من دختری24ساله لیسانسه.ومذهبی هستم,که به دلایل مختلفی خواستگاران زیادم را رد کردم.مثلا اینکه خیلی مذهبی نبودند یا اینکه اهل شهر دیگه ای بودند و...
مدتی پیش با آقایی آشنا شدم و در حین صحبت هردو به این نتیجه رسیدیم که از لحاظ مذهبی و اخلاقی خیلی شباهت داریم. ایشون از من در مورد خانواده و .. سوالاتشونو پرسیدن و وقتی که دیدند نسبتا تفاهم داریم قدم پیش گذاشتند واسهء خواستگاری.
خانواده هر دوی ما مذهبی هستند و به همین خاطر نگفتیم که خودمون آشنا شدیم.و یکی از دوستای خودمون رو واسطه قرار دادیم که مثلا خانمش با من و آقا با طرف من دوستند.
ضمنا خود من به ازدواج سنتی معتقد بودم و از آشنایی بیرون از این طریق چندان خوشم نمیومد اما خوب دیگه پیش اومد. و دیدم که این آقا رعایت همه چیزو میکنه و حریم نامحرمی رو داره.
جلسه خواستگاری دفعه اول با حضور مادر من و مادر ایشون انجام شد و دو طرف راضی بودند. قرار شد سری بعد با حضور پدرامون انجام بشه.و شد.
اما بعد از اون جلسه خانواده ش گفتن که از لحاظ مادی و فرهنگی دو خانواده بهم نمیخوریم.و هرچه این آقا سعی بر این داره که بگه فرق زیادی نداریم قبول نمیکنند و همچنان حرف خودشون رو میزنند.
من از این بابت که خیلی تفاهم داشتیم و وابستگی دو طرفه ایجاد شده تمایل به انجام این ازدواج دارم. و از طرفی نمیشه با اصرار و ناراحتی به انجام رسوندش و دوست داریم با خوشی تموم بشه .و ضمن اینکه تفاوتهایی که خانوادش مطرح میکنند وجود نداره و بهانه گیری هستش.
لطفا راهنمایی کنید ممنون میشم

پدران و مادران ایرانی به ویژه مادران، به طور معمول دوست دارند در مورد ازدواج فرزندشان نظر بدهند و دخالت در انتخاب همسر برایشان نوعی آرزو به شمار می رود و این کار برایشان لذت بخش است و با توجه به رنج های فراوانی که برای بزرگ کردن فرزندشان متحمل شده اند، برای خود در این مساله نوعی حق قائلند.
از طرفی نگرانند که نکند انتخاب فرزندشان به سبب غلبه احساسات و عواطف باشد و عاقلانه تصمیم نگرفته باشد.
جالب است که والدین در انتخاب رشته تحصیلی فرزندشان دخالت جدی نمی کنند و آن گونه که برای ازدواج آنان حساسیت نشان می دهند، در این مساله حساسیت چندانی ندارند؛ چرا که می دانند فرزندشان در انتخاب رشته تحصیلی، محکوم به عواطف و احساسات خود نمی شود؛ در این مساله به قدر کافی تعقل می کند و از آرای مشاوران تحصیلی نیز به خوبی بهره می برد. خوب است در مساله ازدواج، فرد مورد نظرتان، رضایت پدر و مادر خود را جلب کند؛ البته مقصود این نیست که حق انتخاب را به آنان بدهد. والدین فقط حق اقدام دارند و حق انتخاب با فرزند است.
جلب رضایت پدر و مادر از جانب همسرتان در ازدواج، افزون بر کاهش در صد خطا و ایجاد آرامش شما (با توجه به آموزه های دینی ما درباره جایگاه والدین)، در حقیقت کسب رضایت الاهی است. این رضایت، توام با دعای خیر آنان، به طور قطع باعث برکات فراوانی در زندگی و سرمایه بزرگی برای زندگی مشترک آینده شما خواهد بود و عدم رضایت آنان، افزون بر اضطراب شما، ممکن است خدای نخواسته توفیقاتی را در زندگی از شما سلب کند. گذشته از این که همسر آینده شخص مورد نظر شما، باید مورد پسند و قبول پدر و مادرشان باشد تا مورد حمایت قرار گیرد و وی را در جایگاه عروس خانواده دوست داشته باشند و از تجربه های خود محرومش نسازند که اگر چنین نشود، عروس آنها احساس امنیت خاطر نخواهد داشت و به جهت بی توجهی اطرافیان، دچار افسردگی خواهد شد.
