سلام
من با خدا قهرم دلم ازش گرفته..بنده های خوبش دورش و گرفتن و اصلا به من حتی نگاه هم نمیکنه
کی گفته خدا مهربونه...هرکاری بکنه میگیم حکمتش بوده پس فایده ی دعا چیه
میدونم حرفام اشتباهه کمکم کنید
برای روشن شدن پاسخ به چند نکته توجه کنید:
1- حقیقت روشن و بدیهی این است که خدای مهربان را نشناخته ایم. قرآن می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِیم» (1) نفرمود فقط مؤمنان را دوست دارد، بلکه فرمود: خداوند نسبت به همه مردمان (الناس) مهربان و بخشاینده است.
آری؛بنده ای هر چه ایمان و معرفت و درجه یقین و اعتمادش به خدا بیش تر باشد، خدا او را بیش تر دوست دارد، با این همه او همه بندگانش را دوست دارد.
نداشتن حسن ظن به خدا به خاطر عدم شناخت است. برای همین است وقتی دچار مشکل و سردرگمی در زندگی می شویم، به جای این که بیندیشیم و ضعف ها و عیب های کار خودمان را پیدا کنیم و سر نخ اصلی کار را بیابیم، با آن مهربان ترین مهربانان با ادبیات درستی حرف نمی زنیم. ای کاش می دانستیم هر مشکلی که در زندگی ما پیش می آید، نتیجه کارکردهای خودمان است. نتیجه به کار نگرفتن عقل و اندیشه فردی و شورایی و تخصصی و بی توجهی به راهنمایی های خدای مهربان است که به صورت واجب و حرام یا مستحب و مکروه به عنوان دین به بندگانش ارائه داده است.
2- انسان مرتبط با خدا مىکوشد تا از طریق دعا (راز و نیاز و مناجات و عبادت) به خدا نزدیک شود. وقتى با کسى آشنا شدى و ارتباط پیوسته شما زمینه اعتماد را فراهم ساخت و از دوستان صمیمى او به شمار آمدى، هنگام نیاز به خانهاش مىروى، شرط دوستى را به جا مىآوری، میثاق و محبت را استوار مىسازی و او نیز در را باز مىکند. شما را در اندرون پذیرایى مینماید و مورد لطف و عنایت ویژه قرار خواهد داد.
فهم درست حقیقت دعا و کاربرد آن، میتواند موجب آگاهی، بیداری دل و اندیشه، پیوند باطنی با سرچشمه همه نیکیها و خوبیها باشد. این امر همچنین باعث تقویت روح و اراده کار و تلاش افزایش قدرت اعتماد به نفس، تبدیل کننده شکست به پیروزی، بیماری به سلامتی، ناامیدی به امیدواری، و اضطراب به آرامش می گردد؛ چنان که فهم نادرست آن نیز میتواند توقعی را ایجاد کند که دعا را به یک عامل نا امیدی، سرخوردگی و تخدیر کننده، تبدیل نماید.
از این رو، لازم است در آغاز چند نکته را یادآوری کنیم:
1. درست شدن هر کاری و نتیجه گرفتن از هر اقدامی، علل و اسباب مادی یا معنوی خود را دارد. انسان برای رسیدن به مقصد و دستیابی به هدف، باید راه آن را بیابد و به دنبالش حرکت کند تا به نتیجه برسد.
دعا به تنهایی راه حل صد در صدی برای حل مشکلات نیست؛ زیرا خداوند نظام هستی و گردش امور و تمام فعل و انفعالات را بر پایه دو دسته عوامل مادی و معنوی استوار ساخته است. دعا، یکی از مجموعه عوامل معنوی است. از این رو، دعا بدون کار و تلاش و تدبیر و برنامهریزی نتیجهای ندارد.
