باسلام
من با پدرم مشکل دارم ایشان محبت را فقط در پول می بینند و تا به حال به فرزندانش یک کلمه جان یا دخترم/پسرم نگفته اند
پدر من آدم خیلی زحمتکشی است و خیلی برای پول درآوردن فعالیت می کنند ولی طرز صحیح برخوردبافرزند را نمی دانند
بخاطر همین رفتارها هنگامی که پدرم مرا دعوا میکند چند روزی با ایشان حرف نمیزنم یعنی دلم میشکند و نمی توانم راضی با همصحبتی با ایشان شوم و بعد از چند روز روابطمان مجدد به حالت عادی برمیگردد ولی چند روز پیش که من بخاطر دعوایی با ایشان صحبت نمیکردم بخاطر بحث که با برادرم سرگرفتند یکباره حرف مرا پیش کشید و در آخر مرا نفرین (الهی همیشه بر روی تخت بیمارستان بمانم و خوب نشوم)و عاق کردند
خدا میداند که پدر من از نظر پول درآوردن و در بانک گذاشتن چقدر زحمتکش است ولی از نظر محبت صفر هستند نه تنها به فرزند محبت نمی کنند بلکه با زن نیز همینطور هستند
حالا من از نفرین و عاق کردن ایشان خیلی دلم می لرزد چون شنیده ام نفرین پدر از مادر زودتر میگیرد میخواستم ببینم با این توضیحاتی که دادم آیا نفرین پدرم در حق من صحیح است؟اگر صحیح است باید چه کنم؟چه دعایی را پیشنهاد میکنید؟
چون آدمی نیست که بخواهد حرف بزند و باحرف مشکلمان حل شود چون در مواقع معمولی وقتی حرف میزنیم صحبتمان به جر و بحث می کشد چه برسد به اوضاع الان ناگفته نماند برادر18 ساله ام بخاطر برخوردهای پدرم تا الان2بار از خانه بیرون رفته و به مدت1 ماه به خانه برنگشته وبعد از 1ماه با اصرار و تمنای مادرم به خانه برگشته
تو رو خدا مرا راهنمایی کنید اصلا روز و شب ندارم فقط میخواهم بدانم نفرینش دامن مرا میگیرد یا نه؟
خواهر گرامی؛ خرسنديم كه درد دل خودتان را براى ما نوشته ايد. از طرز بیان شما می توان فهمید که انسانی دلسوز و مهربان با ضریب هوشی بالا هستید. در رابطه با سوالات شما بنظر می رسد نتوان در این مجال به همه آنها بنحو شایسته و کامل حق مطلب را ادا نمود. اما در شرایط فعلی، چیزی که بنظر می رسد بیشتر از همه به آن نیاز داشته باشید، مثبت اندیشی و امید به آینده است. اگر به فکر آسایش روانی و موفقیت کامل خود در زندگی آینده هستید، نگذارید افکار وسواس گونه ای مانند، ترس بی دلیل از نفرین پدر، در ذهن و جان شما رسوخ کند. نتیجه این امر چیزی جز افسردگی و وسواس فکری نیست.
لطفا در ادامه به نکات ذیل توجه فرمائید.
1. ماهم معتقديم نظام خانواده و مديريت آن بايد براساس روابط متقابل عاطفى شكل گيرد و به تمام نيازمندى هاى اعضاء آن به طور عادلانه توجه كافى شود و رسيدگى به بعد جسمانى و نيازهاى تغذيه و پوشاك و فقط بخشى از وظايف است. ولى از آنجا كه برخى خانواده ها در تأمين مخارج زندگى و حل مشكلات مادى خود و اعضاء خانواده دچار مشكل مى شوند و تمام هم و غم و تلاش هاى خود را براى رفع آن و كسب درآمد كافى براى نيازمندى هاى اوليه خانواده مصروف مى دارند، مديريت خانواده (خصوصا مدیریت شخص پدر شما) متأسفانه ديگر فرصت كافى براى توجه به مسائل ديگر و حل مشكلات عاطفى، تربيتى پيدا نمى كنند.
