سلام . خسته نباشید.. به تازگی برای من مشکلی پیش اومده از خدا چیزی را خواستم به مدت 5 ماه اما اون هنوز بهم نداده ... و از خوب بودن ارزوم و صلاح رسیدن به ارزوم مطمئن هستم ... یه عالمه از اون چیزی که از خدا میخوام درباره اش پرس وجو کردم ... اما هنوز دعام براورده نشده و نمیدانم چرا به یکی دیگر اون چیزی رو که میخوام داده ایا داره خدا باهام لج میکند؟ کم کم دارم نومید میشوم که خدا میتواند ارزوم را براورده کنه؟

برادر گرامی!
آن گونه که از آيات و روايات فهميده مي شود ، دعا در عبادات جايگاه ويژه اي دارد . خداوند متعال به دعا کردن امر مي کند.دعا کردن را به عنوان يک عبادت معرفي مي نمايد. بعد از تشويق به دعا، کساني را که اهل دعا نيستند، مورد سرزنش قرار مي دهد: «قال ربکم ادعوني استجب لکم، ان الذين يستکبرون عن عبادتي سيدخلون جهنم داخرين؛(1) خداي شما مي فرمايد: بخوانيد مرا تا اجابت کنم شما را؛ کساني که از عبادت من (دعا کردن) سرپيچي مي کنند، به زودي داخل آتش عذاب خواهند شد.
دعا کردن مطلوب و باعث قرب انسان مي شود، چه مطلوب محقق بشود ،چه نشود. رسول اکرم صلي الله عليه وآله مي فرمايند: رحم الله عبدا" طلب من الله عز و جل حاجه فالح في الدعاء, استجيب له او لم يستجب له ;
خدا بيامرزد بنده اي را که از خدا حاجتي را طلب کند، پس در دعا کردن پافشاري کند, چه (دعايش ) استجابت بشود و چه نشود. (2). به قدري اصل دعا کردن خوب و مطلوب است که رسول اکرم صلي الله عليه و آله مي فرمايند: ترک الدعاء معصيه ; ترک دعا معصيت است.(3)
البته اين در صورتي است که انسان از روي سوء ظن به خدا دعا را ترک کرده باشد.گاهي انسان، حال دعا را ندارد. اين ترک گناه نيست. اما اگر در اعتقادات دچار ترديد شده و به خدا بدبين شده، قطعا گناه کرده است.
دعا جزء رسوم عبوديت و از بهترين عبادت ها است. حضرت مي فرمايد: الدعاء مخ العباده ؛ دعا مغز عبادت است. (4)
اما آيات قرآن صراحتاً اجابت دعا را حتمي مي داند و شکي در آن نيست. بين اجابت دعا و تحقق مطلوب بايد فرق قائل شد، زيرا اجابت دعا اين است که به يارب يارب من جواب لبيک بيايد؛ يعني هر وقت يا الله بگويم، از طرف خدا لبيک و نداي عبدي بيايد . اين امر قطعي است و شکي در آن نيست؛ اما تحقق مطلوب من ممکن است بشود و ممکن هم است نشود،حال اگر نشود ،بايد ديد علت چيست؟
خيلي مسائل دخيل است، از جمله:
1. گناه :
در دعاي کميل مي‌خوانيم: اللهم اغفرلي الذنوب التي تحبس الدعاء؛
خدايا! گناهاني را که باعث حبس دعا است، بر من ببخشاي.
2-به کار نگرفتن عوامل طبيعي:
گاهي دعا مستجاب نمي‌شود، زيرا جاي عمل و فعاليت را گرفته است. امام صادق(ع) مي‌فرمايد: چهار گروه‌اند که دعاي شان مستجاب نمي‌شود:
کسي که در خانة خود نشسته و مي‌گويد: خدايا! مرا روزي ده، به او گفته مي‌شود: آيا به تو دستور تلاش ندادم؟!
کسي که همسري ناسازگاري دارد و دعا مي‌کند که از دست او راحت شود. به او گفته مي‌شود مگر حق طلاق را به تو ندادم.
کسي که اموالي داشته و بيهوده تلف کرده، مي‌گويد: خدايا! به من روزي ده .به او گفته مي‌شود: مگر به تو دستور ميانه‌روي ندادم؟
کسي که مالي داشته و بدون شاهد و گواه به ديگري وام داده، اما وام گيرنده منکر شده، دعا مي‌کند: خداوندا، قلبش را نرم کن و وادار به اداي دين نما.به او گفته مي‌شود: مگر به تو دستور ندادم به هنگام وام دادن شاهد بگير!
3.غفلت دل:
دعا در صورتي مؤثر است که فقط ظاهر دعا مورد توجه نباشد، بلکه آدمي، تنها خدا را مؤثر در امور بداند. رسول اکرم(ص) مي‌فرمايد:
بدانيد خداوند دعايي را که از قلب غافل برخواسته باشد نمي‌پذيرد. (5)
4.ترک امر به معروف و نهي از منکر:
يکي از واجبات مهم، امر به معروف و نهي از منکر است. از روايات برمي‌آيد دعاي کسي که اين فريضه را ترک کرده و از انجام مسئوليت شانه خالي نموده، مستجاب نيست. امام علي(ع) مي‌فرمايد:
امر به معروف و نهي از منکر ار ترک نکنيد که خدا بدان را بر شما چيره خواهد کرد. آن گاه دعا مي‌کنيد اما دعاي تان به اجابت نمي‌رسد». (6)
5-لقمۀ حرام :
تغذيه در جسم و جان انسان تأثير مي‌گذارد. يکي از آثار حرام خوري، عدم استجابت دعا است. پيامبر در پاسخ به کسي که گفته بود: دوست دارم دعايم مستجاب شود، فرمود: غذايت را پاک کن و غذاي حرام به شکمت نريز.»(7)
6-بي‌اعتنايي به نماز:
حضرت زهرا(ص) مي‌فرمايد: از پدرم رسول خدا(ص) دربار? مردان و زناني که در نمازشان سستي و سهل انگاري مي‌کنند پرسيدم، فرمود: دعايش مستجاب نخواهد شد و برايش بهره‌اي از دعاي صالحان و نيکوکاران نخواهد بود. (8)
7-اسباب لهو و لعب و شراب در خانه نگاه داشتن:
امام علي(ع) مي‌فرمايد:
«به خانه‌اي که در آن شراب يا ابزار يا ساز و قمار باشد، فرشتگان داخل نمي‌شوند . دعاي اهل آن خانه مستجاب نمي‌گردد. برکت از آن‌ها برداشته مي‌شود». (9)
8-ريا کاري:
رسول خدا(ص) مي‌فرمايد: «به زودي بر امت من زماني مي آيد که درون شان فاسد و ظاهرشان خوب باشد. به عنوان دست‌يابي به دنيا و براي فداکاري انجام نمي‌دهد، بلکه کارشان فقط به منظور ريا و خود نمايي است و هيچ باکي ندارند. خداوند آنان را به مجازاتي گرفتار مي‌نمايد، آن گاه دعا مي‌کنند مانند دعا شخصي که در حال غرق شدن است اما دعاي شان مستجاب نمي‌گردد».(10)
9.مصلحت نبودن:
يکي از محدوديت‌هاي دانش آدمي، دست نيافتن به باطن امور است، از اين رو در چنبرة ظواهر کارها گرفتار مي‌آيد و در توصيف امور به خوبي يا بدي دچار اشتباه مي‌شود. در مواردي از خدا چيزي مي‌خواهد که به مصلحت او نيست. اما خبر ندارد. خداوند ناتواني انسان را چنين تصوير مي‌کند:
« عسي ان تکروهوا شيئاً و هو خير، لکم و عسي ان تحبوا شيئاً و هو شرّ لکم ؛ چه بسا از چيزي ناخشنود باشيد، در حالي که براي شما خير و خوب است و چيزي را دوست داريد، در حالي که بد است». (11)امام علي(ع) به صراحت اين نکته را فرموده است: انسان براي دست يابي به چيزي پافشاري کند. اما وقتي به آن دست يافت، آرزو کند کاش بدان دست نمي يافت. (12)

