سلام
خواهش میکنم برایم از عرفان بگویید، جوان هستم و حس میکنم میتوانم به خدا خیلی نزدیک شوم(بی غلو)اما نمیدانم از چه کسی راهنمایی بخواهم .با توجه به اینکه دختر هستم نمی توانم از اساتید کمک بخواهم چون حقیقتش دوست ندارم زیاد با آقایان در ارتباط باشم .لطفا تمام مراحل را برایم بگویید و اینکه از چه کس میتوانم کمک بخواهم.
عرفان به عنوان یک رشته علمی دارای دو بخش عملی و نظری است. بخش عملی آن عبارت است از آن قسمت که روابط و وظایف انسان را با خودش و با جهان و با خدا بیان میکند و توضیح می دهد. در این بخش عرفان شبیه به اخلاق است که علم عملی است. عرفان عملی را علم سیر و سلوک نیز می نامند.
بخش نظری عرفان شبیه به فلسفه است، چون عرفان نظری به تفسیر هستی می پردازد و درباره خدا و جهان و انسان بحث می نماید. البته فلسفه در استدلالات خود تنها به مبادی و اصول عقلی تکیه می کند وعرفان، مبادی واصول به اصطلاح کشفی را مایه استدلال قرار می دهد، آن گاه آنها را با زبان عقل توضیح میدهد.
تفسیر عرفان از هستی و به عبارت دیگر، جهان بینی عرفانی هستی با تفسیر فلسفه از هستی تفاوتهای عمیقی دارد.
ابزار کار فیلسوف عقل و منطق و استدلال است، ولی ابزار کار عارف، دل و مجاهده و تصفیه و تهذیب و حرکت در باطن است.(1)
برای کسانی که می خواهند وارد عرفان شوند، باید ابتدا با علم اخلاق آشنا شوند.
عرفان به مفهوم علم اخلاق و یا منازل سیر و سلوک می تواند ملازم و همراه با عرفان عملی (اخلاق عملی ) باشد. برای آشنا شدن با تئوری های اخلاقی باید نفس و روح و غرایز انسان را شناخت. در علم اخلاق می آموزیم که انجام چه کارهایی نیک یا بد است ، تا خوبها را انجام دهیم و بدها را ترک کنیم .
اول خود را از رذایل اخلاقی تخلیه کنیم و بعد تجلیه (زنگارزدایی ) کنیم و بعد تحلیه (آرایش ) کنیم .
سالک باید پله به پله نردبان خودسازی را طی کند. اندیشه وران فن برای خودسازی چند مرحله ذکر کردهاند .
در مرحله اوّل (تخلیه )، سالک مأموریت دارد باطن خود را از اخلاق و صفات زشت و رذیله مانند بخل وحسد و کبر و غرور و ریا و دنیا خواهی خالی کرده و ویروس های فساد را از آن بزداید.
در مرحله دوم (تجلیه ) وظیفه دارد درون را جلا داده و صیقلی کند، تا آماده دریافت فضایل و صفات شایسته و پاک گردد.
در مرحلهء (تحلیه ) به جای ویروس های وجین شده ، باغچهء دل و درون را با صفاتی مثل تقوا و تواضع وفروتنی و ایثار و فداکاری و شجاعت و حقیقت خواهی زینت دهد و این درخت های پاک را در آن کشت نماید.(2)
بالاخره بعد از طی مراحل سه گانه کارش به جایی می رسد که همه چیز را فانی در حق ببیند و وِرْد زبانش این می شود که ، فرزند ، پول ، ثروت ، جاه ، پُست ، مقام ، خانه ، ماشین ، زندگی ، جسم و جان و کل هستی ،فانی شدنی هستند; از این رو ارزش ندارد انسان به آنها عشق بورزد و به خاطر آنها از حق و حقیقت و خدا غافل شود.
یک مثال ساده ، یک شاخهء آهن یا درِ آهنی که زنگ زده و کثیف شده است ، اول گِلها و گچها را از آن پاک می کنیم و بعد با سمباده آن را جلا می دهیم و بعد روی آن رنگ می زنیم .
