با سلام وخسته نباشید:
سوال 1-داشتن همسران بسیار زیاد از آن جهت که مرد نمی تواند پاسخ مناسبی به نیازهای عاطفی وجنسی چندین زن را بدهد مورد تایید نیست بااین مقدمه ائمه معصومین(ع)که مصون از خطا واشتباهند ودر احادیث منسوب به آنهامسلمانان رااز افراط در همه شئون زندگی نهی کرده اند وتنوع طلبی وافراط در پرداختن به نیازهای مادی را راشایسته مومنین ندانسته اندوآن را موجبات سقوط دانسته با چه توجیهی خود تعدد زوجین داشته(تا9 زن امام علی ع و امامام حسن ع که جانم به فدایشان) ،چگونه می توان به این تناقض پاسخ داد ؟پاسخ کارشناسان مرکز به این سوال وسوال بعدی که برخاسته ار اعتقاداتم نیست بلکه پرسشی صرفا جهت آگاهی می باشد، میتواند مرا در دفاع از تشیع واعتقاداتم یاری دهدوامیدوارم طرح چنین سوالی سبب پیش داوری در پاسخگویی نگردد.
سوال2-امام حسین (ع)سالار شهیدان( جانم به فدایش)باآگاهی که از حادثه کربلا داشته اند وبا این مقدمه که هدف ایشان از قیام امر به معروف ونهی از منکر واصلاح امت جدش رسول خدا( ص) بوده است واین قیام وجانفشانی که تا به امروز به عنوان نقطه قوت شیعیان در طول تاریخ برای مبارزه با ظلم وفساد می باشد این سوال مطرح است که با آگاهی که ایشان از احتمال آزار وقتل وتوهین به اهل بیت خود که زن وکودک میباشد داشته آنها را به قتلگاه برده در صورتی که میدانیم ائمه معصومین(ع) از خطا واشتباه مصون میباشند ونباید چنین فعلی از ایشان سربزند چگونه می توان به این تناقض پاسخ داد؟
پاسخ در چند محور بیان شود:
ائمه ما همانند پیامبر اسلام، انسانی چون انسان های دیگر بودند،با تمام غرایز و امیال طبیعی که در وجود آدمی است. از این جهت هیچ تفاوتی با انسان های دیگر نداشتند، پس اگر در وجود آن ها میل و کشش غریزی و جنسی نیز وجود داشت، هیچ جای تردید نیست. اصولاً از این جهات هیچ تفاوتی میان آن ها و انسان های دیگر نیست. اما اگر این میل غریزی در تقابل با کمالات انسانی و کسب فضایل باشد و مانعی در راه رسیدن به قرب الهی قرار گیرد، قرب به خداوند و کسب فضایل را بر آن غریزه مقدم می دارند. این مسئله ر ا می توان در تاریخ به خوبی مشاهده کرد.
تعدد همسر گزینی چیزی نبود که ناهمگون با کمالات انسانی باشد. این مسئله اگر چه ارتباط با میل جنسی دارد، اما به معنای شهوت رانی نیست که تنها انگیزه برای ازدواج را در مسئله غریزه جنسی جستجو کنیم.
مطلبی که آوردید ( ازدیاد نسل و فرزندان و ذریه آنان ) تنها می تواند یکی از آن اهداف باشد تا کسانی که متولد می شوند، مستقیماً تحت تعالیم ائمه معصوم قرار دارند و از تربیت ویژه آنان برخوردار می شوند .تأثیر نژاد و ژن را نیز باید به آن اضافه کنیم که اگر چه تنها عامل تربیتی نیست، اما بی تردید در ساختار روحیات انسانی نقش به سزایی دارد.
اهداف و موارد دیگری نیز در این ازدواج ها وجود داشته که در ذیل اشاره می کنیم:
1- ازدواج های متعدد در آن عصر امر رایجی بود و به عنوان یک فرهنگ پذیرفته شد که عیب و نقص تلقی نمی شد. امامان نیز با توجه به برخی ضرورت ها و مصلحت ها به این کار اقدام می کردند، از جمله ازیاد نسل امامان و سادات و گسترش اسلام اصیل و ناب توسط کسانی که در خانه آنان پرورش یافته بودند و تحت تعالیم مستقیم آنان بودند (زن و فرزندان).
2- امامان در صورت داشتن همسری که هم کفوشان باشد، معمولاً به ازدواج دیگر اقدام نمی کردند ، مانند امام علی(ع) که در زمان حضرت زهرا (س)،همسر دیگری اختیار نکرد.
