پرسشگر محترم با سلام و تشکر از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی
خداوند، عالم هستی را بر اساس نظام علت و معلول (اسباب و مسببات) استوار کرده است. هیچ پدیدهای بدون علت به وجود نمیآید. هر آنچه در عالم هستی محقق میشود، ناشی از علت و سبب خاصی است. آتش علت سوزاندن است. پیدایش درخت میوه، معلول قرار گرفتن نهال درون خاک با شرایط و کیفیت خاص و آب و هوای مناسب و غیره است، لازمه نظام علت و معلولی حاکم بر جهان هستی، تحقق پدیدهها به دنبال علت آن هاست.
همان گونه که قانون جاذبه زمین موجب آسایش انسان ها و ساختن بناهای بلند و زندگی و حرکت بر روی کره زمین است، همین قانون باعث میشود که اگر کسی از ارتفاع بپرد، با زمین برخورد کند و بمیرد. همان طور که آتش علت سوزاندن است و برای انسان منافعی مانند روشن کردن کورههای ذوب آهن و یا پختن غذا دارد، اگر آتش به خانه یا بدن انسان برسد ، علت و سبب سوزاندن و صدمه دیدن آن ها میشود و... .
اراده حکیمانه خداوند بر آن است که تحقق هر پدیدهای را معلول علت خاصی قرار داده که این امر موجب قوام زندگی موجودات و از جمله انسان است. زیرا اگر اصل علّیت بر جهان هستی حکمفرما نبود، هیچ کاری نمیتوانستیم انجام دهیم . هیچ تصمیمی برای انجام کاری نمی توانستیم بگیریم. در آن صورت، پدید آمدن هر چیزی از هر امر نامربوطی ممکن و محتمل بود.
لازمه نظام علت و معلولی حاکم بر جهان هستی، تحقق پدیدهها به دنبال علت آن هاست، یعنی همان گونه که بر اساس نظام علت و معلولی، استفاده بیمار عفونی از آنتیبیوتیک موجب سلامت یافتن و بهبود بیمار است، استفاده از این دارو در هنگام بارداری روی جنین اثر میگذارد. موجب اخلال در آن و ناقص الخلقه شدن نوزاد خواهد شد. همان گونه که قانون جاذبه زمین موجب آسایش انسان ها و ساختن بناهای بلند و زندگی و حرکت روی کره زمین است، قانون جاذبه باعث میشود که اگر کسی از ارتفاع بپرد، با زمین برخورد کند و بمیرد .
همان طور که آتش علت سوزاندن است و برای انسان منافعی مانند روشن کردن کوره های ذوب آهن و یا پختن غذا دارد، اگر آتش به خانه یا بدن انسان برسد ،علت و سبب سوزاندن و از بین رفتن آن ها می شود و ...
بر همین اساس سالم و بیمار تولد یافتن یک فرزند لازمه حتمی مجموعه عواملی است که در به وجود آمدن وی مؤثر بودهاند، عواملی همچون سلامت یا نارسایی ژنتیکی والدین، شرایط خاص هنگام انعقاد نطفه، کیفیت تغذیه مادر هنگام بارداری، نوع مواد و غذاها و داروهای مصرفی هنگام بارداری، حرکات فیزیکی مادر هنگام بارداری و ... همان طور که گرفتار شدن انسان به بیماری های سخت معلول علل و عوامل طبیعی خاص خود است.
انتظار اینکه خداوند نتیجه علت هایی را که به تولد یک نوزاد معلول منجر می شود، به تولد نوزادی سالم دگرگون کند، انتظاری نامعقول است. زیرا هم با اصل علیت منافات دارد و هم با حکمت های الهی؛ چون این کار و تغییر در عمومیت قانون علیت به معنی مانع شدن از امکان رشد و بالندگی در یک انسان، همچنین مانع شدن از تلاش برای رسیدن به نتایج علل مطلوب و مورد نیاز بشر است.
معلول متولد شدن یک کودک، نیز معلول علت های طبیعی خاص خود است اما حصول این نتیجه لزوما خواست و مطلوب خداوند نبوده، بلکه آن چه خداوند اراده می نماید، تحقق نتایج طبیعی علل خاص در این عالم است. این ماییم که دانسته یا ندانسته زمینه ساز بروز برخی از این نتایج به ظاهر نامطلوب می شویم .
