با سلام
با توجه به این که بیشتر دانشمندان وهمچنین قدرت و تکنولوژی های برتر دنیا مربوط به جهان مسیحیت است چگونه میتوان گفت اسلام برترین دین خداست؟
آیا احکام اسلامی در دنیای امروز دست و پاگیر نیستند؟
آیا زمان وانرژی که برای شناخت واجرای احکام صرف میشوداتلاف نیست؟
با سلام و تشکر از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
به چند نکته توجه فرمائید:
1.اگر چه علم و تکنولوژی و قدرت علمی برتر در طول چند قرن اخیر (پس از دوران رنسانس )غالبا مربوط به دنیای غرب می باشد که نوعا مسیحی هستند. ولی اتفاقا این پیشتازی در عرصه علمی و کشفیات و ابداعات علمی و برتری در گذشته مربوط به جهان اسلام بوده است و در دست اندیشمندان مسلمان نظیر ابن حیان و ابن سینا ،فارابی ،ابن رشد،زکریای رازی و ... بوده است و بسیاری از اندیشمندان دنیای غرب از کشفیات و نظریات علمی این دانشمندان بهره مي برده اند و هنوز نیز این روند ادامه دارد. (1) لذا این گونه نیست که برتری علمی همواره در اختیار دنیای غرب بوده است.
2.پیشرفتهای علمی کنونی در جهان غرب نیز نه تنها ربطی به دین مسیحیت ندارد.بلکه در واقع این پیشرفتها درست از زمانی شروع شد و شتاب گرفت که که پس از سالها کشمکش بین کلیسای منحرف و متعصب مسیحیت که با هر گونه پیشرفت علمی و کشفیات جدید مخالفت داشت و بین اندیشمندان و محققان جویای علم در نهایت و پس از قرنها حکومت مستبدانه کلیسا شکست خورد و در انزوا قرار گرفت و اتفاقا پیشرفت علمی جهان غرب با همه عیوب و افراط و تفریط هایش نتیجه جدائی جهان علم از آموزه های منحرف شده مسیحیت است و عملا دین مسیحیت در جهان غرب نقشی در عرصه اجتماع و علم ندارد و صرفا مربوط به حوزه رفتار دینی شخص می باشد.(2) در حالی که در دوران رشد و شکوفائی و برتری علم در جهان اسلام، این پیشرفتا دقیقا ناشی از تعلیمات پیشوایان معصوم دین بوده و لذا آموزه های دین و تشویقهای دینی مسبب اصلی این رشدها بوده است در حالی که راز عقب افتادگی مسلمین پس از این دوران طلائی در عرصه علم روز نیز جدائی و بی تفاوتی حاکمان عشرت طلب جوامع اسلامی و به دنبال آن پیکره جامعه از معارف ناب دین اسلام می باشد.و لذا در زمان کنونی نیز در هر جامعه ای حقیقتا دین اسلام حاکمیت می یابد به همان نسبت شاهد رشد و جهش علمی هستیم نظیر اتفاقی که اکنون در ایران رخ داده است.
3.اگر چه در منظر عموم مردم علم بیشتر به دانش هائی نظیر پزشکی و تکنولوژی صنعتی و ... که ناظر به فراهم نمودن امکانات و تسهیلات و رفاه زندگی جاری انسان تلقی می شود لکن حقیقتا انسان موجودی دو بعدی است که سعادت حقیقی آن در گرو تامین متناسب نیاز جسمانی و روحانی او می باشد در حالی که حقیقت و اصل او را بعد روحانی او تشکیل می دهد که حیات ابدی او مربوط به آن می باشد. لذا نمی توان بدون در نظر گرفتن علوم مربوط به حوزه نفس و روح انسان مقایسه ای درست در مورد رشد و پیشرفت علم در جهان غرب با جهان اسلام داشت.بخش عمده احکام و معارف دین اسلام ناظر به حیات ابدی انسان می باشد که هم ضامن سعادت دنیوی و رشد علمی انسان در دنیا می باشد و هم ضامن سعادت ابدی او در جهان پس از این دنیا می باشد به همین دلیل اگر هم در جائی بین نیاز جسم و نیاز روح تضادی رخ دهد برتری با تامین نیاز نفس ماندگار می باشد. لذا اگر در برخی از قوانین و احکام اسلام به ظاهر محدودیتی در جهت تامین نیازهای جسمانی وجود دارد و یا حتی جهت دهی های خاصی در کسب برخی از علوم وجود دارد در جهت جامع بودن دین می باشد نه ناقص بودن آن و لذا یادگیری چنین دانش و معارفی نه تنها اتلاف نیست بلکه نیازی ضروری برای رسیدن به سعادت حقیقی می باشد.(3)
جهت مطالعه بيشتر به منابع زير مراجعه فرمائيد:
1. دانش مسلمین , محمد رضا حکیمی .
2. تاریخ فرهنگ تمدن اسلامی , زین العابدین قربانی .
3. علل پیشرفت اسلام و انحطاط مسلمین
4. تاریخ فتوحات مسلمانان در اروپا, شکیل ارسلان (ترجمهء علی دوانی ).
5. علل پیشرفت و انحطاط مسلمین پس از رحلت پیامبر، سید علی قاضی عسکر.
6. علل و عوامل ضعف و انحطاط مسلمین در اندیشهء سیاسی و آرای اصلاحی , سید جمال الدین اسد آبادی .
پی نوشت ها:
1.رك:http://www.mashaheer.net/archives/000005.html
2.رك: جیمز آ.کوریک. رنسانس. ترجمه آزیتا یاسائی. تهران: انتشارات ققنوس، ۱۳۸۴
3.رك:http://www.andisheqom.com/Files/olama.php?level=4&scid=5767






