اول از هر چیز سلام و خسته نباشید عرض می کنم خدمت تمام شما بچه هایی که اینقدر زحمت می کشین و حافظ دین هستین . امیدوارم که از سئوال من دلخور نشین ، من به علت بی اطلاعی و نا آگاهی خودم سئوال می کنم نه به علت ایرادگیری . سئوال من از شما این هستش که لزوم داشتن اعتقادات چی هستش؟ خیلی از آدم هایی که اعتقاد درستی ندارن ، اخلاق های بهتری از آدم های معتقد دارن . آیا ما نباید آدم ها رو از روی اخلاقیات و ذات شون و همچنین عملکردشون بشناسیم نه از روی اعتقادشون . مثلاً یک آدم بی دین که اخلاقش بهتر بود و اصول انسانی رو رعایت می کرد بهتر از آدم معتقدی هستش که اخلاق خوبی نداره . یا به عبارت دیگه آدم با اخلاق بی اعتقاد خیلی بهتر از آدم معتقد بی اخلاقه . پس بریم سعی کنیم که توی زندگی به جای داشتن اعتقادات ، اخلاق خوبی داشته باشیم و این رو سرلوحه زندگی مون بکنیم چون اعتقادات بدرد ما نمی خوره . اگر جواب من رو بدین ازتون خیلی ممنون می شم چون تا حالا به پاسخ کاملی در این زمینه نرسیدم .

با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر عزیز نباید به دلیل عملکرد غیر اخلاقی و یا رفتار بد اجتماعی برخی، با اصل برتری دین مداری بر غیر متدینان
تردید نماید.
اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست، در مسلمانی ماست
ما مسلمانان هر کدام باید مواظب عملکرد خود باشیم. سعی نماییم که طبق احکام اسلام و سخنان اهل بیت(ع) عمل نماییم. عملکرد هیچ کس را نباید به حساب اسلام و دینداری گذاشت. اگر برخی از کسانی که داعیه دین داری دارند و رفتار اجتماعی و اخلاق فردی و دینی درست ندارد، معلوم می شود که از اسلام تنها به ظاهر لفظ اکتفا نموده و گرنه اگر به محتوای آموزه های دین معتقد بود و آموزه های اخلاقی دین را به کار بسته و عمل می نمود، معلوم می شد که دین مدار از از نظر اخلاق اجتماعی نیز از فردی که دین ندارد و به ظاهر خوش برخورد است، به مراتب برتر است.
گرچه اهداف بسیاری در بعثت پیامبر نهفته، ولی مهم ترین هدف که سایر اهداف از لازمه آن است، مکارم اخلاق است. گویا مراد پرسشگر محترم همین جلوه از هدف بعثت است. رسول خدا طبق کلام معروف خود هدف بعثت را به کمال رساندن کرامت و ارزش های اخلاقی دانسته :
بعثت لاتمم مكارم الاخلاق؛ (1) براى تكميل فضائل اخلاقى مبعوث شده‏ام.
رسول خدا فرمود :علیکم بمکارم الاخلاق فان الله تعالی بعثنی بها ؛ (2) بر شما باد به کرامت های اخلاقی، زیرا خداوند مرا برای آن مبعوث فرموده است.
در روایت دیگر فرمود:بعثت للحلم مرکزا و للعلم معدنا و للصبر مسکنا (3) ؛ به عنوان مرکز حلم، معدن علم و محل شکیبایی برگزیده شده ام.
از این گونه روایات به دست می آید یکی از اساسی ترین اهداف بعثت پیامبر، نهادینه کردن اخلاق و کرامت‌های اخلاقی در میان انسان ها است. در آموزه‌های دینی به کرامت اخلاقی در ساحات مختلف فردی، اجتماعی، حسن معاشرت خانوادگی، تأکید فراوان شده، اخلاق بعد از معرفت اصول اعتقادی و احکام تکلیفی و عبادی، یکی از برنامه‌های اساسی است که از سوی پیامبر برای هدایت و شکوفایی کمالات انسانی به کار بسته شده است.
چه این که آموزه های دین به طور کلی به سه بخش عقاید، احکام و اخلاق تقسیم می شود. (4) پس اخلاق نیز از آموزه هایی است که دین به آدمیان آموخته است و خاستگاه آسمانی دارد اما این که برخی از متدینان عملکرد اخلاقی ندارند، دلیل بر صحت تصور مطرح شده در پرسش نیست، چون عیب در برخی دین باوران است و نه باور دینی.
لزوم و ضرورت اعتقاد به آموزه های اعتقادات دینی :
مجموعه عقاید، اخلاق و قوانین و مقررات اجرایی است که خداوند آن را برای هدایت بشر فرستاده تا انسان در پرتو آموزه های آن، هوی و هوس خود را کنترل و آزادی حقیقی خویش را تأمین کند.
دین الهی به حقیقت انسان و نیازهای او توجه داشته و برنامه کامل و همه جانبه ای ارایه می کند که انتظارات او را از همه نظر برآورده می کند.
بر اساس این تعریف نگاهی کوتاه به کارکردهای دین در زندگی بشر نشان می دهد که اعتقاد به آموزه های دینی تا چه حد برای بشر امری ضروری به حساب می آید. اصولا دین دارای کارکردهای اساسی است که به برخی اشاره می کنیم:
یکى از فواید اصلى دین، معنا دار نمودن زندگى است. دین با تبیین مبدأ آفرینش و هدف خلقت جهان و انسان و راه رسیدن به هدف خلقت، زندگى و حوادث آن و رفتارهاى انسان را معناى بخشد.