یک مثال دیگر: می خواهیم در باغچه ای گُل بکاریم . ابتدا خاک رازیرورو می کنیم و تیغها و سنگها را بر می داریم ، بعد خاک را صاف و هموارمی کنیم و سپس گُل رامی کاریم .
اگر این مراحل را در نفس انسانی انجام دادیم ،می توانیم بگوییم یک انسان کامل شده ایم . مسلّماً هر انسانی دارای اخلاق ناجور وناپسند مانند تکبر و خودخواهی و حسادت و... است . ابتدا باید با آموختن علم اخلاق آنها را از نفس بزداید و دل را جلا دهد و آمادهء کِشت فضائل اخلاقی نماید.تواضع در مقابل خدا و دستورهای او و پیامبران در برابر بندگان خدا و خیر خواهی برای دیگران مانند پدر و مادر و برادر و خواهر و همسایهها و مؤمنان را بر خود ترجیح دادن ، مقدمات کار است . آن وقت دل انسان در سایهء اخلاق خوب و عبادت پروردگار، به مراحلی از یقین می رسد که عاشق خدا می شود.
این انسان حاضر نیست ظلمی به کسی بکند و خود را به خاطر دیگران به زحمت می اندازد. او شخصیت دیگران را تخریب نمی کند، تا برتر شود و قضاوت بی جا و حقّ کشی نمی کند و به جان و مال و ناموس مردم احترام می گذارد. به خواست خدا و مردم احترام می گذارد و دستور خدا را خوب انجام می دهد. البته انجام این کارها شاید مدّتها طول بکشد.
عالِمی را دیدند که خوشحال بود، به او گفتند: چه خبر شده است ؟ گفت : امروز بعد از سی سال مبارزهء با نفس فهمیدم حسود نیستم !
انسانی که می خواهد در این وادی قدم بگذارد، باید چند چیز را مراعات کند:
1- نفسش را رها نسازد; به این معنا که همه اش به فکر بهترین غذاها و گردشها و خانهها و ماشینها و... نباشد. اگر انسان خود را اسیر نفسش کرد، دیگر حریف آن نمی شود. بنابراین گاهی روزه بگیرد; کم بخورد، به همه جا نگاه نکند; با همه کس بیش از اندازه رفیق نشود و با دنیا پرستان و عیّاشان در حدّ سلام و علیک و احوال پرسی برخورد کند.
2- به دستورهای شرعی مخصوصاً به نماز بسیار اهمیت بدهد و حتماً مناجات با پروردگار داشته باشد.
3- به اساتید و معلمان و پدر و مادر و خویشان مخصوصاً به معلمان بشر(پیامبران و ائمه ) خیلی احترام بگذارد، آنان حقّ بزرگی بر انسان دارند. درجلسات روضهء حضرت اباعبدالله الحسین و سایر ائمه شرکت کند.
4- محاسبهء اعمال خوب و بد خود بنماید و اگر بد کرده ، گریه و توبه کند و اگرخوب کرده ، شکر گزار خدا باشد.(3)
از دیدگاه عرفا، انسانها به مسافرانی تشبیه شدهاند که از نقطه عدم به راه افتاده و به سوی لقاء الله و قرب ذات پاک حق پیش میروند. در این سفر روحانی مانند سفرهای جسمانی، دلیل و راهنمای راه و مرکب و زاد و توشه و نبود موانع و راه رویارویی با راهزنان راه و دزدان و دشمنان جان و مال لازم است.
این سفر روحانی دارای منزلگاهها و گردنههای صعب العبور و پرتگاههای خطرناک است، که باید با کمک راهنمایان آگاه از آنها گذشت تا به سر منزل مقصود نایل شد.
قرآن تقوا و پاکی را بهترین زاد و توشه میداند. مقصود از علم اخلاق، و عرفان و سیر و سلوک رسیدن به تقوای کامل است. امیرالمؤمنین(ع) در خطبه 157 از نهجالبلاغه فرمود: "فتزوّدوا فی أیام الفناء لأیّام البقاء؛ در این ایام فانی برای ایام باقی زاد و توشه برگیرید".
صاحبان سیر و سلوک، برای این راه، مراحلی را ذکر کردهاند و هر کدام راه هایی را پیشنهاد کردهاند.
