به نام خدا
با سلام
در روایات امده سربازان امام زمان باید بصیرتی کامل و تیز هوشی سیاسی داشته باشن.ما برای به دست آوردن این بصیرت در این فضای غبار آلود چه کارهایی را باید اتجام دهیم؟و چه کنیم تا بتوانیم امام زمان را درک کنیم و در فتنه ها داخل نشویم؟و در کلام آخر برای اینکه امام زمان را ملاقات کنیم چه مراحلی را باید طی کنیم؟
با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
بصیرت به معنى دانایى، بینایى، بینایى دل، هوشیارى، زیرکى و یقین است. (1)
برخى از اهل معرفت مىگویند: «بصیرت قوّه قلبى یا نیرویى باطنى است که به نور قدس روشن گردیده و از پرتو آن، صاحب بصیرت، حقایق و بواطن اشیا را در مىیابد. (2) امروزه بصیرت به آگاهی، رشد فکری، خرد ورزی و نگاه دقیق و روشن به امور اطلاق می گردد. به شهادت قرآن و گواهی تاریخ، مهم ترین عنصر در دینداری و ولایتمداری، شناخت، آگاهی و بصیرت است.
از این رو در « دعا در غیبت امام زمان » می خوانیم :
« اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي َرسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي» . (3)
براي نجات از فتنهها و گرفتاريها و رسيدن به آرامش و شناخت راه صحيح و سره از ناسره، بايد به قرآن و سنت اهل بيت مراجعه و از قرآن که همواره نور و روشنايي است، پيروي کرد. زيرا که قرآن در تمام زمان ها راهنماي خوبي است که انسان با پيروي از آن سعادت دنيا و آخرت خود را تامين کرده و در شناخت فتنه و مشکلات کم تر دچار مشکل مي شود، پيامبر بزرگوار اسلام درباره قرآن ميفرمايد:
«فإذا التبست عليکم الفتن کقطع الليل المظلم، فعليکم بالقرآن. . . من جعله امامه قاده إلى الجنّه ومن جعله خلفه، ساقه إلى النار و هو الدليل يدلّ على خير سبيل؛(4)
آن زمان که آشوبها و فتنهها مانند پارههاي شب تار شما را فرا گرفت، به قرآن رو آوريد. . . هر کس قرآن را پيشواي خود قرار دهد، او را به بهشت راهنمايي ميکند. هر کس آن را پشت سراندازد، او را به سوي دوزخ ميکشاند. قرآن راهنمايي است که به بهترين راه، راهنمايي ميکند».
قرآن راهنماي معرفت و شناخت است براي کساني که صفات نيک و بد را شناخته باشد. انديشه زندگي قلبهاي بيناست، که اگر نوراني شده باشد، به وسيله نور در تاريکي مسير خود را مييابد. در قرآن، روي تقوا تأکيد فراواني شده است خداوند در قرآن می فرماید: «إن تتّقوا الله يجعل لکم فرقاناً؛ (5) تقواي الهي را پيشه کنيد تا خداوند به شما توانايي تشخيص حق از باطل را عطا کند». با تقواي واقعي انسان مي تواند در فتنهها، راه صحيح و درست را بشناسد. نيز از عوامل مهم مصونيت از فتنه رشد تفکر و تدبر در کارها است. در آيات متعددي خداوند بعد از نقل قصص و تجارب تاريخي اقوام گذشته، انسان ها را دعوت به تفکر و تعقل مي نمايد. مهم ترين کار قلب را تفقه ( ژرف انديشي ) مي شمارد و در وصف جهنميان مي فرمايد:« لَهُمْ قُلُوبٌ لا يفْقَهُونَ بِها» (6) براي کسب بصيرت ديني بايد در هر مسئلهاي تفقه نمود. همان گونه که مسائل عبادي دين، نياز به تفقه دارد. چنان که امام کاظم (ع) ميفرمايد:« براي فهم معارف دين تلاش کنيد چرا که فهم کليد بصيرت است» (7) بنا براین در هر مسأله و رویدادی برای واقع نشدن در فنته ها، باید انسان پیرامون آن کار به تفکر و تأمل بپردازد و هدف و انگیزه آن را دریابد که این کار بر چه اساسی صورت گرفته و آیا در آن رضایت و خشنودی خداوند مد نظر بوده است.
و اما سؤال شما در رابطه با ملاقات با امام زمان:
مکلف به ارتباط به معنای ملاقات با امام زمان(عج) نیستیم. آنچه بر ماست، جلب رضایت و ارتباط معنوی با آن بزرگوار میباشد. آنچه در روایات زیاد سفارش شده، انتظار فرج است.باید ارتباط معنوی خود را با امام زمان(عج) با عمل به دستورات حضرت و انتظار فرج به معنای واقعی ثابت و مستدام نگه داریم. از این رو بسیار به جاست که خصوصیات منتظر واقعی حضرت مهدی را بدانیم و سپس آن را در خود عملی کنیم. منتظر واقعی کسی است که خود را از هر جهت آمادة ظهور حضرت نماید. و باطل را از هر جهت از خود دور کند. شرط لازم برای این امر دینداری و دیانت پیشگی است. فرد منتظر می بایست کاملاً بر اعمالش مراقبت و مواظبت نماید و از هر گونه سستی و انحراف دوری گزیند.
به کوى مهدى هادى گذر توانى کرد (هواى نفس ) ز سر، گر به در توانى کرد
به عزم دیدن رویش به راه تقوا پوى که سودها کنى از این سفر گر توانى کرد.
پی نوشت:
1. دکتر محمد معین، فرهنگ فارسى، ج 1، ص 546.
2. دائرة المعارف تشیع، ج 3، ص 271.
3. کلینی، کافی، تهران، اسلامیه، چاپ دوم، 1362ش، ج 1، ص 337 .
4. همان، ج 2 ص 599 .
5. انفال(8) آيه 29.
6. اعراف(7) آيه 179.
7. ابن شعبه حرانى، تحف العقول عن آل الرسول، قم، جامعه مدرسين، بي تا. ص 410.