3- برخی از ازدواج های امامان (ع)تحمیلی بوده، مانند ازدواج امام هشتم(ع) با "ام حبیبه" دختر مأمون عباسی، نیز ازدواج امام جواد (ع) با "ام فضل" دختر مأمون عباسی.
4- گاهی علت ازدواج های امامان (ع) روش تربیتی و بها دادن به زیردستان و طرد امتیازات جاهلی است، مانند ازدواج امام سجاد (ع) با کنیزی که اوّل او را آزاد کرد، تا این اندیشه را میان مردم ایجاد کند که یک برده و کنیز مانند یک انسان آزاد است و می تواند تمام امتیازات اجتماعی آنان را نیز داشته باشد ؛ بنابراین امام در عین حال که می توانست با کنیز خود همبستر شود، اما با آزاد کردن و ازدواج با او، پیام خاصی را به مردم ابلاغ کرد. به همین خاطر بود که "عبدالملک مروان" به حضرت خرده گرفت که چرا فردی از بزرگ خاندان قریش با یک کنیز آزاده شده ازدواج نموده است. حضرت فرمود: "اسلام تفاخرات جاهلی را لغو نموده است". (1)
5- بعضی از ازدواجهای آن ها مثل بعضی از ازدواجهای پیامبر(ص) جنبه سیاسی و یا برای تألیف قلوب و ارتباط با یک جمعیت و قبیله بوده است.
6- ازدواجهای متعدد در زمانهای گذشته - مخصوصا در زمان معصومان - بیش تر به خاطر اوضاع بد اقتصادی و عدم امنیت برای بانوان بود. چیزی که ما از زمان حدود پنجاه سال قبل در جامعه خود سراغ داریم؛ مثلاً وقتی زنی شوهرش می مرد، شدیدا در تنگنا قرار می گرفت؛ چون آن روز تنها راه معیشتی خانوادهها شوهر بود. کار برای خانمها نبود و اگر هم بود،خیلی از افراد کار کردن را برای زنها بد می دانستند. مسأله دیگر عدم امنیت بود. کسانی که شوهر و همسر نداشتند، در تهدید امنیتی قرار داشتند.
زنان در آن دوران که مثل اکنون حکومت مقتدر و فراگیر در تمام شئون وجود نداشت؛ بسیار نیازمند به حامی بودند. حامی که از هر جهت آنان را تحت حمایت خود قرار دهد و برای آنان محل امنی ایجاد کند تا دارای آرامش باشند؛ بنا بر این همسر گزیدن یکی از راه های موثر و بلکه در برخی موارد تنها راه بود؛ به همین خاطر حتی زنانی که به سن بالا هم می رسیدند و شوهر از دست می دانند ، مجدداً ازدواج می کردند. این مسئله شاید اصلاً امروز و در جامعه معاصر مورد نداشته باشد. بنا بر این قضاوت کردن با معیارهایی امروزی در مورد حوادثی که مربوط به گذشته و با معیارها و شرایط دیگر بود، بسیار دشوار و بلکه نادرست است.
در نهایت باید به چند نکته تذکر بدهیم که:
7_ سیره اهل بیت علیهم السلام در همه امور از جمله در تعدد زوجات مربوط به فرهنگ و موقعیت های اجتماعی زمان خودشان بوده، معلوم نیست که اگر این بزرگواران در زمان کنونی می زیستند، به همان شکل و نسبت رفتار می کردند و در این موقعیت زمانی و مکانی در زندگی زناشویی خود هم همان گونه بودند .
8__ اگر به مقوله تعدد زوجات با نگاه درست و دقیق نگریسته شود، نه اجحاف و توهین و تحقیری در حق زنان است و نه مستلزم پایمالی حقوق آنان؛ که البته این مساله در گرو رسیدن جامعه به فرهنگ مناسب در این زمینه و نگاه و برخورد صحیح و عقلانی و به دور از احساسات با این مقوله است.
9_یقینا وضعیت فرهنگی و اقتصادی و حتی نیازهای بشری در زمان کنونی با گذشته بسیار متفاوت است. لااقل می توان گفت در تحریکات شهوانی و احساس نیاز بیش تر بشر به روابط جنسی وضعیت زمان کنونی به خصوص بعد از رنسانس جنسی غرب ، قابل مقایسه با چند قرن قبل یا صدر اسلام نیست، در نتیجه چه بسا ضرورت های گوناگون فردی و اجتماعی در یک مقطع زمانی ضرورت توجه به تعدد زوجات را جدی و لازم نماید، اما در زمانی دیگر این ضرورت به حداقل برسد.