علامه بحرالعلوم برای سیر و سلوک و پیمودن راه قرب به پروردگار چهار منزلگاه مهم ذکر میکند:
اسلام، ایمان، هجرت و جهاد.
برای هر یک ا ز این منازل چهارگانه سه مرحله ذکر کرده که مجموعاً دوازده مرحله میشود. برای رسیدن به این مراحل ابتدا باید عادات و رسومی را که مضرّ به تقوا است، از خود دور کند. در مرحله بعد تصمیم قاطع و جدی بر پیمودن راه بگیرد و با استمداد از خدا تردیدی به خود راه ندهد. مرحله بعدی ثبات و دوام و استقامت در این راه است .
مراقبه و محاسبه و مؤاخذه از مراحل دیگر است. مراقبت یعنی مواظبت بر نفس که دچار گناه و زشتی نشود . محاسبه یعنی هر روز اعمال خود را محاسبه کند تا برایش معلوم شود گناهی انجام داده یا نه؟
مؤاخذه این است که بعد از محاسبه اگر فهمید که گناه کرده، خود را سرزنش کند.
سرعت در انجام کارهای خیر و ارادت و خالی کردن درون خود از هر پیرایه و ارادت نسبت به خدا و اوصیای گرامش از مراحلی است که انسان عارف باید بدانها پایبند باشد. رعایت ادب نسبت به خدا و پیامبر و اولیای خدا و مؤمنان و اخلاص در نیت، به این معنا که هر کاری انجام میدهد، ببیند این کار به خاطر خدا است؟ آیا خدا راضی است.
در نیت خالص چنان باشد که بگوید: انی وجهت وجهی للذی فطر السموات و الارض حنیفاً و ما أنا من المشرکین؛ قصد خود را به سوی پروردگارم که خالق آسمانها و زمین است میل میدهم و تمامی کارهایم را به خاطر او انجام میدهم". (4)
کم سخن گفتن (صمت) و خاموشی و حفظ زبان از سخنان بیهوده و گرسنگی و کم خوردن و خلوت کردن و کنارهگیری از برخی فاسدان و گناهکاران و راز و نیاز و مناجات با پروردگار و گریه زاری کردن و استمداد از خدا و خوف از او و پرهیز از خوا ستههای نفسانی و ریا نکردن، خود را مطرح نکردن، از مراحل بسیار مهم رسیدن به تقوا و تهذیب نفس است.(5)
اگر انسان بتواند این مراحل را طی کند، به مرحله عبودیت میرسد. عبودیت به این معنا است که انسان خود را بنده خدا میداند و هیچ گونه خودبینی و خودپرستی در او نیست . خدا و اراده خویش را محو درخواست و اراده خدا میداند . راضی به رضای او و تسلیم اوامر میشود . همه عالم را جلوه و عظمت خدا میبیند. چنین فردی نه تنها دنبال گناه و معصیت نمیرود، بلکه از گناه بدش میآید و از دیدن گناهکار ناراحت میشود، نیز از ظلم به حق کسی به شدت پرهیز میکند. به حقوق و اموال و آبروی دیگران احترام میگذارد و تمامی حجابهای مادی که انسان را از خدا دور میسازد، از او برداشته میشود. در این صورت عبد نورانی و ربانی میشود و دارای نفس مطمئنه میگردد و به او خطاب میشود: "یا أیتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی".(6)
سخن پایانی پرهیز از افراط و تفریط در طی طریق است که آفت اساسی سیر و سلوک است،لذا سالک هیچگاه نباید از جاده اعتدال خارج شده و در تدبیر بدن یا روان خود کوتاهی کند.
معرفی کتاب:
چهل حدیث امام خمینی؛مقالات استاد محمد شجاعی
پینوشتها:
1. شهید مطهری، آشنایی با علوم اسلامی(کلام و عرفان).
2. علی قائمی ، مبانی تربیت و اخلاق اسلامی ، ص 345ـ 346
3. با استفاده از سیر و سلوک و اخلاق عملی و جامع السعادات
4. انعام (6) آیه 79.
5. آیت الله مکارم، اخلاق در قرآن، ج 1، ص 133 به بعد، با تلخیص و اضافات.
6. فجر (89) آیه 27.






