با سلام
من مدت 3 سال با ÷سری آشنا بودم.او قسم خورد و دست روی قرآن گذاشت که تنهایم نگذارد.
الان مدت 7،8 ماه است که بیخبر و بی دلیل گذاشت رفت و به عهد و قسم خود و من خیانت کرد.من همیشه نفرینش میکردم و میگفتم واگذارت میکنم به قرآنی که رویش دست گذاشتی.
حالا فهمیده ام که او به بیماری سختی گرفتار شده است و مدام در زندگی اش گرفتار مشکل است و از من حلالیت خواست.
حال ایا ممکن است این گرفتاری و مشکلات او بخاطر زدن زیر عهد و قسم خودش باشد؟
و اگر اینطور است چطور میتواند رد قسم کند؟
متشکرم
با سلام و سپاس از ارتباط شما پرسشگر محترم با مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی.
اگر کسی به قرآن قسم بخورد و به آن عمل نکند، کفاره ندارد؛ چون قسم شرعی محقق نشده است. (1) اما اگر به نام خدا (والله) قسم بخورد که کاری انجام دهد (کاری که گناه نیست) یا کاری را ترک کند (مستحب یا واجب نباشد)، چنانچه قسم را بشکند، باید کفاره بدهد؛ یعنی ده فقیر را سیر کند یا آنان را بپوشاند و اگر نتوانست، باید سه روز روزه بگیرد. (2)
قسم به خداوند (با شرایطی که در رساله آمده)، شکستنش حرام است و کفاره دارد. اما قسمهای دروغ دیگر، هرچند حرام است، ولی کفاره ندارد. (3)
به چند نکته توجه کنید:
الف) نکات شرعی و کلی قسم به قرآن و شکستن آن:
1. قسم خوردن به قرآن، قسم شرعی حساب نمی شود. عمل کردن به آن، واجب نیست. شکستن آن، حرام نیست و کفاره هم ندارد. البته خوب بود به تعهد خود که همراه با دست گذاشتن روی قرآن بود، عمل می کرد.
2. در فرض سؤال که او به قرآن قسم خورده و آن را شکسته است، گناه حساب نمی شود؛ هرچند بهتر است از این نوع قسم خوردن خودداری شود و یا به آن عمل کند؛ ولی اگر عمل نکرد، گناه نیست و دچار غضب خداوند نشده است.
3. بد آوردن و گرفتاری و مشکلات او ممکن است ربطی به قسم خوردنش به قرآن نداشته و شاید عامل دیگری داشته باشد. او باید سعی کند در آینده به چیزی که نمی تواند و یا نمی داند که می تواند عمل کند، به قرآن قسم نخورد.
ب) بررسي روابط با جنس مخالف:
دختران و پسران مسلمان و پاك، بايد بياموزند كه در اولين برخورد تأثيرگذار با جنس مخالف، آن را با پدر و يا مادر و يا با يك مشاور آگاه و مسلمان، مطرح كنند؛ تا بتوانند از تجربههاي علمي و عملي آنان بهره برده، پیش از اين كه دچارآسيبهاي جدي شوند، تصميم عاقلانهاي بگيرند. اگر دختر و پسر، مسائل و معاشرتهاي مهم روزانه خود را با افراد مجرب مطرح كنند و والدين و مشاوران نيز بتوانند در حل مسائل آن ها نقش مفيد و سازندهاي را ايفا كنند، ميتوان اميدوار بود كه جلوي بسياري از روابط پنهاني و ناسالمي كه احتمال دارد پس از برخورد نخستين شكل بگيرد، گرفته شود. انساني كه مقام و منزلت خود را ميداند، خود را به بهاي كم و اندك نميفروشد.
در روایت داریم : "حُبُّک للشّيءِ يُعْمي وَ يُصِمُّ؛ (4) دوست داشتن چيزي [آن هم ناآگاهانه و از سر هيجان و احساسات]، انسان را كور و كر ميكند".
وابستگيهايي كه بين دختر و پسر ايجاد ميشود، مانع گزينش صحيح و دقيق براي شريك آينده زندگي ميشود. از آن جا كه دختر يا پسر به فردي خاص وابسته شده، تمام نيكيها، خوبيها، زيباييها را در فرد مورد علاقه خود ميبيند و ديگر توان مشاهده عيوب احتمالي طرف مقابل را ندارد؛ زيرا از روي علاقه و از پشت عينك وابستگي، به طرف مقابل نگاه ميكند؛ نه با نگاه خريدار و نه با نگاه نقادانه و بررسي كنندهاي كه تمام نقاط ضعف و قوت او را در ترازوي حقيقت بين، مورد دقت و مشاهده قرار دهد.
دوستي و ارتباط احساسي و غير عاقلانه قبل از ازدواج، راه عقل را مسدود کرده، چشم واقعبين انسان را كور ميسازد. اجازه نميدهد تا يك تصميم صحيح و پيراسته از اشتباه گرفته شود. اين نوع انتخابها كه در فضايي آكنده از احساسات و عواطف انجام ميگيرد، به دليل نبود شناخت عميق و واقعبينانه، اگر هم به ازدواج منتهي گردد، زندگي مشترك را تلخ و آينده را تيره و تار ميسازد. پس خدا را شاکر باشید که قبل از ازدواج به این مسائل آگاه شده و سریعاً در صدد سامان دادن به زندگی تان هستید.
پی نوشت ها:
1. تحریر الوسیله، ج 2، ص 107، مسئله 5.
2. توضیح المسائل مراجع، ج 2، مسئله 2671 و 2670.
3. همان، مسئله 1.
4. علامه مجلسي، بحار الانوار، ج 74، ص 166، مؤسسه الوفاء، بيروت، 1404 ه.ق.






