با سلام و خسته نباشید. سوال من این است که اگر حجاب برای حفظ زن میباشد پس چرا در مقابل مردان دیگری مثل پسر خواهر واجب نشده؟ آیا این بدلیل آن است که خدا به ما اطمینان میدهد که آن محرم ها آسیبی نخواهند رساند؟ یعنی اگر مطمئن هستیم که از سمت مردی تعرضی نخواهد شد، میتوانیم حجاب را رعایت نکنیم؟ اگر ذات مردها به این گونه است که احتمال نگاه بد از سمت آنها وجود دارد، پس چرا خدا برخی را محرم قرار داده؟ اگر برای راحتی زنان است، درآن صورت باید کسانی که مانند برادر یک عمر با زنان زندگی میکنند، محرم آنها شوند تا راحتتر باشند.
سوال دیگر این است که چه تفسیری برای نسائهن در آیه ی 55 احزاب وجود دارد، به غیر از زنان مسلمان؟ چون زنان مسلمان هم گاهی از زنان دیگر برای مردها چیزهایی تعریف میکنند و این قضیه مختص زنان غیر مسلمان نیست.
با تشکر
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در بحث محرمیت و حجاب، یقیناً مسئله تهییج و تحریک مردان و زنان نسبت به یکدیگر و عدم تهییج و تحریک، مطرح است و از دلایل واجب شدن حجاب است که به وسیله حجاب، تهییج جنسی جامعه کم تر شود و افراد جامعه در سلامت و امنیت کامل به فعالیت های خود بپردازند.(1)
بنابراین، مسلم است که اگر مردی نسبت به زنی تهییج شود و اگر آن زن محرم او نیز باشد، آن زن باید از موارد تهییج آن مرد پرهیز کند و خود را از آن موارد تحریک کننده دور کند.
با توجه به این نکته، چون به صورت معمول و عموم این گونه است که در محارم نسبی و سببی (مثل همان موردی را شما ذکر کردید)، به جهت حرمت و حریمی که به واسطه ازدواج پیش می آید، فرد به محرم سببی خود مانند مادرزن و عروس و زن پدر، حالت تهییج جنسی و شهوانی پیدا نمی کند و برای این که رابطه این گونه افراد با هم نزدیک است و با واجب شدن حجاب ممکن است حرج و سختی در ارتباطات پیش بیاید و قابل تحمل نباشد، خدای متعال حجاب را از این گونه افراد در برابر محارم سببی خود معاف کرده است.
اما همان گونه که عرض شد، اگر استثناهایی وجود داشته باشد که فردی با دیدن محرم سببی خود دچار هیجان شود، آن شخص از موارد تهییج کننده در برابر او باید پرهیز کند و اگر لازم باشد، حجاب کامل نیز در برابر او نگه دارد.
آنچه در احکام فقهی اسلام آمده است، این است که لباس زن در مقابل افراد محرم باید به صورت متعارف باشد و چون نگاه با قصد لذت و شهوت، در هر صورتی اشکال دارد، بنابراین، در صورتی که لباس زن در مقابل محارم مناسب نباشد، به گونه ای که باعث مفسده خاصی شود و یا در مقابل پسران بزرگ سال، باعث بدآموزی شود - که غالباً این گونه است - زن باید به شکل متعارف و مناسب لباس بپوشد.
به طور کلی از مفهوم فتاوا در باب حجاب(2)استفاده می شود که ملاک در داشتن حجاب و نداشتن، حتی در برابر محارم سببی یا نسبی یا رضاعی، وجود حالت تحریک جنسی و قصد لذت داشتن و عدم وجود چنین حالتی است. اگر اين حالت باشد، حتی اگر محرم هم باشد، باید حجاب رعایت شود و اگر نباشد، لزومی بر حجاب در مقابل این محارم نیست.
