با سلام و عرض ادب محضر حضرت عالی
حضرت آقا بنده در نیمه های سال 88 بوسیله یکی از آشنایان و بصورت غیرمستقیم که من نتوجه نشوم اصل قضیه چیست ، به تهران دعوت شدم و وارد یکی از دفاتر کمپانی کوئست(شرکت هرمی ) شدم به محض ورود به دفتر و طرح چند سوال متوجه شدم اصل قضیه چیست و خواستم برگردم ولی از آن جاییکه به کسی که مرا دعوت کرده بود اطمینان داشتم ، ماندم و به اصرار آنها 2 روز کارشان را از نزدیک دیدم و تبلیغات زیادی که بر روی ذهن من انجام دادند و با خوب جلوه دادن محیط مرا جذب کرده و باعث شد که بنده خرید خودم را که یک بسته تورهای مسافرتی 30 ساله به مبلغ 5000000 تومان بود را بخرم و بالاخره بعد از چند هفته بنده هم 2 نفر را معرفی کرده و با حمایت بالاسری ها و توضیح کار به آنها و قبول از سمت آنها 3 لول در این مجموعه پیش رفتم طوری که در حدود 30 نفر به مجموعه من اضافه شد . تا آنجایی که در عملیات سال 89 دفتر من پلمپ شد و من به مدت 8 روز در زندان اوین ماندم ولی با گذاشتن سند آزاد شدم و چون هنوز قانع نشده بودم که کارم اشتباه است و حمایت و پیگیری های بسیار زیاد بالاسریهایم و تأثیر آنها بر من چند ماهی هم به کار در آنجا ادامه دادم تا اینکه یکی از زیرمجموعه ها در مورد ماهیت کار چیزهایی گفت که تا آن روز نه به عقل خودم رسیده بود و نه زیرمجموعه هایم . و نه بالاسریها اجازه داده بودند که ما از این مسائل باخبر شویم و یا خواسته یا ناخواسته اطلاعات غلط به ما داده بودند . آن موقع بود متوجه شدم که ای دل غافل راه اشتباه است! به همین دلیل تقریباً زیرمجموعه خود را جمع کردم و به آنها گفتم که به این دلایل واضح ، کار ما اشتباه است و من دیگر نمی خواهم در این راه یک قدم هم بردارم و آخرتم را به دنیا بفروشم. هر چند این کنار کشیدن شاید کمی دیر بود و ضرر مادی و روحی زیادی به من زد و باعث شد 5 میلیون سرمایه گذاری از دستم برود و نیز حدود 9 میلیون در حال حاضر بدهکار هستم ولی خود را در بین جهنم و بهشت دیدم و همین باعث شد که دیگر از حرکت بسوی جهنم و پرتگاه گمراهی باز ایستم . بالاخره حاج آقا با اینکه ما در ابتدای دعوت هر شخص صادقانه همه چیز را که می دانستیم و باور داشتیم خوب است و با نگاه خیرخواهانه نه نگاه اذیت و کلاهبرداری به او می گفتیم و چون فکر می کردیم کارمان خدایی است و داریم به هم نوعان خود خدمت می کنیم (زیرا اعتقاد داشتیم ما باید 2 نفر را خوشبخت کنیم تا خودمان خوشبخت شویم )با تمام توان مزیت های کار و اجناس را به افراد توضیح می دادیم . بطوری که شخص کاملاً با رضایت و علم به مسائل وارد سیستم می شد . به همین دلیل بعد از اینکه از ادامه ی کار دست کشیدیم هیچ شکایتی به علیه من بر مراجع قضایی کشور از سمت زیرمجموعه هایم صورت نگرفت (چون همگی آنها شاهد بودند شخصی مثل من 8 میلیون پورسانت گرفت و در حدود 2سال از زمان و جوانی خودم+15میلیون از جیب خودم را صرف امرار و معاش آنها کردم و در آخر کار ذلیلتر از همه به منزل برگشتم و خودم آنها را آگاه کردم که راه اشتباه است والا آنها باز هم می خواستند در آنجا بمانند و کار کنند).با توجه به این مسائل حالا تکلیف شرعی من برای زدودن گناهان احتمالی که از این تجارت نصیبم شده چیست؟ با توجه به اینکه فرد مذهبی و دوستار اهلبیت می باشم و می ترسم حق الناس به گردنم افتاده باشد و در روز قیامت بخاطر یک اشتباه که نادانسته و بر اثر بی تجربگی و جوانی باعث ضربه خوردن خود و چند نفر دیگر شده در دادگاه عدل الهی مؤاخذه شوم !
نکته 1 : قبل از ورود به این تجارت باچند نفر صاحب نظر در این کار و نیز حکم چند نفر از علما راجع به صحت این ماجرا و کار مواجه شدم و در طول این 2 سال نیز 3 بار استخاره - رجوع به چند عالم دین و تحقیقات از چند مرجع دانشگاهی باعث یقین ما در انجام این کار شد . منظورم از عنوان این نکته این است که اگر من وارد این کار شده ام حکم شرعی و تأیید یک مرجع و عالم مثل آیت الله روحانی در تصمیم من نقش حیاتی داشت و الا من وارد این تجارت نمی شدم .
نکته 2 : به علت اینکه حالا به پول بدست آورده از این کار ظنین شده ام یک ریال هم از این پول را وارد زندگی ام نکرده ام و حاضرم پول چند دست لباسی که از این کار خریده ام را نیز صدقه بدهم .در این روزها عذاب وجدان زیادی دارم و ترس از آخرت امانم را بریده . با توجه به نکات بالا لطفا بفرمایید تکلیف شرعی و عقلی بنده در رابطه با این قضیه چیست ؟ آماده هر نوع جوابم به شرطی که بدانم هیچ حقوقی از خدا و خلق در گردنم نخواهد ماند .
با پوزش از طولانی شدن نامه . منتظر پاسخ کارشناسی و پدرانه شما دانشمند عزیز هستم .

پاسخ:
با سلام و سپاس از ارتباط شما پرسشگر گرامی با مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی.
بنا به فتوای مراجع عظام سرمایه گذاری و کار کردن در شرکتهایی از قبیل گلدکوئیست جایز نیست و در آمدش حلال نیست و به حمد الله تعالی شما متوجه این قضیه شده اید و خود را نجات داده اید و زیر مجموعه خود را هم نجات داده اید و استفاده ای از اینکار نبرده اید بلکه ضرر عمده ای هم نموده اید. لذا دیگر جای نگرانی نیست و نباید خود و ذهن خود را مشغول این قضیه کنید بنابراین شما به تکلیف شرعی و عقلی خود عمل نموده اید دیگر نباید نگران باشید انشا الله خداوند متعال شما را موفق بدارد .(1)
پی نوشت:
1 . سوال از دفتر آیت الله بهجت به شماره 7743271 .