به نوشته منابع شیعه حسین بن علی موافق راه و روش حکومت هم عصر خود نبود.[۴] بنابر نوشته تاریخ نویسانی مانند دینوری از شرایط صلح حسن بن ابی طالب با معاویه، پرداخت سالیانه دو میلیون درهم از محل خزانه به حسین بود.[۵][۶] نویسندگانی مانند البلاذری در انساب الاشراف و ثعالبی در لطایف المعارف مینویسند که در دوران حیات برادرش حسن، حسین رویه برادرش در مورد عدم ستیز با معاویه را دنبال میکرد. حتی بعد از کشته شدن حسن نیز این شیوه در برخورد با معاویه را ادامه داد. معاویه سالی یک یا دو میلیون درهم به حسین میفرستاد و حسین مکرر به شام سفر میکرد و در آنجا نیز هدایای دیگری از معاویه دریافت مینمود. [۷][۳] [۸][۹] این مستمری توسط یزید فرزند معاویه به چهار میلیون افزایش پیدا کرد.[۱۰][۱۱] در این زمان معاویه از مروان حاکم مدینه خواسته بود تا با حسین برخوردی نداشته باشد و عملی تحریک آمیز انجام ندهد. گزارشها نشان میدهد که شیعیانی مانند حجر بن عدی حتی پیش از کشته شدن حسن بسیار به دیدن او میآمدند و از او تقاضا میکردند تا بر علیه معاویه قیام کند. اما بنا بر نوشته البلاذری پاسخ او همیشه این بود که «تا زمانی که معاویه هست کاری نمیتوان کرد.... [۳]
متن بالا از سایت وی کی پدیا است .آیا این مسئله حقیقت دارد که یکی از شرایط صلح امام حسن پرداخت دو میلیون درهم به امام حسین بود؟
به طور كلي پيرامون در خواست مالي امام مجتبي بايد گفت اي گونه شروط غير واقعي است.
زیرا بیت المال در اختیار امام مجتبی(علیهالسلام) بود و اين درخواست معنا ندارد.
دوم اینكه این بند با سیره امیرالمؤمنین(علیهالسلام) كه بیت المال را هر شب میروبید، سازگار نیست.(1)
گرچه در بندهايي از صلحنامه ميان مورخان اختلاف است. برای نمونه برخی از شروط جانشینی امام حسن پس از معاویه و یا تعهدات مالی معاویه برای پرداخت از بیت المال به امام حسن (ع) سخن گفته اند. اما بررسی های بیش تر درباره ی شواهد تاریخی و همچنین روش و منش حضرت امام حسن (ع) نشان می دهد این دو مسئله (جانشینی پس از معاویه و تعهدات مالی معاویه) چندان نمی توانند درست باشند.
یکی از روایت های تاریخی در این باره می گوید: وقتی برخورد بین امام و معاویه به صلح انجامید، امام، عبدالله بن نوفل را خواست و به او فرمود: پیش معاویه برو و بگو: «اگر مردم بر جان و مال و فرزندان و زنان خود ایمن هستند، من با تو بیعت می کنم و در غیر این صورت بیعت نمی کنم.» عبدالله نزد معاویه رفت و بی هماهنگی با امام گفت: برای صلح، شروطی وجود دارد. اول این که خلافت در صورتی به تو واگذار می شود که پس از تو امام حسن، خلیفه شود. دوم این که سالانه 55 هزار درهم از بیت المال و خراج دارابگرد (از شهرهای قدیمی) نیز به امام واگذار شود. سوم این که مردم امنیت کامل داشته باشند.
معاویه این شروط را پذیرفت و پایین برگه ی سفیدی را امضا کرد و برای امام حسن فرستاد. وقتی عبدالله بن نوفل ماجرا را برای امام تعریف کرد، امام فرمود: در مورد خلافت پس از معاویه، من آن را نمی خواهم. در مورد شرایط مالیِ پیشنهادیِ تو هم، این حق معاویه نیست که در مال مسلمانان برای من تعهدی قرار دهد. بعد امام به کاتب خود دستور داد که متن صلح نامه را تنظیم کند. (که بخشی از آن آورده شد) این روایت در کتاب الفتوح ابن اعثم کوفی آمده است.
اما در روایت دیگری، داستان این گونه شرح داده شده است: معاویه صلح نامه ای برای امام نوشت و در آن آورد که من با تو صلح می کنم به شرطی که خلافت بعد از من، به تو برسد و این که علیه تو توطئه نکنم و هر سال یک میلیون درهم از بیت المال به علاوه ی خراج فسا و دارابگرد را به تو بدهم. وقتی امام این متن را خواند،فرمود: معاویه من را در طمع چیزی انداخته که اگر آن را می خواستم، حکومت را به او تسلیم نمی کردم. بعد کسی را پیش معاویه فرستاد و فرمود: به معاویه بگو: اگر مردم امنیت کامل دارند، من با او بیعت می کنم. معاویه کاغذ سفیدی به او داد و باقی ماجرا ... این روایت را بلاذری در انساب الاشراف بیان می کند.(2)
دلايل آنكه شرط مالی در صلح نامه نبوده است.
اولین دلیل : متن صلح نامه است که در منابع مختلفی آورده شده (بسیاری از متونی که از دو شرط مالی و خلافت پس از معاویه سخن گفته اند، متن کامل صلح نامه را نیاورده اند).
دوم: این که مخالفت امام با چنین شرطی با شیوه ی ائمه سازگار بوده است. گفتیم که امام به عبدالله بن نوفل اعتراض کرد و فرمود: معاویه نمی تواند در بیت المال مسلمین تعهدی برای من بپذیرد. دوم این که در تاریخ اعتراض سلیمان بن صرد خزاعی به امام برای نگذاشتن شرط مالی در صلح نامه آورده شده است.
سوم: همچنین احتمال دارد شایعه شرط مالی که به صورت خبر تاریخی در آمده ناشی از پیامی باشد که معاویه برای قبولاندن صلح به امام برای او فرستاده است مبنی بر اینکه او حاضر است سالانه یک میلیون درهم همراه با خراج «دارابجرد» و «فسا» در اختیار امام حسن(علیهالسلام) قرار بدهد و بعدها مورخین مغرض و یا ناآگاه آنرا بعنوان یکی از موارد صلح نامه نقل کردهاند.
نتيجه چنين شرطي ضمن صلح نامه مورد تاييد قرار نمي گيرد.
به وجود آن در هر صورت مسلّم است که امام با آن سخاوتی که تاریخ از او گزارش کرده، چنین شرطی را برای منافع شخصی خود مطرح نمیکند گرچه اهل البیت(علیهالسلام) را در بیت المال مسلمین حقی وافر است.
با توجه به مطالب گذشته چنين ادعايي در باره درخواست 2000000 درهم در سال برای حسین(علیهالسلام)، فاقد اعتبار مي باشد
پي نوشت ها:
1.رسول جعفريان،حیات فکری و سیاسی امامان شيعه،انتشارات انصاريان،ص 161.
2.باقر شريف قرشي ،زندگاني حسين ،انتشارات بعثت ،ج2،ص291.






