سلام و عرض تسلیت ایام سوگ اباعبدالله الحسین.
برخی افراد معتقد هستند که وجود خدا بدیهی است و اثبات ناپذیر است و اگر گروهی وجود خدا را درک نمی کنند بخاطر این عظمت وضوح وجود خداست.
آیا نظر این گروه، نظر رسمی اسلام و تشیع است؟
اساساً آیا این نظر منطقی است؟
اگر آری چرا برای وجود خدا، از سوی علمای بزرگ اسلام مانند علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی و غیرهما، براهینی مانند صدیقین، امکان و وجوب و غیره مطرح می گردد؟ و آیا این دو امر برهان پذیری و برهان ناپذیری خدا، با هم تناقض ندارند؟
با تشکر به امید ظهور
در مجموع می توان گفت اکثر اندیشمندان اسلامی بر بدیهی بودن وجود خداوند اعتقاد دارند و به همین دلیل برهان فطرت به عنوان یک عامل تبیین و درک اصل بداهت ارائه می گردد و روشن است که دلیل فطری وجود خداوند نوعی علم حضوری به وجود اوست که برهان فطرت تلاش می کند فرد را در برخورداری از این علم درونی متنبه سازد ؛ در هر حال اصل بدیهی بودن وجود خداوند در نزد بشر امری مورد قبول اندیشمندان اسلامی است هرچند بر آن تصریح نکرده باشند .
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می فرماید:
« قرآن كريم اصل وجود خداى تعالى را بديهى مي داند يعنى عقل براى پذيرفتن وجود خداى تعالى احتياجى به برهان نمىبيند و هر جا از خدا صحبت كرده، عنايتش همه در اين است كه صفات او را از قبيل وحدت و يگانگى و خالق بودن و علم و قدرت و صفات ديگر او را اثبات كند.» (1)
اما در عین حال می توان گفت بدیهی بودن وجود خداوند به معنای بی معنا بودن براهین اثبات وجود خدا و بی ثمر بودن آن ها نیست زیرا هم اثبات اصل بدیهی بودن این امر و هم رسیدن به مرحله درک بداهت می تواند نیازمند به برهان باشد و به همین جهت است که اندیشمندان اسلامی در کنار ذکر براهین اثبات خدا تاکید می نمایند که این براهین تنبیهی هستند یعنی بداهت وجود خداوند را برای مخاطب آشکار می سازند .
به عبارت روشن تر بدیهیات از دو حال خارج نیستند یا بداهت آنان مورد تایید است که در نتیجه مقصود و مطلوب در بدیهی حاصل است و نیازی به اثبات نمودن مدعی در آن نیست و این عین نتیجه ای است که با اثبات یک گزاره حال می شود بلکه مقدم بر آن می باشد. و یا بداهت آنان مورد تایید فرد یا افرادی نیست که در این صورت می توان بر بدیهی بودن این امر یا بر درستی نتیجه آن از طریق براهین تنبیهی براهینی را اقامه نمود .
با این اوصاف برهان ناپذیری در معنای خاص خود مخالف با ثابت بودن نتیجه براهین نیست و چه بسا چنین نتیجه ای از بیشترین درجه بداهت و روشنی و مقبولیت در نزد بشر برخوردار باشد .
پی نوشت :
1. علامه طباطبایی، تفسير الميزان، ترجمه موسوى همدانى سيد محمد باقر، دفتر انتشارات اسلامى حوزه علميه قم ، قم 1374 ش ، ج 1 ،ص 596 .






