سلام
چرا بعد از گذشت حدود 1300 سال از واقعه کربلا باز هم باید عزادار باشیم و مثلا لباس مشکی بپوشیم سینه بزنیم گریه کنیم و.....؟!!
و دیگر اینکه چرا فقط برای امام حسین این قضیه شدت دارد؟ آیا امام های دیگر کم رشادت و ایثار کردند؟
اگر به سوالم جواب بدید بسیار ممنونم
امیدوارم که جواب بدهید
با سلام و تشکر از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در راوایات بر عزاداری همه ائمه توصیه شده، ولی در باره عزاداری سالار شهیدان توصیه بیش تر شده است.
عزاداری برای اهل بیت، به ویژه سید شهیدان حسین بن علی (ع) و یاران مظلومش از آثار و فواید اجتماعی فراوانی بهره مند است که به نمونه هایی از آن اشاره می شود :
ا) محبت و دوستى:
قرآن و روایات، دوستى خاندان رسول اکرم(ص) و اهلبیت(ع) را بر مسلمانان واجب کرده، دوستى لوازمى دارد. دوستدار صادق، کسى است که شرط دوستى را - چنان که باید و شاید - به جا آورد. یکى از مهمترین لوازم دوستى، همدردى و همدلى با دوستان در مواقع سوگ و اظهار سرور و شادی در شادى آنان است. (1) از این رو در احادیث، بر برپایى جشن و سرور در ایام شادى اهلبیت(ع) و ابراز حزن و اندوه در مواقع سوگ آنان، تأکید فراوان شده است.
حضرت على(ع) مىفرماید: «یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا و یبذلون اموالهم و انفسهم فینا، اولئک منّا و الینا؛(2) شیعه و پیروان ما در شادى و حزن ما شریکند. دارایی و جان خویش را در راه ما بذل می کنند. آنان از ما هستند و بازگشت شان به سوی ما است.»
امام صادق(ع) فرمود: «شیعتنا جزء منا خلقوا من فضل طینتنا یسوؤهم ما یسؤنا و یسرّهم ما یسرّنا؛(3) شیعیان ما پارهاى از وجود ما هستند. از زیادى گل ما آفریده شدهاند؛ آن چه که ما را بدحال یا خوشحال مىسازد، آنان را بدحال و خوشحال مىگرداند.»
بر این اساس وظیفه عقلانى و شرعى، ایجاب مىکند که در ایام عزادارى اهلبیت، حزن و اندوه خود را به «زبان حال»؛ یعنى، با اشک، آه و ناله و زارى،، با کم خوردن و کم آشامیدن مانند افراد غم زده اظهار نماییم ؛ طبق فرموده امام صادق(ع) : عزاداران سیدالشهدا در روز عاشورا از آب و غذا دورى جویند تا آن که یک ساعت از وقت فضیلت نماز عصر بگذرد، آن گاه به جامی از آب بسنده می کنند. (4) از نظر پوشاک، با پوشیدن لباسى که از حیث جنس و رنگ و نحوه پوشش در عرف، حکایتگر اندوه و ناراحتى است، آشکار می سازیم.
در روایت دیگر امام رضا (ع) به ریان بن شبیب، که روز اول محرم به محضر حضرت شرفیاب شد، فرمود :
« ان کنت باکیا لشیئ فابک علی الحسین فانه ذبح کما یذهب الکبش. . . ؛(5)
اگر بر مصیبتی گریه می کنی، بر حسین بن علی گریه کن چون که آن بزرگوار را همانند گوسفند سر بریدند. همراه او هیجده تن از اهل بیت او -که در زمین همانندی نداشتند- به شهادت رسیدند. »
سپس فرمود: «. . . فاحزن لحزننا و افرح لفرحنا؛(6)اگر خوشحال می شوی از این که در درجات عالی بهشت با ما باشی، در حزن ما محزون و در شادی ما شاد باش. »
ب) انسانسازى:
از آن جا که در فرهنگ شیعى، عزادارى باید از سر معرفت و شناخت باشد؛ همدردى با آن عزیزان، یادآور فضایل، مناقب و آرمانهاى آنان است. بدین شکل، آدمى را به سمت الگوگیرى و الگوپذیرى از آنان سوق مىدهد.
فردى که با معرفت در مجالس عزادارى، شرکت مىکند، شعور و شور و شناخت و عاطفه را درهم مىآمیزد. در پرتو آن، انگیزهاى قوى در او پدیدار می گردد. هنگام خروج از مراسم عزادارى مانند محبى مىشود که فعّال و شتابان به دنبال پیاده کردن اوصاف محبوب در وجود خویشتن است.
ج)جامعهسازى:
هنگامى که مجلس عزادارى، موجب انسانسازى گشت؛ تغییر درونى انسان به عرصه جامعه نیز کشیده مىشود. آدمى مىکوشد تا آرمانهاى اهلبیت(ع) را در جامعه حکمفرما کند.
عزادارى بر اهلبیت با یک واسطه زمینه را براى حفظ آرمانهاى آنان و پیاده کردن آن ها فراهم مىسازد. به همین دلیل مىتوان گفت: یکى از حکمتهاى عزادارى، ساختن جامعه براساس الگوى ارائه شده از سوى اسلام است.
