سلام . چرا مردم زمان پیامبر با خود رسول الله مشکل یا دشمنی داشتند ؟ علتش چه بود ؟چرا بر اهل بیت پیامبر سخت میگرفتند ؟ چرا آزارشان میدادند ؟چرا دشمنان اسلام را نمی خواهند ؟

از زبان قرآن به بيان ويژگي هاي دشمنان اسلام كه با پيامبر و اهل بيت(ع) به دشمني مي پرداختند و همين ويژگي ها منشا دشمني آنان شده است مي پردازيم.
قرآن دشمنان اسلام را داراى خصلت هاى ناپسندى نظير نژادپرستى, قانون شكنى, خوى استكبارى و... مى داند. در آيه پنجم سوره حجر و در آيه 96 سوره بقره يكى از ويژگى هاى دشمنان اسلام دنياپرستى عنوان شده است.
در آيه 54 سوره نسإ و آيه 105 سوره بقره حسادت و بدخواهى يكى ديگر از خصلت هاى ناپسند دشمنان شمرده شده است.
همچنين در آيه 100 سوره اسرإ و آيه 53 سوره نسإ و آيه هاى 75 و 119 سوره آل عمران و آيه 74 سوره نسإ و آيه 175 سوره آل عمران و آيه 71 سوره طه و آيه 22 سوره انفال تنگ نظرى, خيانت, خشم و كينه, شيطان صفتى, خود را قيم مردم دانستن, و بالاخره بى شعورى از خصلت هاى ناپسند دشمنان اسلام محسوب شده است.
براي آگاهي بيش تر به تفسير آيات مذكور مراجعه نماييد.
مهم ترين علل مخالفت ودشمني با اهل بيت:
دنیاپرستی و جاه طلبی:
یكی از ویژگی‌های تمام نخبگانی كه در آن زمان با امیرالمومنین(علیه السلام) و ساير ائمه مخالفت كردند، این بود كه تشنه دنیا و ثروت یا طالب مقام بودند. آن ها به این نتیجه رسیدند كه با پیروی از مانند حضرت علی(علیه السلام) به خواسته های شان نخواهند رسید؛ به همین دلیل بنای مخالفت گذاشتند. كسانی كه از قبل حضرت علی(علیه السلام) را به خوبی می‌شناختند، از آغاز بنای مخالفت گذاشتند. برخی هم در ابتدا درست حضرت را نمی شناختند و فكر می‌كردند می‌توانند با حضرت كنار بیایند و به مطامع نامشروع خود برسند؛ اما در عمل تجربه كردند كه چنین چیزی امكان ندارد. از این رو در ابتدا همراهی كردند. اما سپس بنای جنگ با حضرت را گذاشتند.
نفاق و ایمان مصلحتی:
همه كسانی كه آن ها را جزو مسلمانان و مومنان صدر اسلام به حساب می‌آوریم، ایمان واقعی نداشتند. بهترین گواه بر این مطلب قرآن كریم است: و من النّاس من یقول آمنّا باللّه و بالیوم الآخر و ما هم بمومنین؛(1) برخی از مردم می‌گویند: ما به خدا و روز بازپسین ایمان آورده ایم، در حالی كه [حقیقتاً] ایمان ندارند.
اینان منافقان هستند. آیات زیادی در قرآن درباره منافقان نازل شده حتی سوره‌ای خاص به نام آن ها در قرآن وجود دارد. منافقان كسانی بودند كه در مسجد نماز می‌خواندند، روزه می‌گرفتند، به حج و جهاد می‌رفتند و انفاق می‌كردند، ولی نمازها و سایر عبادات و كارهای آنان فقط ظاهرسازی بود. ایمان آنان یا از روی مصلحت و یا از ترس جان شان بود؛ مانند «طلقا» كه بعد از فتح مكه، در واقع از سر ترس ایمان آوردند. عده ای نیز اسلام شان به این امید بود كه بتوانند در سایه اسلام به خواسته‌های خود برسند. آنان قبل از اسلام روابطی با علمای یهودی و مسیحی داشتند. از آن ها شنیده بودند پیامبری در جزیره العرب ظهور می‌كند. كارش بالا خواهد گرفت؛ به همین دلیل خود را در صف مسلمانان داخل كردند تا روزی بتوانند از موقعیت استفاده كنند. برای معرفی این گونه افراد می‌توان از تاریخ شواهدی به دست آورد.
منافقان در صدد بودند تا در اولین فرصت منویات خود را عملی سازند. از این رو بلافاصله پس از رحلت پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) دست به كار شدند.پرچم مخالفت با امیرالمومنین علی(علیه السلام) و توطئه علیه حضرت را بلند كردند.
امروزه دشمنان اسلام از بيداري اسلامي ،بيداري كه ريشه در دين داشته باشند،هراس دارند، زيرا تجربه نشان داده كه وقتي سر چشمه بيداري دين و اسلام باشد، تمام نقشه هاي دشمنان اسلام و استعمارگران به كنار زده مي شود.
آن ها در مطالعات خود،به اين موضوع پي برده ،از اين رو سر تيشه را به اصل و ريشه اسلام مي زنند. با اصل آن به مخالفت پرداخته و در صدد تخريب پايه هاي اصلي اسلامند.
اين تجربه از تاريخ صدر اسلام تاكنون بسيار رخ داده،نگاهي به تاريخ معاصر گواه بر اين مطلب است. در هند، در كشورهاى عربى و در ايران ، اين را تجربه كردند. هر جا كه احساس وجدان دينى در مردم بيدار بود ،نقشه هاى استعمار با مانع مواجه مى شد. ماجراى تنباكو و نهضت مشروطيت در ايران، حوادث خونين هند، در مقابل انگليسي ها ، برخورد افغاني هاى مسلمان با انگليسي ها در اواسط قرن نوزدهم ، حركت سيد جمال در مصر كه انگليسي ها را لرزاند. نمونه ها و گواه هايي بر اين مطلب است.
پي نوشت:
1. بقره(2)آيه 8.