نکته آخر اینکه با توجه به مطالب ذکر شده هر چند فلسفه اصلی حجاب در برابر نامحرم جلوگیری از بروز مفاسد می باشد، اما وقتی این عمل به صورت قانون و حکمی دینی درآمد، دیگر به خطر داشتن یا نداشتن و یا تعرض و عدم تعرض نگاه نمی شود. چیزی که نام حکم خدا را گرفت باید به صورت تعبدی به آن عمل کرد و اطمینان داشت که قطعا به دلیل مفاسدی این محدودیت ها در نظر گرفته شده است. علاوه بر اینکه رسیدن به اطمینان در مورد یک مرد و عدم وجود تحریک درونی برای او معنا ندارد و ممکن نیست. چرا که ما به درون افراد و نیات آنها دسترسی نداشته و به اصطلاح نمی دانیم در دل آنها چه می گذرد. به علاوه ممکن است بهتر است کلی تر به مساله نگاه کنیم. عدم حجاب در برابر نامحرمی که به عدم تعرض او اطمینان داریم ممکن است مشکلی برای ما ایجاد نکند. اما این امکان وجود دارد که این فرد از این بی حجابی ما تحریک شده و تعرض به زن دیگری بنماید. در این صورت بخشی از گناه او قطعا متوجه زنی است که دستورات دینی را رعایت نکرده و در برابر نامحرم رعایت حجاب ننموده است.
پی نوشت ها:
1. ر.ك: ناصر مكارم شيرازي، تهران، تفسير نمونه، دار الكتب الاسلاميه، 1374هـ.ش، ج 14، ص 442-443.
2. امام خمینی، رساله محشی، ج 2، ص 486، مسئله 2437، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1424 هـ.ق.
آیه مورد نظر به شرح زیر است:
لا جُناحَ عَلَيْهِنَّ في آبائِهِنَّ وَ لا أَبْنائِهِنَّ وَ لا إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ أَخَواتِهِنَّ وَ لا نِسائِهِنَّ وَ لا ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ وَ اتَّقينَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهيدا
بر زنان (پیامبر) در مورد پدران و پسران و برادران و پسرانِ برادران و پسرانِ خواهران و زنان [همكيش] و بردگانشان گناهى نيست [كه ديده شوند] و بايد از خدا پروا بداريد كه خدا همواره بر هر چيزى گواه است.
در آیه 53 همین سوره مسلمانان را موظف می کند که برای پذیرایی شدن در خانه های پیامبر با اجازه وارد شوند و بعد از پذیرایی خانه را ترک کنند و برای گعده و سخن شنیدن نمانند که این پیامبر و خانواده اش را به زحمت می اندازد، اگر هم با همسران پیامبر کاری و سخنی داشتند، از پس پرده با آنان سخن بگویند که این نوع رفتار برای سلامتی قلب آنان و همسران رسول خدا بهتر است.
وقتی مسلمانان موظف باشند به هنگام مواجهه با همسران رسول خدا از پس حجاب با آنان سخن بگویند، به طور طبیعی همسران پیامبر هم موظف خواهند بود از مردان حجاب بگیرند. در این آیه حجاب گرفتن همسران پیامبر نسبت به محارم و زنان مسلمان لازم شمرده نشده است.
اما "نسائهن" در این آیه و در آیه 31 سوره نور آمده است و در هر دو "زنان هم کیش" ترجمه شده یعنی زنان هم کیش زنان رسول خدا و زنان هم کیش زنان مسلمان، در توجیه هم گفته شده که زن مسلمان اگر نزد زنان غیر مسلمان پوشش نداشته باشد، آن زن غیر مسلمان چون ایمان به خدا و ترس از قیامت ندارد. (اگر داشت به پیامبر خدا تسلیم می شد و ایمان می آورد)، زیبایی های او را برای شوهر و مردان خانواده اش تعریف می کند و حرمت زن مؤمن خدشه دار می گردد.
اما این تکلیف نسبت به زنان مسلمان نیست زیرا آنان ایمان آورده اند و ما باید نسبت به مسلمانان خوش گمان باشیم که به وظیفه ایمانی پایبند هستند و زیبایی های زنان مسلمان را برای مردان خود تعریف نمی کنند و اگر هم گاهی مرتکب چنین خطایی گردند از جانب مردان خود که مسلمان و مؤمن هستند، نهی می شوند و صرف این که یک زن ممکن است تقید دینی اش ضعیف باشد و چنین خطایی را مرتکب گردد ، دیگران را موظف به پوشاندن خود از نگاه او نمی کند.