10_ حتی در زمان کنونی هم ازدواج مجدد راه حل بسیاری از مشکلات جوامع بشری است. اگر به دور از احساسات و عواطف فردی و با تغییر فرهنگ های غلط به آن توجه شود، بستر حل بسیاری از مشکلات خانوادگی و اجتماعی و چاره بسیاری از جرم ها و جنایت ها خواهد بود؛ اما متاسفانه حتی ذره ای تعقل و تامل در برخورد با این اصل دینی که البته قانون و قاعده ای خاص و استثنایی به حساب میآید نمی شود. معمولا در نهایت ابتذال و سطحی نگری به آن پرداخته می شود.
در هر صورت امامان معصوم بالاترین الگوهای عملی ترویج فرهنگ های درست دینی بودند. در زمینه امور فردی و اجتماعی و اخلاقی همین رفتارهای عادی و طبیعی آنان بیش ترین تاثیر را در نوع رفتار و کنش جامعه می گذاشت. در تصحیح اشکالات و نابسامانی های فرهنگی و اجتماعی نقشی بسزا ایفا می نمود. این ازدواج ها را می توان در همین راستا تعریف نمود.
ب_ در باره قسمت دوم پرسش باید گفت:
اولا : امام حسین و سائر امامان در امور زندگی و متعارف، مانند جنگ و صلح، مبارزه و مسافرت از علم غیب خود استفاده نمیکنند. آنان مانند دیگران، اگر بیمار بشوند، دوا میخورند، گرسنه میشوند، غذا میخورند، خسته میشوند، استراحت میکنند، مسافرت میکنند. ممکن است در ضمن مسافرت دچار مشکل شوند.
امام حسین(ع) حضرت مسلم را به عنوان نماینده خود به کوفه میفرستد تا از اوضاع مردم کوفه به او خبر بدهد، مسلم را در کوفه به شهادت میرسانند. تمام این کارها، بر اساس روال معمول بین مردم انجام میشود. امام ملزم نبود که بر اساس علم غیب از خیانت مردم کوفه آگاه شود و به آن سمت حرکت نکند.
کارهای امامان در امور دنیوی، مانند دیگران است تا عمل آنان بتواند الگو و اسوه و سرمشق دیگران قرار گیرد. استفاده از علم غیب برای رهاندن خود و بستگان از خطر و جلب منافع و سود برای خود، نمی تواند آن ها را الگوی دیگران قرار دهد.
اگر فلسفه قیام حسینی خوب درک شود، پاسخ روشنی به دست خواهد آمد. امر به معروف و نهی از منکر یکی از اصول عملی اسلام است، که از مهم ترین و عالی ترین واجبات اسلامی است. درباره عظمت این دو وظیفه مهم، به تعبیری رساتر و کامل تر از آن چه در قرآن کریم و کلمات اهل بیت و اماما ن معصوم(ع) آمده است،دست نمییابیم.(2)
ثانیا : بارزترین ویژگی و نقش اهل بیت امام که در کربلا حضور یافتند،پاسداری شان از خون شهدا به خصوص سالار شهیدان است، مثلا جناب زینب با خطابههای آتشین خود در کوفه و شام،عالم و آدم را از پیام شهیدان و مظلومیت لب تشنگان آگاه کرد. نگذاشت که پژواک انقلاب خونین سالار شیهدان در پس پرده زر، زور و تزویر تبلیغات ستمگران پنهان بماند و از حافظه تاریخ فراموش شود. چه زیباست این سروده که درباره عظمت ونقش زینب گفته شده :
سِرّ نی در نینوا میماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود
چهره سرخ حقیقت بعد از آن طوفان رنگ
پشت ابری از ریا میماند اگر زینب نبود
چشمه فریادِ مظلومیت لبتشنگان
در کویر تفت جا میماند اگر زینب نبود(3)
پی نوشت ها:
1، محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، دار الاحیا التراث العربی، بیروت 1403 ق ، ج5، ص 345؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1380ق، ج46، ص 105.
2. آل عمران(3) آیه 109؛ کلینی وسائل الشیعه، دار الاحیا التراث العربی، بیروت، بی تا، ج11، ص 395.
3. صادقی،جلوههای عرفانی نهضیت حسینی، بوستان کتاب، قم، 1388 ش، ص 45 ـ 46.






