1-در قرآن می خوانیم : افلا یتدبرون القرآن و لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا. آنگونه که من می فهمم این آیه چنین استدلالی را بیان می کند:
اولا در آیات قرآن تناقضی نیست
ثانیا اگر در کتابی تناقض نباشد آن کتاب از سوی خداست
پس قرآن کلام خداست
با فرض اینکه مقدمه اول را بپذیریم آیا مقدمه دوم مبتنی بر عقل سلیم است؟ یا اینکه امری بدیهی است؟ مسلما نه !
کتابهای زیادی وجود دارند که در آن ها تناقضی نیست ولی آیا می توان ادعا کرد که آنها کلام خدا هستند؟
حالا سوال من این است:
چرا خدا باید استدلالی با پیش فرض های نا مدلل ارایه نماید که حتی یک کودک را هم قانع نمی کند چه رسد به اهل تدبر؟!
آیا خدا اهل سفسطه و مغالطه است؟ یا در حد دانش مردم آن زمان سخن گفته؟ یا ...........

اول باید قرآن را شناخت و دید این کتاب خود را چگونه معرفی می کند تا با توجه به آن معرفی، نبودن اختلاف در آن نشانه خدایی بودنش باشد.
قرآن کتاب خداشناسی و معاد شناسی و هدایت به راه رسیدن به سعادت دنیا و آخرت است. کتاب معرفت حقایق مبدأ و معاد است آن هم معارفی که بشر را با عقل و فهم خود بدان راهی نیست (1)، کتابی است که با فطرت همراستا و با عقل و برهان مطابق است، کتاب است که همه کتب آسمانی قبلی را تصدیق می کند و بر همه آنها اشراف دارد (2) و ... .
با توجه به موارد فوق اگر کتابی بشری یافتید که معارف بدیع و بی سابقه ارائه داد و قانون های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی برای زندگی فردی و اجتماعی بشر مطرح کرد و آنها را از وحی اقتباس نکرده بود و تراوش فکر بشر بود و در صدر و ذیل آن کتاب معرفت و قانون، هیچ اختلافی نبود و همه اش حق محض و هدایتگر به حق و نجات دهنده و سعادتبخش بود، آن گاه می توانید بگویید نبودن اختلاف دلیل خدایی بودن نیست.
محصول فکر بشر حتما دارای نقص و ایراد و باطل و اختلاف است. محال است کتابی ارائه شود که حاصل فکر و اجتهاد و تلاش علمی بشر باشد و همه اش حق محض و خیر و هدایت و سعادت آفرین بوده و باطل در آن راه نداشته باشد. وقتی هم که باطل در آن راه یافت، به طور طبیعی اختلاف در آن پیدا شده، چون حق و باطل با هم و باطل ها هم با هم مخالف می باشند. حقایق اند که با هم اختلاف ندارند و مؤید یکدیگرند و جز در کتاب خدا، در هیچ کتاب دیگری حق محض را نمی یابید. اگر معصومین جز حق نمی گویند، چون زبان آنان زبان حق شده است و در خدا محو شده اند.
حتی عالمان دین که از آبشخور وحی نوشیده اند، در نوشته هایشان تا نقل وحی و سخن معصوم می کنند که هیچ، ولی همین که تفسیر و بیان و برداشت خود از وحی را بیان می کنند، سخنشان حق محض نبوده و باطل به سهو و خطا در سخنشان راه می یابد.
در زمینه های علمی هم هیچ کتابی حق محض نبوده و از اختلاف در امان نمی باشد. زیرا دانشمندان تا حدودی که به واقع رسیده و حقیقت را یافته اند، سخنشان محکم و در امان از اختلاف است و اما آن جا که به استنباط و نظریه پردازی و ارائه تئوری می پردازند، سخنشان مخلوطی از حق و باطل می شود و در آن اختلاف راه می یابد. هیچ دانشمندی نیست که در علمی که به تألیف پرداخته، به حقیقت محض در آن زمینه رسیده باشد تا نوشته اش خالی از اختلاف باشد.
بنا بر این نبودن اختلاف در قرآن از محکمترین نشانه های خدایی بودن آن است و این سخنی سست و نامدلل نیست.
پی نوشت ها:
1. نساء (4) آیه 113؛ بقره (2) آیه 151.
2. مائده (5) آیه 48.