2- آیا می توان دلیل عقلی برای وجود رابطه ای بین روح انسان پس از مرگ با جسم بی جان او اقامه کرد؟ اگر می توان آن
دلیل چیست؟ و اگر نمی توان پس زیارت قبور به چه معناست؟ حتی اگر روح امامان بزرگوار را حاضر و ناظر بر عالم بدانیم
فی المثل چه رابطه ای میان روح امام رضا و آن جسدی که در مشهد دفن است وجود دارد؟ اگر وجود ندارد چرا این همه هزینه
صرف ساختن آن حرم ها از طلا شده است؟ آیا امامان در زندگی شان در زر و زیور می زیسته اند که پس از مرگ جسدشان
به آن همه طلا و زیور آلات نیاز داشته باشد؟چرا این همه هزینه و اسراف..........؟
پاسخ در دو محور بیان می شود:
گرچه دلیل خاصی عقلی در این خصوص اقامه نشده، چون اساسا در ک جزیات این گونه امور از توان عقل بیرون است. ولی برخی از بزرگان حکمت نظیر میر داماد گفته اند گرچه در پی مرگ رابطه تدبیری و صوری روح با بدن قطع میشود. ولی رابطه ضعیفی از روح با بدن همچنان برقرار است، بدین سبب گرچه روح به دلیل تجردش محل و مکان برایش مطرح نیست. ولی به جهت علاقه و پیوندی که با بدنش داشته ،حضور و اشراف و احاطه آن بر بدن مدفون در قبر بیشتر است.
از همین روست که در روایات و آموزههای شرع مقدس توصیه شده که برای فاتحه و دعا بر سر قبر اموات حضور پیدا نمایید. برای اموات در آن جا فاتحه بخوانید. گرچه فاتحه برای روح اموات در همه جا که خوانده شود، به روح آنان میرسد و برای آنها مفید و ثمر بخش است.
میرداماد میگوید: به دلیل علاقه نفس با بدن و دریافت فیض و به دست آوردن خیر و برکت توصیه شده که به سر قبور و مشاهده اهل قبور رفته شود، همچنین اجتماع نفوس زائرین که با انوار الهی و روشنایی ربّانی منوّر است، آثار و فوایدی بسیاری دارد. از باب مثال آن نفوس مانند آینههایی هستند که وقتی در یک جا جمع میشوند،شعاع روشنی آنان بر همدیگر میتابد. اشراقات انوار آنان افزایش مییابد،به گونهای که چشمهای ضعیف توان دیدن آن همه شعاع را ندارد. نورافشانی آیینههای متعدد در آن محل که جمعاند بیشتر است. نفوس متعدد زایرین بر سر قبور مؤمنان نیز چون دعاها، ذکرهای متعدد میخوانند ،این اذکار و ادعیه بر اثر تراکم در یک فضا و محل ( قبرستان ) مثل همان آینهها موجب افزایش نورانیت و معنویت آن جا میگردد و آثار و برکات بیشتری دارد.(1)
پس از این بیان بدست از نگاه عقلانی نیز رابطه تدبیری روح با بدن با مرگ قطع می شود؛ ولی رابطه دیگری که درک دقیق آن برای ما آسان نیست، بین روح و بدن بر قرار است. واین در آموزه های دینی بر زیارت قبور ائمه تاکید شده، وگرنه اظهار ارادت به آنها در هر جا انجام شود مورد عنایت آنان قرار می گیرد.
گرچه بدلایل متعدد دینی و عقلای روح و بدن بعد از مرگ نیز ارتباطی خاصی باهم دارند. ولی مسله ساخت مقبره بر قبور ائمه و از جمله امام رضا (ع) از باب بدلیل ارتباط یاد شده نیست. بلکه دلایل خاص خود را دارد که به نمونه های از آن اشاره می شود:
1. سیره سلف صالح(گذشتگان) در حفظ قبور پیامبران و اولیای خدا
تاریخ گواهی می دهد که ساخت و حفظ بنا روی قبور اولیا و انبیا یک سنت دیرینه بوده، و قبل از طلوع ستاره اسلام، قبور انبیای بنی اسرائیل و غیره، همگی دارای بنا بوده است. روزی که مسلمانان این مناطق را در فلسطین و اردن و شام فتح کردند، در حفظ و صیانت آنها کوشیدند و تا به امروز به همان حالت باقی مانده است. مسلمانان نه تنها این بناها را ویران نکردند، بلکه در تعمیر و نوسازی آنها و گماردن افرادی برای خدمت و حفاظت، اهتمام ورزیدند.
2.حفظ آثار، حفظ اصالتها
اصولا دلیل حفظ آثار، خصوصاً آثار پیامبر گرامی (ص) مانند مدفن وی و قبر همسران و فرزندان و صحابه و یاران او، و خانه هایی که در آنجا زندگی کرده و مساجدی که در آنها نماز گزارده، اصالت تاریخی آنان است و موجب شفافیت بیشتر تاریخ و زندگی شخصیت های مسلمانان است.
