ضمن عرض سلام و خسته نباشید پرسشی برایم پیش آمده که در صورت پاسخ آن ممنون می شوم.
همانگونه که می دانید سنت امیرالمومنین بر ساده زیستی بوده و ایشاه همواره با وجود توانایی برای کسب ثروت در فقر به سر میبردند و این امر را(ساده زیستی ) ما مهم ترین نشانه ی کارگزاران اسلامی می دانیم. اما مسئله این است که به جز امام علی (علیه السلام)سایر ائمه معصومین در ثروتمندی زندگی می کردند حکمت آن در چیست؟
پرسش دوم من اینست که حضرت ابراهیم خلیل الرحمن پس از کشیدن آن همه امتحان کمرشکن به مقام امامت رسیدند اما بسیاری از ائمه پیش از آن که سختی ای در آن سطح بکشند پس از شهادت امام قبلی به مقام امامت می رسند به گونه ای که امام جواد در سن 9سالگی به امامت رسیدند.
چگونه است ؟

پرسش: امامت
شرح : ضمن عرض سلام و خسته نباشید پرسشی برایم پیش آمده که در صورت پاسخ آن ممنون می شوم. همانگونه که می دانید سنت امیرالمومنین بر ساده زیستی بوده و ایشاه همواره با وجود توانایی برای کسب ثروت در فقر به سر میبردند و این امر را(ساده زیستی ) ما مهم ترین نشانه ی کارگزاران اسلامی می دانیم. اما مسئله این است که به جز امام علی (علیه السلام)سایر ائمه معصومین در ثروتمندی زندگی می کردند حکمت آن در چیست؟

پاسخ:
شیوه ی زندگی امامان را از نظر چگونگی زیست، گوناگون می بینیم و در مجموع نتیجه می گیریم هرگاه امامی، حکومت را به دست گرفته و به رهبری پرداخته، اصل در زندگی او «ساده زیستی» بوده ولی اگر از حکومت برکنار بوده، زندگی متوسط بوده است. گاهی در همین حال، بر اساس وضع زمان، ساده زیستی را برگزیده است. در هر حال، هرگز زندگی مرفه و تجملاتی را انتخاب نکرده است.
بنا بر آیات و روایات زهد، آن نیست که انسان نعمت های الهی را بر خود حرام کند و در کنج انزوا، در کمال شکستگی و انفعال قرار گیرد، بلکه زهد به معنای عدم دلبستگی به امور مادی می باشد. بنابراین، اگر انسان در جامعه حضور داشته باشد و نعمت های الهی را از راه حلال به دست آورد و آنها را وسیله ی اهداف عالی اسلامی قرار دهد و نابودی آنها او را غمگین ننماید، نیز بودن آنها او را شاد و سرمست نکند، استفاده و بهره برداری از مواهب دنیا، زهد است.
اصل در زندگی امامان بر اساس اعتدال بود، نه غارنشینی و رهبانیت بود و نه غرق شدن در دنیا و به دنبال آن، مغرور و غافل شدن.
یکی از شاگردان امام صادق (ع) می گوید:
گاهی امام ما را مهمان می کرد و نان روغنی و غذای لذیذ «خبیص» [که با روغن و خرمــا درســت می شد] برای ما می آورد. روزی یکی از حاضران عرض کرد:
کاش به گونهای معتدل برای ما غذا آماده می کردی. این غذا اعیانی است!
امام فرمود:
ما بر اساس امر و تدبیر خدا، امور را تدبیر می کنیم. اگر خداوند بر ما وسعت بخشد، ما نیز وسعت می بخشیم و هرگاه بر ما تنگ گرفت، ما نیز تنگ می گیریم.(1)
اما ساده زیستی امام علی (ع) بر اساس دو انگیزه بود:
1ـ چنان که از سخنان امام علی فهمیده می شود، ساده زیستی، وظیفه ی رهبران حق است و باید خود را با ضعیف ترین افراد ملت هماهنگ کنند.
امام علی می فرماید:
آیا به همین قناعت کنم که گفته شود امیر مؤمنان هستم، اما با مؤمنان در سختی های روزگار شرکت نکنم و در تلخی های زندگی، پیشوای آنها نباشم؟!(2)
و در سخن دیگر فرمود:
خداوند مرا رهبر خلقش قرار داد و بر من واجب کرد در مورد خود و خوراک و نوشیدنی و لباس، مانند مردم تهی دست و ناتوان، بر خود تنگ گیرم، تا فقیر از فقر من پیروی کند و به ستوه نیاید و ثروتمند به خاطر ثروتش، طغیان ننماید.(3)
2. دومین علت ساده زیستی امام علی این بود که در عصر امام، اغلب مردم فقیر بودند به طوری که اگر امام لباس زیبا و خوب می پوشید، انگشت نما می شد و بد بود.
حمادبن عثمان روایت می کند.
به حضور امام صادق (ع) رسیدم. شخصی به حضرت گفت: فرمودی علی بن ابیطالب (ع) لباس زبر و خشن می پوشید. در صورتی که بر تن شما لباس نو می بینم!
امام فرمود:
علی آن لباس را در عصری می پوشید که بدنما نبود. اگر همان لباس را امروز می پوشید به بدی انگشت نما می شد. بهترین لباس هر زمان، لباس مردم آن زمان است ولی قائم ما اهل بیت زمانی که قیام کند، لباس علی را می پوشد، هم چون علی رفتار می نماید.(4)
نتیجه گیری
از مجموع روایاتی که دراين باره موجود است فهمیده می شود امامان شیعه (ع) نه به راه افراط و رفاه طلبی رفتند، نه راه تفریط و دوری از مواهب و نعمت های الهی، بلکه اصل را بر زندگی متوسط قرار دادند و از نعمت های حلال الهی، در حد امکان استفاده می کردند، ولی نه آن که دلبسته باشند و اسیر زرق و برق و تجملات شوند.برای اطلاع بیشتر به کتاب سیری در سیره اهل بیت پیامبر نوشته شهید مطهری مراجعه نمایید .
پي نوشت ها :
1. وسائل الشیعة، شیخ حرّ عاملی، مؤسسه آل البیت: لإحیاء التراث، قم، چاپ سوم، 1414 ق، ج24، ص296
2. نهج البلاغه نامه شماره45
3. اصول كافي ، محمد بن يعقوب كليني ، ترجمه سيد جواد مصطفوي، ج2، ص371.
4. اصول كافى جلد 2 صفحه 274

