سلام عليكم
عزای اماممان را تسليت مي گویم.
من تازه نامزد کردم . عید غدیر توی حرم امام رضا (ع) محرمیت خوندیم.من در کرج زندگی می کنم و خانواده داماد کل اجمعین در مشهد هستن.مامحرم شدیم و بر گشتیم.بعد از تقزیبا یک هفته آقا پسر اومدن منزل ما برای چند روز که هم بیشتر آشنا شیم و هم پیش هم باشیم . البته به جز شب ها.ایشان در این چند روز رفتار های ریز ریزی از خودشون نشون می دادن که با کنار هم گذاشتن اون ها یه نتیجه هایی می شد گرفت.ایشون طلبه هستن و پدرشون هم روحانی هستن. اما به نظر ما از نظر طرز برخورد با خانوم ها و ظرافت بانوان و ادب و احترام عرفی و شرعی در سطح پایینی هستن . خانواده من این امر ازدواج رو آسون گرفتند چون به قشر روحانیت احترام ویژه ای می ذارن . و این فکر رو داشتیم که آسون بگیریم تا مفسده در جامعه کم تر شه انشاالله .اما مثل اینکه اقشار با هم فرقی ندارن. البته ما تحقیقاتمون رو خیلی خوب انجام دادیم . همه از ایشون تعریف می کردند.ولی جدیدا به یه مسایلی بر خورد کردیم که دقیقا نقطه مقابل اون هاست . مثلا دوستشون که در قم روحانی سر شناسی هستن می گفتند که ایشون جزء 10 نفر بر گزیده ی مشهد هستند. اما ما توی مرکز تحقیقات حوزه به عکس این بر خورد کردیم . یعنی مسئول اون جا گفتن که" نه کم لطفی کردن . ایشون همچین نمرات در خشانی هم ندارند." یا مثلا این رو بذاریم کنار .ما وقتی هوا سرد بود اومدیم بریم بیرون گردش.ما حاضر بودیم و می خواستیم بریم داخل ماشین بشینیم . من و مادرم. پدرم زود تر رفته بودند ماشین رو از داخل پار کینگ بیرون بیارن.من در کمال تعجب دیدم که این آقا پسر در کمال خونسردی رفتن و توی ماشین ریلکس نشستن.یعنی طوری شد که من درب پارکینگ رو بستم .یعنی ایشون حتی انقدر هم برای خانومشون احترام قائل نشدن که بهشون بر بخوره که یه خانوم چادری بیاد و درب پارکینگ رو ببنده.این از این.تازگی فهمیدیم که این رفیق شفیقشون که صیغه محرمیت ما رو خوندند ،یه جورایی لنگ می زنن.از مدرسه ای که این آقا داماد در اونجا تدریس می کنن راجع به این دوستشون که استادشون هم هست سوال کردیم . مسئولشون گفتن که نه این آقا نه اونقدر مثبته و نه منفی اما اگر کسی از خودش اراده نداره بهتر ه که دور ایشون رو خط بکشه و رابطه اش رو جدا قطع کنه.اما ایشون یه حالتی مریدی به نظر من داره .حالا بحث شرطی رو مطرح کرده که ما از اول این شرط رو بیان کردیم .شرط حق انتخاب محل سکنی با زوجه باشه.پدر و مادرشون این شرط رو پذیرفتند . از اول هم موافق بودن . اما حالا خود آقا پسر می گن که نه من از اول گفتم که این شرط رو فقط واسه 5 سال اول قبول می کنم. و می گن طرف حساب شما من بودم نه پدر و مادرم.... راجع به محرمیتمون. ما گفتیم که صیغه محرمیت واسه سه ماه جاری شه و همه قبول کردند. اما داخل حرم در کمال تعجب دیدیم که پدر و همه خانوادشون قصد دارن که صیغه دایم بخونن. به حول قوه ی الهی مادرم به طور تصادفی متوجه شدند و گوشزد کردن و بحث شروع شد و دست آخر با تلاش زیاد و کمک خدا قرار شد که صیغه موقت خونده شه.عزیزی که می خواید جواب من رو بدید با در نظر گرفتن مسایل دینی و خدا. این چند روز واسه این مسئله ما ارتباطی با هم نداریم یعنی مادرم راضی نیستن و من به خودم این اجازه رو نمی دم که با ایشون مرتبط شم . از قطع رابطه مون دو سه روز می گذره و منتظر هستیم که پدرشون تماس بگیرن . از قشر روحانیت این چند نفر به پست ما خوردند و چیز هایی ازشون دیدیم که مخالف فرموده های حضرت رسول اکرم است. می دونم که این یه امتحان از جانب خداست . مادرم می گن من از این آقا پسر توی این چند روز چیز هایی دیدم که می دونم مکمل تو نیست و مد نظر تو نیست. می دونم معیار های تورو نداره . حالا تصمیم دارن که اگر تماس گرفتن شروط سخت تری بذارن که به قولی قدر دری را بدانند که در به دست آوردنش باید تلاش کنند. البته من به خودم مغرور نیستم . می خواهم کامل شم و در راه رسیدن به خدا همه کار می کنم.