از سوی دیگر زیارت و بارگاه اولیا خدا موجب شده است که تاریخ زندگی آنان شفاف باشد. این شفافیت در حفظ میراث فرهنگی و هویت جامعه اسلامی موثر می باشد. هنگامی که مردم بویژه جوانان به اماکن مقدس و زیارتگاه و بارگاه شخصیت های خود می روند احساس عزتمندی و هویت اسلامی می نمایند. با این توضیح ساختن مقبره ها و حفظ آنها یکی از عوامل حفظ اصالت ها و هویت فر هنگی می باشد.
3. اصحاب کهف و ساختمان بر قبور آنان
در قرآن نیز به ساختن مقبره اصحاب کهف اشاره شده است بدون اینکه آن را نقد و نهی کند. این خود دلیل بر جواز مقبره ساختن می باشد. آنگاه که سرگذشت اصحاب کهف پس از سیصد و اندی سال بر مردم کشف شد، همه مردم آن منطقه دور غار آنان را گرفته و به دو گروه تقسیم شدند:
گروهی گفتند: روی قبر، بنای یادبودی بسازیم و آرامگاه آنان را با این بنا گرامی بداریم. گروهی دیگر گفتند: روی غاری که اجساد آنان در آن نهفته است، مسجد بسازیم.
قرآن این حقیقت را چنین بیان می کند: فَقَالُوا ابْنُوا عَلَیْهِم بُنْیَانًا رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِم مَّسْجِدًا ،(2) .... آن گاه در باره آنها با يكديگر به گفت و گو پرداختند و گفتند: بر روى آنها بنايى برآوريد- پروردگارشان به كارشان آگاهتر است- و آنان كه بر حالشان آگاهتر شده بودند، گفتند: نه، اينجا را مسجدى مىكنيم.
آیه از دو جهت می تواند سند ما باشد:
از اینکه قرآن بنا بر مدفن اصحاب کهف را از زبان گروهی نقل می کند، بدون اینکه آن را نقد کند، و این خود نشانه مشروع بودن آن است. زیرا در غیر این صورت، آن را نقد می کرد.
قرآن، این دیدگاه (بنای بر قبور به صورت مسجد) را از جمعیت پیروز بر مشرکان نقل می کند، و این خود حاکی از آن است که این گروه چنین پیشنهادی را به عنوان حکم شریعت خود مطرح می کردند.
همگی می دانیم که ادیان آسمانی از نظر اصول و قواعد کلی یکسانند و اختلاف، در کیفیتها و جزئیات است. از این جهت فقها می گویند احکام ثابت در شرایع پیشین برای ما حجت است، مگر اینکه دلیل محکمی بر منسوخ شدن آن داشته باشیم (3)
4. حفظ شعایر اسلامی
تعمیر و زیباسازی قبور اولیای خدا تعظیم و بزرگداشت شعائر الهی محسوب می شود و قرآن مجید آن را نشانه تقوا و تسلّط پرهیزگاری بر دلها میداند:
« وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ؛ » (4)آرى، كسانى كه شعاير خدا را بزرگ مىشمارند كارشان نشان پرهيزگارى دلهايشان می باشد.
مقصود از شعائر در این آیه، نشانههای دین الهی است. اولیای خدا ـ به ویژه آنان که در راه گسترش دین جانبازی کردهاند ـ از شعائر و نشانههای دین او هستند.
افزون بر آن بزرگداشت مقام بزرگان دین ـ از طریق آبادانی و زیباسازی قبور آنان و به وجود آوردن امکانات رفاهی برای زائران و ارائه خدمات فرهنگی و مادی و... ـ میتواند نقش ارزندهای در گسترش و ترویج فرهنگ و ارزشهای اسلامی و اسوه قراردادن ائمه اطهار(ع) و اولیا و تمسّک به سیرة آن بزرگواران داشته باشد. این خود، نتایج مهم و ارزشمندی در حوزه فردی و اجتماعی به دنبال دارد و در نهادینه کردن ارزشهای الهی و انسانی مؤثر است.
بسیاری از امور عامالمنفعه (مانند خیرات، نذورات، اوقاف، مدرسهسازی، سرپرستی ایتام، پرداخت وجوهات شرعی، کمک به نیازمندان و...) از تأثیرات و نتایج بسیار ارزندة ساخت و ساز صحن و بارگاه امامان و امامزادهها و مقبره اولیای خدا است. زیرا شکوه این مکانهای مقدس، در جذب مردم برای زیارت و انجام دادن خیرات مؤثر است.
پی نوشتها:
1. میرداماد القبسات، نشر مؤسسة مطالعات اسلامی دانشگاه مدگیل، شعبه تهران،به اهتمام مهدی محقق. بی تا، ص 456 ـ 458،
2. کهف(18) آیه 21.
3. آیت الله سبحانی، هفته نامه افق حوزه شما ره 45.ص23
4. حج(22) آیة 32.