پرسش: اینست که حضرت ابراهیم خلیل الرحمن پس از کشیدن آن همه امتحان کمرشکن به مقام امامت رسیدند. اما بسیاری از ائمه پیش از آن که سختی ای در آن سطح بکشند پس از شهادت امام قبلی به مقام امامت می رسند به گونه ای که امام جواد در سن 9سالگی به امامت رسیدند. چگونه است؟

پاسخ:
اولا:تحقق و عدم تحقق امتحانات و ابتلائات در امر امامت دخالت مستقیمی ندارد. بسیاری از انبیاء هم امتحانات سختی را پشت سر گذاشتند و امام نشدند. این چنین نیست که برای امام شدن ضرورت دارد که امتحانی پشت سر گذاشته شود. بیان قصه حضرت ابراهیم(ع) در قرآن به عنوان ضابطه امام شدن نیست. بلکه اشاره به عظمت جایگاه امامت دارد آن هم برای شخصیتی همچون ابراهیم (ع).
ثانیا:بر فرض که ابتلاء وامتحان ملاک امام شدن شخصی بشود، از کجا معلوم که خداوند امامان معصوم را امتحان نکرده باشد. اینگونه نیست که ما از هر امری بخصوص امور غیبی که بین انبیاء و یا امامان با خدا صورت گرفته، با خبر باشیم. اگر همین آزمایش و ابتلاء حضرت ابراهیم در قرآن و یا روایات نمی آمد ما خبری از این ابتلائات نداشتیم. این که اظهار داشته اید امامان سختی قابل ملاحظه ای قبل از امامتشان ندیده اند صرف ادعا است و دلیلی بر این مطلب وجود ندارد.
ثالثا:خداوند با علم ازلي كه دارد مي دانست كه مثلا امام جواد(ع) در ابتلائات و آزمايشات سختي كه در آينده پيش روي آن حضرت است به خوبي از عهده بدر خواهد آمد. لذا همچون او را براي امامت انتخاب فرموده است.