2. گاهى عدم توجه برخى والدين به ساير نيازهاى فرزندان ناشى از عدم آگاهى آنان است. چه بسا والدين تان در محيط آموزشى و فرهنگى مناسبى رشد نكرده اند و اكنون نيز به شناخت كافى در اين زمينه دسترسى پيدا نكرده اند. بنابراين نبايد چندان از آنها انتظار زيادى داشت و اگر شما نيز به اين مطلب مهم واقف شده ايد در پرتو كمكهاى مادى و خانوادگى آنها بوده است و مى توان گفت مديون آنها هستيد. اگر آنها كار و تلاش نمى كردند و زمينه تحصيل علم و دانش و گسترش شناخت هاى شما را فراهم نمى كردند چه بسا شما نيز مثل آنها مى انديشيديد و دچار همان ضعف و نقص بوديد. پس بايد شكرگزار آنها باشيد. البته از همين نكته و نحوه رفتار آنها چه خوب است درس گرفته و براى آينده و حتى هم اكنون و در برخورد با ديگران به اين موضوع توجه كافى داشته باشيم و شخصيت خود را تك بعدى پرورش ندهيم و بدانيم كه بايد به تمام ابعاد وجودى و نيازهاى روانى، عاطفى، اجتماعى و انسان توجه كنيم.
3.در هر صورت، شكى نيست كه وظيفه فرزند در برابر والدين از اهميت بيشترى برخوردار است و احترام به والدين و توجه به حقوق آنها از طرف فرزندان بيش از هر امر ديگرى است و شما نيز بخوبی بر این امر واقف هستیدکه بعد از ايمان به خدا و اطاعت از دستورات خداوند، اطاعت از والدين و نيكى كردن به آنها و كوتاهى نكردن در رعايت حقوق آنها از ارزشمندترين و مهمترين ارزش هاى اخلاقي و دينى محسوب مى شود. در رابطه با نفرین ایشان همانطور که گفتیم این ترس تا زمانی خوب است که از جهت رعایت حقوق ایشان از جانب شما کوتاهی بوده باشد. اما اگر در عین احترام و ادب باز هم بی دلیل به نفرین خود ادامه داد، چنین نفرینی کاملا بی اثر و حتی نتیجه عکس خواهد داشت. یعنی نفرین ناحق به خود فرد بر میگردد. و البته باید بدانید که با سنی که از ایشان گذشته است هرگز توقع ایجاد کوچکترین تغییری را در او نداشته باشید.
4.همواره در زندگي به خداوندمهربان - كه از مادر به انسان مهربانتر است - اميدوار باشيد .شخصيت خانواده خود را تخريب نكنيد و نکات مثبت آنها را نیز در نظر بگیرید. هميشه اين فكر را به خود تلقين كنيد كه « من خوشبخت هستم و خوشبخت تر نيز خواهم شد» خود را در تنهايي وانزوا قرار ندهيد و سعي كنيد در كارهاي خانه و تمام كارهاي اجتماعي كه در شان يك دختر مسلمان است با حفظ حيا و پاكي ، مشاركت كنيد.
5.زندگی ما بازتاب کامل اعتقادات ماست: باورها و اعتقادات انسان، تعيين كننده كيفيت زندگى او هستند؛ مثلاً اگر شما اعتقاد داشته باشید که پدرها بايد فرزندان خود را تشويق كنند و براى آنها هديه بخرند. هر گاه پدرتان مطابق اين اعتقاد شما رفتار نمىكند، غمگين و افسرده مىشويد و در نتيجه تصميم مىگيريد كه پدرتان را تغيير دهيد. اكثر مردم هيچ وقت فكر نمىكنند كه راه حل ديگرى هم وجود دارد. آيا بهتر نيست كه به جاى پدر، باورهاى خود را تغيير دهيم؟ بعضىها هرگز توقع ندارند كه يك رفتار خاصى را از ديگران ببينند و در نتيجه از آرامش ذهنى بيشترى برخوردارند.پس براى به دست آوردن شادى، بايد ياد بگيريم كه انديشه هايمان را كنترل كنيم، چون آنچه مايه خوش بختى و شادى انسان مىشود، درون اوست، نه عوامل بيرونى. البته اين را نيز بايد به ياد داشته باشيد كه: آنچه شما را آزرده است، نفس اتفاقات روی داده برای شما یا برادرتان نيست، بلكه تفكرات شما در باره آن اتفاقات است.