دعا را ترک نکنيد ،هرچند به خواسته خود نرسيد، چون حداقل با دعا کردن عبادت کرده ايد.مؤمن در هيچ حالي نبايد از دعا مأيوس شود، چه دعايش مستجاب گردد يا به عللي به اجابت نرسد و يا اجابت آن به تأخير افتد، چون اولا:
دعا عبادت، بلکه مخ عبادت است و موجب تکامل روحي و معنوي و تقرب به ذات الهي مي گردد.
ثانيا: در هر صورت و با هر حالي که باشد. حتي دعاي اشخاص فاسق و گناهکار بر جسم و جان و زندگي آنان تأثير مثبت دارد. همان دعاي مستجاب نشده وقتي تکرار شد و روي هم انباشته گرديد، آثار نيکي در روح او ايجاد و در سرنوشتش تأثير سازنده اي دارد.
در حديث ديگري از حضرت نقل شده :"هيچ مسلماني نيست که به درگاه خدا دعا کند جز آن که دعايش مستجاب مي شود، منتها گاهي اثر آن را دير يا زود در دنيا مي بيند . گاهي سبب کفاره گناهان او مي شود. گاهي نيز خداوند او را براي آخرتش ذخيره مي کند ".(13)
نتيجه اينکه بين استجابت و تحقق مطلوب فرق است و انسان در هر حال از دعا کردن سود خواهد کرد همچنین اگر اسباب دعا فراهم شود حتما مستجاب است.

پي نوشت ها :
1. غافر(40) آيه 60.
2. ميزان الحکمه ،ج 2, ص 880, ر 5666.
3. همان , ص 878, ر 5518.
4. همان , 5519.
5. بحارالانوار، ج74، ص175.
6. کافي، ج 7 ،ص 52؛ نهج البلاغه، نامه 47.
7. وسائل الشيعه، ج 7 ،ص 145.
8. بحارالانوار، ج80، ص21.
9. وسائل الشيعه، ج 17، ص 315.
10. کافي، ج 2، ص 296.
11. بقره (2) آيه 216.
12. عدة الداعي ، ص 17.
13. بحارالانوار، ج 90، خ 377.