لطفا در ادامه به نکات ذیل توجه فرمائید.
1.توصیه همیشگی ما این است که: اگر انديشه ازدواج با كسى را در سر مى‏پرورانيد، قبل از ابراز علاقه به وى، درباره معيارهاى ازدواج و شرايط همسر ايده‏آل شناخت كافى پيدا كنيد. بدين منظور مى‏توانيد از راهنمايى‏هاى افراد با تجربه و خبره و مشاوران مورد اعتمادتان و يا از كتاب‏هاى زير كمك بگيريد: جوانان و انتخاب همسر، علی اکبر مظاهری، انتشارات پارسیان- انتخاب همسر، ابراهیم امینی- مشاوره قبل از ازدواج، حسن ملکی- چرا ازدواج موفق، چرا ازدواج ناموفق، گاتمن.
2.افرادی که سعی می کنند قبل از ازدواج درمورد همسرشان مطالعه نمایند و همسری بیابند که از نظر روحی متناسب با خودشان باشد، بخشی از مشکلات بعد از ازدواج و تربیت فرزندانشان را حل کرده اند. در غیر اینصورت مشکلاتی را که می توانستند قبلا حل کنند به بعد از ازدواج موکول کرده و آن مشکل را حفظ می کنند.
3.متأسفانه معمولا در انتخاب همسر به خوب بودن عرفی اکتفا می شود و به هم کفوء بودن دختر و پسر توجه کمتری می کنند. در حالی که محور معیارهای انتخاب همسر، همین هم کفوء بودن است (هم کفوء بودن یعنی: تناسب، هماهنگی، همتایی، همشأنی، سنخیت، همطرازی بین دختر و پسر و به اصطلاح با هم جور در آمدن زن و شوهر).
4. همتایی فرهنگی: عشق تنها، رابطه را ماندگار نمی کند؛ بلکه رابطه به سازگاری فرهنگی هم نیاز دارد. تفاوت فرهنگی فقط در مورد اینکه کجا به دنیا آمده ایم نیست، که به آن اهمیت ندهیم، فرهنگ در تمام صحنه های زندگی اثرگذار است. باورهای معنوی، اجتماعی، روشن فکری، احساسات، ارزشها، چگونگی تربیت بچه ها، عادتها، همه به تفاوت فرهنگی وابستگی دارند. بسیار سخت است، که با هم بنشینید و در بعضی چیزها توافق کنید و همان راه را بروید. قطعا موقع انتخاب راه، تفاوت فرهنگی آن را جهت دهی می کند و در بهترین شرائط، موجب تنشهایی در رابطه شما خواهد شد. در رابطه با وجود یا عدم وجود همتایی فرهنگی میان دو خانواده تحقیق بیشتری کنید.
5.همتایی طبقاتی: تفاوت تمکن مالی اگر زیاد نباشد، اشکالی ندارد؛ اما اگر فاصله زیاد باشد؛ به گونه ای که از دو طبقه ثروتمند و کم بضاعت باشند، مشکلاتی را فراهم خواهد آورد. مثلا اگر پسر و خانواده اش ثروتمند باشند، دختر با دیدن نزدیکان او احساس حقارت خواهد کرد. این در صورتی است که تحقیر و سرزنشی در کار نباشد که اگر چنین شود، رنج ها افزون تر خواهد شد. البته مطلوب این است که وضعیت مالی پسر بهتر باشد تا زندگی به کام دختر شیرین تر شود.
در پایان از شما می خواهیم که با دوراندیشی لازم و جدا نمودن نصایح دلسوزانه از نصایح خودخواهانه اطرافیان و همچنین دوری از هر گونه احساسات و عواطف زودگذر جوانی، تصمیم مناسبی اتخاذ کنید.
اگر شرایط شما به گونه ای است که اطمینان واقعی از امکان تشکیل زندگی دارید، می توانید با بهره گیری از راهکارهای ذیل رضایت آنها را جلب کنید:
1.صحبت همراه با احترام با والدین بدون اصرار و سماجت
2.استفاده از همکاری و میانجی گری خیراندیشان و خویشاوندان نزدیک و صاحب نفوذ بر روی آنان.
3.اصرار و سماجت،‌آمیخته به محبت و فرمانبری و دعا به درگاه حضرت حق
4.گاهی اوقات صبر و تحمل و گذر زمان، خود به عنوان یک عامل موثر می تواند شما را در رسیدن به هدفتان یاری دهد. پس صبر و تحمل داشته باشید و عجولانه عمل نکنید؛ بلکه اجازه بدهید مدتی بگذرد.