د) انتقالدهنده فرهنگ شیعى به نسل بعد:
کسى نمىتواند منکر این حقیقت شود که نسل جدید در سنین کودکى، در مجالس عزادارى با فرهنگ اهلبیت آشنا مىشوند. عزادارى و مجالس تعزیه، یکى از عناصر و عوامل برجستهاى است تا آموزههاى نظرى و عملى امامان راستین، به نسلهاى آینده منتقل شود. مراسم عزادارى، به دلیل قالب و محتوا، بهترین راه براى تعلیم و تربیت نسل جدید و آشنایى آنان با گفتار و کردار اهلبیت است.
هـ) زنده نگه داشتن و ترویج دائمی مکتب:
احیا و زنده داشتن نهضت عاشورا موجب زنده نگه داشتن و ترویج دائمی مکتب قیام و انقلاب در برابر طاغوتها و تربیت کننده و پرورش دهندة روح حماسه و ایثار است. گریه بر مصائب سالار شهیدان باعث زنده نگه داشتن نهضت حسینی است. چنان که به اسارت رفتن خاندان امام باعث پایمال نشدن خون شهیدان کربلا شد. در اثر رساندن پیام امام به مردم کوفه و شام توسط امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) نهضت عاشورا به ثمر نشست.
گریستن در سوگ شهدای کربلا، تجدید بیعت با عاشورا و فرهنگ شهادت و تغذیه فکری و روحی با این مکتب است. اشک ریختن نوعی بیعت و امضا کردن پیمان و قرارداد دوستی با سید الشّهدا و ابراز انزجار و تنفّر از قاتلان حضرت است. از این رو ائمه(ع) به گریستن بر مظلومیت شهدای کربلا تأکید کرده اند. برای گریه بر مصیبتهای امام حسین(ع) ثوابها و فضیلتهای فراوان ذکر کرده و فرمودهاند که چشم گریان بر کربلائیان، چشمه فیض خدا است، (10) زیرا اشک ریختن در عزای حسین(ع) نشانه پیوند قلبی با اهل بیت و سیدالشّهدا است. اشک، دل را سیراب میکند، عطش روح را برطرف میسازد. نتیجه محبتی است که نسبت به اهل بیت حاصل میشود. نیز نشانه همدلی و هماهنگی روحی با ائمه اطهار است. قلبی که مهر حسین(ع) داشته باشد، به یاد مظلومیت و شهادت او میگرید.
فضیلتها و ثوابهای زیادی که برای گریه بر امام حسین در روایات ذکر شده، در صورتی است که گناه و فسق و آلودگی انسان در حدی نباشد که مانع رسیدن فیض الهی گردد. اشکی که مبیّن پیوند عاطفی و رابطه مکتبی و اتصال روحی با راه و فکر و خطّ سیّد الشهدا است، حتماً زمینه ساز پرهیز از گناه میگردد.
به تعبیر شهید مطهری «گریه بر شهید، شرکت در حماسه او و هماهنگی با روح وی و موافقت با نشاط و حرکت او است». (11) آری چنین اشکی سزاوار آن همه ثواب است.
گریه در فرهنگ عاشورائیان سلاح همیشه برّانی است که فریاد اعتراض به ستمگران را دارد. اشک زبان دل است و گریه فریاد عصر مظلومیت، رسالت اشک نیز پاسداری از خون شهید است. به تعبیر حضرت امام خمینی(ره) «گریه کردن در عزای امام حسین، زنده نگهداشتن نهضت است. گریه بر مظلوم، فریاد مقابل ظالم است». (12)
گرچه در واقع امام حسین (ع) پیروز شد، ولی ظلم و جنایات غیر قابل تصوری، نسبت به اهل بیت (ع) انجام شد. همانندش تاکنون واقع نشده و در آینده نیز واقع نخواهد شد. پیروزی امام حسین (ع)، مرهون عزاداری ها و زنده نگهداشتن عاشورا و محرم و پاسداشتن این مراسم باشکوه است. حفظ و تقویت و زنده نگهداشتن عاشورا، در واقع موجب حفظ اسلام و مکتب تربیتی و هدف امام حسین (ع) است.
اهدافی که ذکر شد، در هر زمانی جریان دارد. برپائی همایش اثر عزاداری را ندارد، چون عزاداری بسیار فراگیر و گسترده است و از تمام اقشار به صورت خودجوش در آن مشارکت می کنند، ولی همایش چنین نیست.
پی نوشت ها:
1. شهید مرتضی مطهری، شهید(ضمیمه قیام و انقلاب مهدی) نشر صدرا، 1387 ش، ص 117- 118.
2. نهج البلاغه، موسسه امیر المومنین، قم، 1370 ش، نامه 23.
3. ری شهری، میزانالحکمه، موسسه حدیث، قم، 1378 ش، ج 2، ص 236.
4. محمد محمدی ری شهری، المحبه فى الکتاب و السنه، موسسه حدیث قم، 1378 ش، ص 169- 170 و 181 - 182.
5. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، دار الاحیا التراث العربی، بیروت، 1403 ق، ج44، ص 287.
6. همان، ج65، ص 24.
7. شیخ عباس قمی، سفینةالبحار، موسسه انتشارات فاطمه معصومه، قم، ج3، ص497، ماده عشر.
8. صدوق، امالی، جامعه مدرسین، قم، ص 112، مجلس27، حدیث5.
9. همان، ص 113.
10. بحارالأنوار، ج 44، ص286.
11. مرتضی مطهری، شهید (ضمیمه قیام و انقلاب مهدی) ص 124.
12. امام خمینی، صحیفه نور، وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی، 1360 ش، ج 8، ص70.






