من دختری 26 ساله هستم.از سن 9 سالگی تا به الان روزه های قرض زیادی دارم.بچه که بودم اهمیت نماز و روزه رو نمی دونستم.مادرم هم چون بچه بودم از سر دلسوزی می گفت نمی تونی روزه بگیری.نگیر..تا الان که من شاید نزدیک به 1 سال می شود مقلدم را ایه الله خامنه ای قرار داده ام.تو دبیرستان تا الان بعضی روزها را روزه گرفته ام.ولی چنران به صحت ان مطمئن نیستم.تازه خودم رو پیدا کردم...به نماز و روزه چندان اهمیت نمی داد./ولی اکنون نماز های قضا و روزه ام را می خواهم بگیرم....از سن 9 سالگی تا الن نماز خوانده ام..ولی قضاهایم زیاد است .من خودم از همار 9سالگی را حساب کرده ام.ولی این طور نیست.گاهی نماز خواند.حکم ایه الله خامنه ای چیست؟؟
در مورد روزه هایم ان زمان کوچک بودم ندانسه..ولی بزرگ تر هم که شدم...بی اهمیت به ارزش ان روزه نگرفتم.حکم ان از سن 9 سالگی تا الا که نمی دانم چه تعداد گرفته ام؟چه تعداد عمدا نگرفتم؟چه تعداد جاهل بودم چیست...لطفا راهنمایی ام کنید...می خواهم پاکدامن از دنیا بروم...بار گناهم سنگین است.

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
از اینکه نسبت به گذشته خود پیشمان هستید و سعی دارید که خطاها و کاستی ها را جبران کنید خوشحال هستیم و امیدواریم که موفق باشید.
در ابتدا لازم است که انسان توبه کند و از خداوند بخواهد که گناهان گذشته او را ببخشد و توفیق جبران خطاها را به او عنایت کند.
اما در رابطه با نماز و روزه :
نماز ها و روزه های که یقین به قضا شدن آن ها دارید واجب است که بجا آورید و فقط آن مقدار که یقین دارید باید بجا آورید مثلا اگر کسی شک دارد که ده نماز از او قضا شده است یا بیست نماز ، اگر همان ده نماز را بخواند کافی است و لازم نیست که بیشتر بخواند (البته خواندن مقدار اضافی مستحب می باشد).(1)
بنابراین شما باید تعداد کل روز ها و همچنین آن مقداری که نماز و روزه خود را به صورت صحیح انجام داده اید و همچنین روز های که عادت ماهیانه بوده اید را در نظر بگیرید و بعد از آن حساب کنید هر مقدار که یقین داشتید باید قضا کنید.
اما در رابطه با روزه ، آن مقدار از روزه ها که به دلیل مسافرت و یا ایام عادت زنانه و یا مریضی و یا ناتوانی و ضعف نوانسته اید روزه بگیرید( یعنی توانایی گرفتن روزه را نداشته اید و اگر روزه می گرفتید ضعفی پیدا می کردید که به طورمعمول قابل تحمل نبود و یا خطر مریض شدن وجود داشت، البته صرف گفته پدر یا مادر و یا دلسوزی آن ها دلیل و حجت شرعی بر خوردن روزه نمی شود) فقط قضا دارد و کفاره ندارد.(2)
اما آن مقدار از روزه ها که بدون عذر شرعی آن ها را نگرفته اید و یا باطل کرده اید علاوه بر قضا کفاره هم دارد.
برای کفاره هر روز روزه ، انسان یا باید شصت روز، روزه بگیرد و یا شصت فقیر را سیر کند و یا به هر کدام یک مد طعام یعنی 750 گرم گندم یا جو یا برنج و مانند آن را بدهد.(3)
در مرحله اول ، قضای نماز ها و اصل روزه ها را به مرور زمان و با برنامه مشخص انجام بدهید و می توانید قضای روزه ها را در فصل زمستان که روزه گرفتن ،آسان است ، انجام دهید.
برای آن که قضا کردن نمازها موجب مشقت نشود، راه آسان، قضا کردن تدریجی است؛ یعنی می‌تواند با هر نماز واجب، یک نماز قضا بخواند؛ مثلا با نماز صبح یک نماز صبح را قضا کند، با نماز ظهر و عصر، نماز قضای ظهر و عصر را به جا آورد. همچنین با نماز مغرب و عشا مثل همان را قضا کند. در صورتی که در ایام تعطیلی وقت بیش تری داشته باشد، در یک روز چند شبانه روز نماز قضا کند. خلاصه هر گاه در طول شبانه روز وقتی پیدا کرد، می تواند قضای نمازها را بخواند .
در ضمن، می توان مستحبات نماز مانند اذان و اقامه، و قنوت نمازها را نخواند. فقط واجبات را به جا آورد تا زودتر قضای نمازها تمام شود.
پرداخت کفاره مالی (سیر کردن فقیر ویا دادن طعام به آنها ) به عهده خود زن می باشد و بر شخص دیگری مانند پدر یا شوهر واجب نیست ( هر چند اگر آن ها پرداخت کنند از گردن زن ساقط می شود )
بنابراین اگر زنی توانایی گرفتن روزه های کفاره را نداشته باشد و همچنین توانایی پرداخت کفاره مالی را به صورت کامل نداشته باشد هر مقدار که می تواند باید به فقرا ، طعام بدهد و اگر اصلاقدرت مالی ندارد پرداخت کفاره واجب نیست فقط باید استغفار کند.
توجه داشته باشیدکه اگر انسان به هر دلیلی روزه ماه رمضان را نگیرد باید تا قبل از ماه رمضان سال بعد آن روزه را قضا کند و اگر این کار را انجام ندهد علاوه بر اینکه بر او واجب است قضای روزه را بجا آورد باید به ازای هر روزه یک مد طعام به کفاره تاخیر قضا روزه ، فقیر بدهد.(4)
بنابراین قضای اصل نماز ها و روزه ها به هیچ وجه ساقط نمی شود و باید به مرور زمان و به تدریج انجام شود و همچنین فقط آن مقدار که یقین دارید واجب است بجا آورید و بیشتر از آن لازم نیست.
پی نوشت ها:
1. آیت الله خامنه ای ، اجوبه استفتائات ، س538.
2. همان ، س732.
3. همان ، س811.
4. همان ،س813.