اما در هر حال این اختلاف وضعیت افراد در نعمت ها و توانایی ها و بهره مندی های دنیایی اختلاف افراد در مسئولیت ها و تکالیف الهی از ایشان را هم رقم می زند و خداوند وضعیت این افراد معلول را متفاوت از دیگر افراد سالم در نظر می گیرد .
در برخی روایات نقل شده: کسانی که به حکم عوامل گوناگون اختیاری یا غیر اختیاری، رنج و بلای بیش تری را در دنیا متحمل می شوند ، فارغ از تاثیرات مستقیم بلایا و مصیبت ها در دوری از غفلت و دنیا طلبی و انحرافاتی از این دست و زمینه های تربیتی که مشکلات به دنبال دارد، در برابر سختی ها اجر و پاداشی بی حساب را دریافت می کنند که در قیامت مورد حسرت دیگران خواهد بود .
در روایات متعددی آمده :« در روز قيامت كسانى كه در دنيا با صحّت و عافيت به سر بردند، دوست دارند كه گوشت بدن آن ها را با قیچی در دنيا چيده بودند براى ثواب هایی كه مىبينند به اهل بلا مىدهند. » (1)
پس افراد معلول اگر از افراد معلول جسمی باشند بسته به میزان توانایی هایشان تکالیف ومسئولیت های خود را دارند که معین است و خداوند بر همان اساس آن ها را مورد محاسبه قرار می دهد ؛ اما در خصوص سرنوشت آخرتی افراد دارای معلولیت ذهنی یا دیوانگان و حتی کودکانی که قبل از سن بلوغ از دنیا می روند باید گفت :
از نظر عقل و نقل این گونه افراد چون از ادراک متناسب وقابل قبول که شرط هر تکلیف ومسئولیتی است بی بهره اند ، در دنیا هم تکلیفی برعهده آنان نیست، در نتیجه گناهی برای آنان ثبت نمیشود و عقوبت و مجازات هم نمیشوند. حال اگر از خانوادهای مسلمان باشند، به دنبال پدر و مادر خویش- شاید به عنوان پاداش ومایه خوشحالی ایشان_ به بهشت خواهند رفت. اما اگر وابسته به کفار و ظالمان باشند، به واسطه قصور ادراکی خود در دنیا عذاب نخواهند شد .
اما اینکه چه سرنوشتی در انتظارشان است ؟ در پاره ای از روایات ذکر شده که این افراد به شکل خاصی در قیامت مورد آزمون قرار می گیرند تا وضعیت تسلیم یا متمرد بودن آنها در برابر تکالیف الهی معین باشد . بعید نیست متناسب با وضعیت آخرت ومیزان ادراکات آنها در آن جهان آزمونی از ایشان گرفته شود.
زراره از امام باقر(ع)نقل میکند: «وقتی قیامت میشود، خداوند با پنج دسته محاجّه میکند:
طفل، کسی که در دوران فترت بمیرد، کسی که در زمان پیامبر ابله باشد (سبک عقل )، دیوانهای که عقل نداشته باشد و بالأخره کر و لال. همه آنها بر خدا اعتراض میکنند و یا عرض میکنند تقصیری نداشتیم. اگر حجت داشتیم، اطاعت میکردیم. خداوند فرشتهای را میفرستد و آتشی آماده میکند؛ سپس به آن پنج گروه میگوید: خداوند به شما امر فرموده است داخل آتش شوید. هر کدام از آنها پذیرفتند و داخل آتش شدند، خداوند آتش را بر آنها سرد و خنک میکند و از سوختن نجاتشان میدهد، ولی عده ای که نپذیرفتند، به سوی آتش جهنّم سوق داده میشوند».(2)
پینوشتها:
1. شيخ حسن ديلمى، إرشاد القلوب إلى الصواب، شريف رضى ، قم، 1412 ق، ج 1 ، ص 42.
2. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه ش ، ج 3، ص 248.






