با سلام من حدود یک ماه هست که عقد کردم همسرم مردی بسیار خوب ومهربان هست که به من و خواسته هام اهمییت میدهد و همیشه سعی در جلب رضایت من دارد خانواده ام در مورد همسرم تحقیقات کافی را کرده اند و من با رضایت کامل با او عقد کرده ام اما مشکلی که من دارم این است که من روز به روز بیشتر نسبت به همسرم سرد میشوم هر چه ایشون نسبت به من علاقه مند تر میشود من بیشتر از ایشون دور میشوم هیچ بدی نسبت به من نکرده نمیدونم چرا این احساس به من دست داده همسرم خیلی خوبه ولی من اصلا نمیتونم تحملش کنم نسبت بهش احساس تنفر دارم لطفا من را راهنمایی کنید

به اعتقاد روانشناسان، در پس هر رفتاری انگیزه ای نهفته است که در بعضی از مواقع انسانها بصورت ناهشیار با سرکوب کردن این انگیزه ها، واقعیت را تحریف یا مخفی می نمایند. قطعا واکاوی علل و عوامل ایجاد این حس در شما نیاز به یک دوره مشاوره حضوری با متخصصین دارد. شما می توانید با مراجعه به مشاورین خانواده مستقر در شهرستان محل زندگیتان از خدمات آنها بهره مند گردید. قطعا مشاورین مربوطه با ارائه راهکارهای ایجاد همدلی، ارتباط موثر و شنونده خوب بودن به ارتباط شما با ایشان کمک خواهند کرد. در ادامه نکاتی ارائه می گردد که امید است تا زمان مراجعه حضوری شما راهگشا باشد.
1.باید دانست که هیچ رابطه ای تا ابد به یک صورت باقی نمی ماند و روابط همانند رخدادهای طبیعی فراز و نشیب های مختلفی پیدا می کنند که گاهی باعث الفت و جاذبه بیشتر و گاهی موجب کدورت و احیاناً تنفر و جدایی می گردد، مهم آنست که در زندگی زناشویی روابط خود با همسرمان را در مسیری قرار دهیم که به سوی تعالی بیشتر و مهر و محبت مضاعف سوق پیدا کند. البته مشکل شما همانطور که گفته شد، به دلیل پیچیدگی های خاص، نیاز به واشکافی دارد. کوتاهی شما از مراجعه به متخصص موجب انتقال مشکلات مشابه، به زندگی پس از ازدواج خواهد شد. پس بهیچ وجه خود را بی نیاز از متخصصین ندانید.
2.آگاه بودن از نيازهاى همسر، يك جزء كليدى در فرايند ارتباط است. متأسفانه به نظر مى رسد كه اين كار نسبتاً مشكل است. افراد اغلب آن قدر به فكر خودشان هستند كه حتى از شناخت خواسته هاى همسرشان نيز كوتاهى مى كنند. در برخى موارد ديگر، آنان براى شنيدن نيازهاى همسرشان به آسانى وقت صرف نمى كنند. اما زوج هايى نيز هستند كه تصميم مى گيرند نسبت به يكديگر حسّاس نباشند; چون مى ترسند از سوى همديگر مورد سوء استفاده قرار گيرند. در همه اين موارد، نتيجه نهايى يكسان است: همسران در شناسايى و يا ارضاى نيازهاى يكديگر شكست مى خورند و بنابراين، از هم دورتر و دورتر مى شوند.
3.خواسته ها و نيازهاى انسان حد و مرزى ندارد; بخشی از آن منطقی و طبیعی است و بخشى دیگر، جنبه تخيّلى و غير منطقى دارد كه فرد به غير ممكن بودن آن ها واقف است، اما گاهى در تخيّل به آن ها مى پردازد و از نظر روانى به نوعى، آرام و دل خوش مى گردد و از اين طريق، تخليه روانى مى كند.
4.در روابط بين زن و شوهر نیز، خواسته ها و نيازهاى متقابلى وجود دارند كه بخشى از آن ها طبيعى و منطقى است و برخی غیر طبیعی و غیر منطقی است. آگاهى به اينكه چه نوع و چه ميزان انتظارات، خواسته ها و نيازهاى زن و شوهر از يكديگر شكل طبيعى و منطقى دارند، از نكات مهمى است كه بايد به آن توجه دقيق داشت. همچنین انجام این خواسته ها، بستگى به نوع شخصيت افراد دارد كه بتوانند خواسته هاى طبيعى خود را ابراز كنند و حد و مرز آن را نيز حفظ نمايند. خلاصه اینکه، شما و همسرتان تا قبل از سپری شدن دوران عقد فرصت دارید تا با همکاری یک مشاور خوب به شناخت خواسته ها و نیازهای متابل خود بپردازید، و بر اساس شخصیت خود به آن شکلی منطقی و طبیعی بدهید.
5.فردى كه از همسرش توجه، عاطفه و محبت مى خواهد بايد توجه داشته باشد كه ديگرى نيز اين حق را دارد كه چنين انتظارى داشته باشد. از سوى ديگر، درك نيازهاى واقعى و طبيعى همسر به دور از اينكه به آن اعتقاد داشته باشد يا نه، برآورده كردن آن موجب رضايت از زندگى مى شود و بى توجهى به آن خودخواهى است.
6. زوج ها بايد با كلام و با احساس، با يكديگر ارتباط برقرار سازند تا صميمت و صفا در بين آن ها حاكم شود. بسيارى از افراد هرگز براى همسر خود ابراز احساسات نمى كنند، مى ترسند كه رفتارشان احمقانه به نظر برسد، فكر مى كنند كه ابراز احساسات نوعى رفتار بچه گانه و در بعضى موارد، نوعى ريسك كردن است و با طرح احساسات خود آسيب پذير مى شوند. اغلب زن ها از ارتباط با همسرشان شكايت دارند، ولى هيچ اقدامى براى بهتر شدن اين روابط انجام نمى دهند; و آنچه در درون خود دارند را به همسرشان ابراز نمى كنند.
7.وقتى زن و شوهر احساس خود را با همديگر در ميان مى گذارند، به تدريج با هم دوست مى شوند و از حالت صرفاً زن و شوهر و عاشق و معشوق بيرون مى آيند. اين عنصر دوستى را اغلب زوج هايى كه با يكديگر روابط حسنه دارند به زبان مى آورند: «ما دوستان خوبى هستيم. مى توانيم درباره هر موضوعى با هم حرف بزنيم.» از آنجا كه اغلب ازدواج ما در اثر جاذبه هاى جنسى شروع مى شود و پاى دوستى در ميان نيست، بعضى از زوج ها هرگز دوست خوب بودن را نمى آموزند.
8.در روابط همسران، همدلی یعنی: 1. ظرفيت و توانايي اينكه خود را جاي همسرمان بگذاريم 2. واقعيات را از ديد او ببينيم 3. احساسات او را در مورد چيز‌هاي مختلف بفهميم. همسران موفق با رعایت اصل همدلی و بکارگیری تکنیک های همدلی، به تعادل خوبی در زندگی مشترک خود خواهند رسید.
در پایان، نکته ای که نباید از آن غفلت کرد این است که در مواردی، مردها به دلائل مختلف، موجب دل آزردگی همسر خود می شوند که این مورد هم به نوبه خود نیاز به بررسی تخصصی دارد. اما با توجه به ناکافی بودن اطلاعات شما، و به دلیل اینکه ظاهرا هیچ عملی که باعث ناراحتی شما شود، نداشته، بررسی این مورد را هم به مشاوره حضوری ارجاع می دهیم.