2. چه بسا اتفاق می افتد که انسان رسیدن به مقصد یا برآورده شدن حاجتی را ایده آل و مطلوب خویش میپندارد. چنان به منفعت و خیر بودن آن یقین دارد که آن را همانند دو دو تا چهارتا واضح می داند؛ حال آن که واقعیت امر غیر از پندار ما است. عکس آن نیز صادق است؛ یعنی چه بسا امری را زشت و به ضرر خود می پنداریم، ولی از آثار و عواقب آن بی اطلاعیم و نمیدانیم آنچه رُخ داده، از الطاف پنهان پروردگار است.
قرآن کریم در این مورد می فرماید:
«چه بسا از امری اکراه داشته باشید، در حالی که خیر شما در آن است، یا چیزی را دوست داشته باشید و حال آن که شرّ شما در آن است. خدا می داند و شما نمی دانید».
3. دعا نباید تنها موقع مشکلات و گرفتاری ها باشد؛ بلکه در هر کاری مؤمن دست نیاز به سوی خدا دراز میکند. مؤمن خود را همیشه و در هر وضعیتی، فقیر و ناتوان محض میبیند و معتقد است هر چه دارد، فضل و عنایت خدا است. پس در هر حال، در خوشی و ناخوشی، در رفاه و تنگدستی، دست به دعا برمیدارد.
5. نوع استجابت دعاها نیز مختلف است. استجابت دعا همیشه به معنای برآورده شدن خواسته نیست. بر آورده شدن خواسته، تنها یک نوع از استجابت است. گاهی خواسته انسان، به سود و مصلحت نیست. گاهی خواسته برآورده نمی شود، اما مشکل دیگری از انسان برطرف می شود. در این صورت نیز دعای ما مستجاب شده است.
6. گاهی «حُسن ظن» ما مورد آزمایش قرار می گیرد؛ یعنی استجابت دعا به تأخیر می افتد. تأخیر در استجابت دعا برای این هدف است که فرد «حقیقت ایمان» و جوهر وجودی خود و میزان «حُسن ظن» خود به خدا را آشکار نماید. ائمه اطهار - علیهم السلام - همگان را از افتادن در دام بدبینی و سوء ظن به خدا به دلیل عدم اجابت دعا بر حذر داشته اند.
آری، هر دعایی که از قلبی پاک برخیزد و شرایط و آداب آن رعایت شود، اجابت خواهد شد؛ اما این که چگونه، چه وقت، کجا، با چه کیفیت و در چه حالت، سخن بسیار است.
البته، اجابت دعا در نظام تکوین مشروط به شرایطی است، از جمله: شرایط مناسب روحی دعا کننده از قبیل تضرع و تواضع در مقابل پروردگار؛ دعا به مصلحت دعا کننده باشد؛ چرا که در بسیاری از موارد تحقق آن خواسته برای شخص سودمند نیست؛ مثلاً رسیدن به مقام یا امکاناتی خاص چه بسا نه تنها به نفع او نباشد، بلکه ممکن است مایه دوری او از ایمان و تقوا گردد.
فرا رسیدن زمان مناسب برای تحقق مطلوب؛ مثلاً ممکن است فردی علاقهمند باشد که یک شخصیت علمی ممتاز باشد و تلاش علمی فراوانی کند، ولی قطعاً در اندک زمان تحقق آن ممکن نیست؛ بلکه سالها باید بگذرد تا نتیجه تلاشهای خود را به دست آورد. نیز اخلاص در نیت و انقطاع کامل به سوی خداوند،و معقول بودن خواسته انسان.
تلاش و اقدام برای رسیدن به نتیجه و به کارگیری سایر عوامل طبیعی و نیز مشورت و کمک گرفتن از افراد مؤمن و دانا و کاردان در تحقق دعا و رسیدن به مقصود نقش به سزایی دارند.
در صورت تمایل می توانید درباره حاجت خود برای مان بنویسید تا در باره راهکار تحقق آن پاسخ دهیم و يا با شماره (09640)تماس بگيريد تا توضيحاتي عرض كنيم.
موفق و سربلند باشید.
پی نوشت :
1. بقره(2) آیه 142.






