت اسلامی می آوردند ، مسلمان حق خرید او را داشت و موظف نبود از نوع برده شدن او تحقیق کند چون هم ممکن نبود و هم فایده نداشت.
بردگان جزو اموال بودند یا به خاطر ظلمی که خود کرده و به کشور اسلامی هجوم ظالمانه برده بودند و مسلمانان بعد از شکستشان، بر آنان منت نهاده و از کشتنشان صرف نظر کرده و آنها را به بردگی گرفته بودند یا به خاطر این که خارج از حوزه اسلام به جهت ظلم دیگران برده و مال شده بودند و مسلمانان را در این ظلم دخالتی نبود. این مال شدن هم اختصاص به زنان برده نداشت بلکه شامل زنان و مردان برده می شد.
کنیز کافر باشد یا مسلمان، ملک صاحبش است و برای بهره بردن جنسی از او به عقد احتیاج ندارد. ازدواج با کنیز یعنی این که کنیز ملک دیگری است این فرد با اجازه مولای کنیز با او ازدواج می کند یا به این معنا است که اول کنیزش را آزاد کرده و بعد با کنیزی که الآن آزاد شده ، ازدواج می کند.
اما امروزه بحث کنیز داری و ازدواج با آنها کلا منتفی است چون کنیزی وجود ندارد و بحث ازدواج موقت با اهل کتاب هم غیر از بحث کنیز است.






