با سلام.من دختری هستم 23 ساله.خیلی از اوقات روز و شب گمان و ظن هایی بر ذهن من غالب می شود که خدا وجود ندارد ،و کلا این ظن ها اذیتم می کند تصمیم گرفتم یک باز نگری کلی روی اعتقاداتم انجام بدم و از اول روی تمام مبانی اسلام مطالعه کنم تا این شک ها از ذهنم پاک شود ایا با وجود این شک ها من کافر به حساب می ایم؟اگر این شک ها که به ذهنم خطور می کند و می دانم بسیاری از انها غلط هستن ،من کافر به شمار می رسم یا این که چون اعتقاد قلبی به انها ندارم کافر نیستم کمکم کنید و راهنماییم کنید تا بیشتر با اسلام اشنا بشوم

با سلام و سپاس از ارتباط شما پرسشگر گرامی با مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی.
در ابتدا باید اشاره شود که در این باره شهید مطهری در مقاله تحت عنوان «جست و جو حقیقت» نکته‌های بسیار سودمندی مطرح کرده است. تفصیل سخنان ایشان را در جای خود (1) مطالعه نمایید که بسیار برای شما مفید است.
بر اساس تحلیل حکیمانه ایشان، خلاصه ای از گفته‌های شان در این جا بازگو می‌شود:
ایشان معتقد است که برخی افراد در دوران زندگی از نظر شک و یقین دچار بحران می‌شوند. بحران ممکن است در آغاز نوجوانی از حدود دوازده تا سی سالگی برای آن ها به وجود بیاید (افراد طبق شرایط خاص در این باب متفاوت اند). به هر حال، بحرانی است در افکار و عقاید مذهبی انسان و رفتارهای گوناگون فردی و اجتماعی و اخلاقی. این گونه افراد در شرایط حساس قرار می گیرند. باید با آنان از راه درست برخورد شود. با آرامش و منطق به شبهات فکری آن ها جواب داده شود. آن ها نیز باید تلاش نمایند از طریق پرس و جو از کارشناسان مربوط مشکلات فکری و روحی خود را برطرف سازند.
شک از دید ایشان، دو نوع است؛ یکی شک مقدس و دیگر شک غیر مقدس. شک قسم دوم، ویرانگر و خطرناک است. اگر علاج نشود، انسان را به تباهی می‌رساند؛ اما شک مقدس، انسان را وادار می‌کند که در پی حقیقت برود. مثل درد برای بیمار است. هر بیماری اگر درد داشته باشد، بالاخره شخص را وادار می‌کند که در پی درمان برود. اگر درد نداشته باشد، او را نسبت به بیماریش بی تفاوت نگاه می‌دارد و بالاخره از پا در می آورد.
شک مقدس، مثل بیماری با درد است. خودش یک نوع درد روحی است و باید در پی علاجش رفت. کسی حضور رسول خدا آمد و عرض کرد: هلاک شدم، به فریادم برسید. پیامبر فرمود: حتماً شیطان آمده از تو پرسیده که تو را کی آفریده است؟ عرض نمود: آری. حضرت فرمود: در جواب شیطان گفتی: مرا خدا آفریده است. بعد شیطان پرسید که پس خدا را کی آفریده؟ و نتوانستی جواب او را بدهی.
برای همین، سراسیمه آمدی تا نجات یابی. نگران نباشید خداوند تو را نجات می‌دهد. عبادت خداوند، نماز، ذکر و دعا زیاد بخوان. تمام وسوسه ها از ذهن تو برطرف می‌شود. آن شخص طبق دستور رسول خدا پیوسته در عبادت و دعا بود و از وسوسه شیطان نجات یافت. (2)
با توجه به این بیان، جواب شما به دست خواهد آمد؛ ولی اگر امور یادشده در پرسش از حد وسوسه و خطور در ذهن به مرحله باور نرسد و موجب انکار عقاید دینی نشود و کارهای عملی غیر اخلاقی نیز انجام نشود و فقط خطور در ذهن باشد، گناه محسوب نمی‌شود و هیچ اشکالی ندارد. البته چون باعث آزار و اذیت خودتان است، آن را درمان کنید.

پی ‌نوشت ‌ها:
1. مجموعه مقالات، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1362 ش.
2. مطهری، مجموعه مقالات، ص 268 و 270.