من بنده ی خدا هستم . کسی رو جز خدا نمی خوام.فقط می خوام بهترین بنده واسه خدا باشم . می خوام خیلی خوب بندگی کنم.توی این چند روزی که این آقا که به من محرم هستن این جا بودن ،چوون این اعتقاد رو دارم که همسر مخصوصا خانم باید نیاز همسرش رو بتونه برآورده کنه تافسقی صورت نگیره،من اجازه دادم که ایشون بقلم کنن ،بوسم کنن ،با جسم من بازی کنن.اما عذر می خوام اجازه دخول ندادم چون می دونم این صیغه برای محرمیت است و ممکنه که ازدواجی صورت نگیره.حالا من چی کار کنم؟دوست عزیز این آقا رو امام رضا (ع) معرفی کردند یعنی ما توی حرم به وسیله کسی که هیچ کدوم از دو طرف باهاش آشنایی کامل نداریم با هم آشنا شدیم . وقتی اجازه این آشناییت داده شد دم در ورودی حرم که جای تاریکی بود یکی برای ما شکلات آورد . یعنی شیرینی مبارکی.دوست من .عقد ما روی فرش های حرم امام رضا (ع) بود.من با یک رو حانی عقد کردم .زندگیم رو تشکیل دادم واسه اینکه به خدا برسم . واسه اینکه فرزندی به دنیا بیارم که بتونه اما زمان رو یاری کنه. واسه اینکه دختر ی باشم که بتونه حتی یه ذره از فساد جامعه رو کم تر کنه.حالا چی کار کنم؟من فکر می کنم این آقا پسر شیطان در کالبد انسان بوده . توی روز اول گریه نکردم . واسم اهمیت نداشت حتی موقعی که ایشون می خواست از من جدا شه باز هم ناراحت نبودم. اما به این فکر می کنم که من می خوام کامل شم و این آقا شاید نتونه من رو با توجه به شواهد کنونی کامل کنه.توی این چند روز چشمام همش گریونه . می گم خدایا اگه این قضیه به هم بخوره چی می شه؟حالا من چی کار کنم؟واگذار کردم به خدا . گفتم خدایا هر چی تو بگی . این پسر و خانواده اش واگذار به تو.من اگه با ایشون تماس بگیرم ، خودم رو کوچک می کنم؟یعنی در شان من نیست که با ایشون تماس بگیرم؟البته دوست دارم تماس بگیرم و بهش بگم که هر چی بیشتر درس می خونی به جای اینکه خالص تر بشی و طلبه تر شی داری تبدیل به بطله می شی و میری جزء جنود شیطان .می خوام بهش بگم که لعنت به تو.دوست عزیز ما توی خانوادمون رو حانی نداشتیم اما خدا خیلی دوستم داره چون کاری کرده که من خدا رو شکر این جور که می بینم خیلی چیز ها رو خیلی بیشتر از روحانیون رعایت می کنم. اعصابم خورده . ایشون می گن دوستت دارم . اما بعضی از کار هاشون واقعا زننده است . نگرانم که نکنه چشم و دلشون پاک نباشه ؟؟؟؟؟من می خوام به خدا برسم به خالقم . شما برام خیلی دعا کنید . خواهش می کنم . تویَ این دنیا از وقتی که آدم وارد می شه در معرض امتحانه . حتی نفس هاش. حتی پدر و مادرش . پس پدر و مادر و هر کس دیگه ای حتی شوهر وسیله اند برای رسیدن به خدا.این وسایل ممکنه از بین برن . من دل به هیچ کدومشون نبستم الحمد لله.هیچ پناهی به جز خدا ندارم گرچه خدا مادر و پدر فهمیده ای به من داده که همیشه مرهم در های من هستند و هیچ وقت تنهام نمی ذارن ولی اصل خداست و صاحب من هم خداست . برای من دعا کنید که هق هق گز یه هام داره گوش فلک رو کر می کنه.
آنچه مسلم است این است که خداوند دوست دارد که کارها بر اساس اسباب طبیعی خودش پیگیری گردد و به سرانجام برسد، حال در مورد ازدواج هم قضیه همین طور است و می بایست بر اساس شناخت حاصله از خصوصیات دو طرف و خانواده ها و میزان تناسب و همخوانی دختر و پسر در معیارها و ملاک های اساسی و مهم ازدواج صورت پذیرد. بنابراین هرگز نمی توان براي ازدواج كه يك امر حقيقي و مقدسي است به حدس و گمان و عنایت ویژه الهی و اولیای معصومین(ع) بسنده کرد و یا این که جنبه احساسات و عواطف را بر جنبه تعقل و خردورزی غلبه دارد، ضمن این که هنوز نمی توان با قاطعیت گفت که این آقا را امام رضا(ع) معرفی نموده است. بر فرض که این گونه باشد، احتمال آزمایش و امتحان شما بسیار بالاست تا مشخص شود که شما تا چه مقدار اسباب طبیعی را مدنظر قرار می دهید و یا این که چشم و گوش بسته اقدام می نمایید.