6.با آموزش مهارتهایی که در انتهای این پرسش آورده ایم بر مشکل برقراری ارتباط با پدر خود فائق آیید. البته از چهار توصیه مهم در زندگی جهت دوری از تنهایی غفلت نکنید 1. خنده و شوخی های مناسب: يكى از اسباب مسرت و شادى، تبسم و لبخند است 2. ورزش: تحرك جسمى و فكرى در زندگى ماشينى امروز، در تعادل روحى انسان بسيار مؤثر است 3. تغذیه مناسب 4. در جمع افراد شاد بودن: بعضى از محققان، برقرارى ارتباط با خويشاوندان و تشكيل اجتماعات خانوادگى و محافل دوستانه و صميمى و بحث و گفت و گو با آنان را در ايجاد شور و نشاط درونى مؤثر مىدانند.
7.یکی از تکنیکهایی که برای برطرف شدن استرس توصیه می شود، ریلکسیشن است. بدین منظور شما باید، ماهیچهای انگشتان پا را منقبض کنید و تا ۱۰ بشمارید در انگشتان پا احساس درد و فشار میکنید؛ سپس آنها را رها کرده و به احساس آسودگی که انگستان پای تان ایجاد میشود، توجه کنید. ماهیچه پا را منقبض کنید، تا ۱۰ بشمارید، سپس رها کنید.به ترتیب رانها، شکم، کمر گردن و صورت را منقبض کرده و بعد از این که تا ده شمردید، رها کنید . در مدتی که این کار را انجام میدهید، عمیق و آرام نفس بکشید.همواره کردن این تکنیک با تنفس آرام و عمیق، بسیار موثر است. تنفس شما باید از بینی به درون کشیده شود، از شکم تا سینهها احساس میشود و سپس از لبانتان خارج شود. حتی اگر کمی صدادار باشد، بهتر است. هر روز این تکنیک را چندین مرتبه و با فاصله زمانی مشخص انجام دهید.
نكات كليديبرای کمک به اصلاح رفتار پدر
1.صحبتهاي او را قطع نكنيد.
2.رفتار يا حركتي نكنيد كه گمان كنند شما آنها را مسخره ميكنيد.
3.كلمات سبك بهكار نبريد و صدايتان را بلند نكنيد.
4.نظرات خود را با استدلال و منطق بيان كنيد.
5.اگر طرف شما منطقي نيست، با وي بحث و استدلالي نكنيد.
6.مسایل و مخالفت های خود رابه صورت غیر مستقیم بیان کنید، مثلا از قول دیگران رفتارهای پدر و مادر و تأثیر نامطلوب در زندگی فرزندان را مثال بیاورید.
7.هم چنین از بزرگان فامیل و افرادی که پدر و مادر از آنها حرف شنوی دارند ، کمک بگیرند که به صورت غیر مستقیم خواسته های به حق و افکار شما را به پدر و مادرتان برسانند. هم چنین مسئله گذشت زمان و تغییر نگرش و خواست فرزندان را به آنها بفهمانند.
8.زماني كه پدر شما عصباني است، كاري به كارش نداشته باشيد تا به حالت عادي باز گردند.
9.والدين گاهي بيانصافند و اين كار شما را عصباني ميكند. هنگامي كه يكي از شما عصباني هستيد هيچ گاه به بيانصافي آنها اشاره و انتقاد نكنيد و صبور باشيد.
10.اگر نميتوانيد با والدين خود صحبت كنيد، يا آنها از صحبت كردن با شما عصباني ميشوند، سخنان خود را بنويسيد و به آنها بدهيد.
11.گاهي با والدين خود به تنهايي بيرون برويد.
12.وقتي والدين مشغول تماشاي تلویزیون هستند، گاهي آنها را همراهي كنيد. درباره موضوعاتي چون مدرسه، دوستان و ديگر مسائل مورد علاقهشان صحبت كنيد.
13.هر روز از والدين خود بپرسيد: چه كمكي ميتوانم به شما بكنم؟
14.با والدين خود صبور باشيد. اگر با خواسته شما مخالفت كردند «چرا» نگوييد بلكه بپرسيد: در چه صورت با خواسته من موافقت ميكنيد؟