بسته شدن عقد روی فرش های حرم امام رضا(ع) آن هم با یک شخص روحانی و به صورت اتفاقی و در شرایطی که هیچ آشنایی قبلی وجود نداشته است؛ اگر چه می تواند جالب و رومانتیک به نظر آید. اما هیچ گاه معیار مناسبی برای ازدواج قلمداد نمی گردد و دلیل بر موفقیت و شادکامی ازدواج تان نخواهد بود. ازدواج زمانی پایدار و موفقیت آمیز خواهد بود که دختر و پسر ضمن توکل بر خداوند و توجهی که به عنایات معصومین(ع) دارند، معیارها و ملاک های ازدواج را به درستی بشناسند و آن را در فردی که قصد ازدواج با او دارند تطبیق دهند و در صورت تناسب و همگونی لازم و احراز صلاحیت ها اقدام به ازدواج نمایند.
همان طوری که انسان میل به تقوا و پاکی دارد، میل به گناه هم دارد و دائماً بین این دو میل در جدال و کشمکش است و اصولاً ثواب و عقاب در این گونه مواقع معنا پیدا می کند؛ این موضوع در مورد همه انسانها صدق می کند و مربوط به قشر و صنف خاصی نیست و در همه اصناف وجود دارد منتها تنها فرق آن در شدت و ضعف و غلبه یکی از دو میل در بین اصناف و گروها ظاهر می گردد و آن هم بیشتر به عوامل تأثیرگذار محیطی بر می گردد. در قشر روحانیت نیز همانند دیگر اقشار جامعه و اصناف دیگر، میل به تقوا و پاکی و میل به زشتی وجود دارد. اما از آنجا که محیطی که روحانیت در آن قرار دارد معمولاً محیط پاک و عاری از آلودگی از بسیاری از مظاهر گناه است و غالباً تأکید بر دوری از گناه در این گونه محیط ها زیاد است، معمولاً طلاب و روحانیون آلودگی کمتری به گناهان دارند. البته تا شیطان رجیم و نفس اماره وجود دارد نمی توان هیچ صنفی را مبرا از آلودگی به گناهان و زشتی ها دانست و قشر روحانیت هم از این امر مستثنا نیست، بله ما هم قبول داریم که به خاطر قداست و انتساب روحانیت با امام زمان (عج) انتظار برخی رفتارهای ناپسند و حرکات زشت و زننده از این صنف نمی رود ولی باید واقعیت را پذیرفت و بی جهت و چشم و گوش بسته همه را پاک و منزه از خطا ندانست بلکه باید درصدی را برای اشتباه و خطا در این قشر را هم در نظر گرفت. با اصلاح نگرش خود در مورد روحانیت، دیگر نباید انتظار داشت که همه روحانیون باید به پاکی زندگی کنند و هیچ گاه دست از پا خطا نکنند. بلکه همواره احتمال خطا در برخی از روحانیون به خاطر فریب شیطان و تبعیت از هوای نفس وجود دارد. گذشته از این که همیشه با ترغیب دشمان روحانیت، برخی روحانی نماها در این صنف رخنه کرده اند و سعی کرده اند با انجام دادن اعمالی، آبرو و حیثیت این قشر را زیر سؤال ببرند.
بهتر است با این گونه مسائل و اتفاقات ناخوشايند كه هر از گاهي در زندگي افراد به انحاء مختلف رخ مي دهد، کنار بیایید و اجازه ندهيد كه آرامش روحي و رواني شما به مخاطره بيفتد و تزلزل و سستی اي در باورها و عقایدتان ايجاد شود، همان طور که خود می دانید این دنیا محل امتحانات الهی است و هر کس به نحوی آزموده می گردد که تنها پیروز این میدان، رستگار خواهند شد. در مورد فرد مورد نظر هم تحقیقات خود را کامل تر کنید و در صورت لزوم از مشاوره حضوری و روان سنجی استفاده کنید و معیارها و ملاک های اساسی ازدواج را مورد بازبینی دقيق و بررسي مجدد قرار دهید، اگر چنانچه تناسب و همخواني کافی بین شما وجود ندارد و او را فرد مناسبي نمي دانيد، او را نپذیرد و از ازدواج با او صرف نظر کنید و از تجربه گران سنگ و درس ارزشمندی که این واقعه در اختیار شما قرار داده است برای انتخاب بهتر در آینده استفاده کنید.