یکى از نقش‏ها و اهداف اساسى پیامبران، اصلاح اخلاق بشرى و نشان دادن راه سعادت به بشر و تشویق انسان‏ها به گام نهادن در آن راه و بیان دستورها و عملکردهاى لازم براى رسیدن به آن است.
پشتیبانى دین از اخلاق در سه جهت مى ‏باشد:
الف) بیان ارزش‏هاى اخلاقى و آنچه که براى انسان و سعادت و کمال انسانى در دنیا و آخرت، خوب و بایسته است. نیز بیان رذایل اخلاقى و نهى از چیزهایى که انسان را از سعادت دور مى‏کند، یکى از جهاتى است که دین براى حفظ اخلاق و فضایل بشرى انجام داده است.
آیا واقعاً بشر امروزى بدون استفاده از دین و آموزه‏اى دینى از همه ارزش‏هاى خوب و بد آگاه است؟ اگر بخواهیم با نگاه به واقعیت‏هاى جامعه بشرى پاسخ دهیم، جواب منفى است.
فهم بسیارى از بشر امروزى که او را همه چیزدان تصور کرده‏اند، آن است که آزادى جنسى و بسیارى از آزادى‏هاى دیگر به عنوان حق بشرى شناخته شده و خوب و شایسته و موجب سعادت انسان است. امروزه آزادى جنسى و حتى همجنس بازى در جهان غرب که متأسفانه در حال گسترش به مناطق دیگر است، تئوریزه شده و کاملاً اخلاقى شناخته مى‏شود.
امروزه انسان، از نظر اطلاعات علمى و بسیارى از امور در جهان طبیعت و کشف پدیده‏ها آگاه‏تر شده، اما این بدین معنا نیست که در جهت فهم ارزش‏هاى اخلاقى و عمل به آن ها نیز کاملاً پیشرفت نموده، یا بگوییم بر همه چیز آگاه شده است.
ب) صرف نظر از آگاهى‏هاى انسان نسبت به اخلاق و سعادت بشرى و خوب و بدها، جهت دیگرى که دین در آن بسیار مؤثر است، ایجاد انگیزه نسبت به رفتارهاى اخلاقى است. اگر بپذیریم که انسان از همه چیز و از جمله خوبى و بدى‏ها آگاهى دارد (که البته صحیح نیست) اما آیا آگاه بودن براى عمل کردن کفایت مى ‏کند؟ مطمئناً آگاه بودن از یک چیز، غیر از عمل کردن به آن است. تمام پزشکان از مضرات مواد مخدر یا حتى سیگار آگاهى دارند، اما در عین حال برخى از آن ها سیگار مى‏کشند.
انسان در بسیارى از مواقع خوبى را از بدى تشخیص مى‏دهد، اما به هر انگیزه و دلیل درونى یا بیرونى، نمى‏تواند در عمل آن را انجام دهد. امروزه بسیارى کارها از بشر (به ظاهر همه چیزدان) سر مى‏زند که بدتر از زنده به گور کردن دختران شاید نباشد.
ج) جهت سوم در حمایت و پشتیبانى دین از اخلاق در معرفى الگوهاى اخلاقى و انسان‏هاى پاک و راستین براى جامعه بشرى است. نقش الگو و انسان هایى که راه‏هاى کمال و سعادت را رفته‏اند و در پیچ و خم زندگى و مشکلات آن و راه‏هاى سخت رسیدن به کمال و سعادت بشرى و راه‏هاى فریب شیاطین آگاهند و ارزش‏هاى اخلاقى در آن ها جمع شده و تجسم یافته، در رسیدن انسان به کمال و سعادت و پیاده کردن ارزش‏هاى اخلاقى بسیار مؤثر است.
این که کسانى توانسته‏اند ارزش‏هاى اخلاقى را کسب کنند و از این راه سخت عبور نمایند، در انسان انگیزه بسیار قوى و مؤثرى براى انجام ارزش‏هاى اخلاقى و دورى از زشتى‏ها و بدى‏ها ایجاد مى‏کند. چنان که اخلاق را در انسان تقویت مى‏کند و مى‏فهمد که رسیدن به مراتب کمال تحقق‏ پذیر و شدنى است.
بنا بر این انسان به جهت فهم ناقص که همیشه با وى بوده و هست، نه تنها در شناخت خوبى از بدى نیاز به دین و راهنمایى دین دارد، بلکه در بُعد رفتار و تحقق ارزش‏هاى اخلاقى و عمل به آن ها نیاز به دین دارد. دین براى ارزش‏هاى اخلاقى پشتوانه و ضمانت اجرایى بسیار محکمى قرار داده و براى هر عملى که انسان در این جهان انجام مى‏دهد، پاداش و جزایى معین نموده است. انسانى که ایمان به جزاى آخرت داشته و به آگاهى خداوند از تمام اسرار وجود انسان و کارهایى که انجام مى‏دهد، اعتقاد داشته باشد، در جزئى‏ترین رفتار و در خلوت خویش، همیشه مراقب اعمال خود خواهد بود. درجه این مراقبت به درجه ایمان او بستگى خواهد داشت. (5)
تامل در این امور و فوائد و آثار گوناگون دیگری که اعتقاد به دین برای بشر به ارمغان می آورد، به روشنی ضرورت اعتقاد به دین را برای ما آشکار می سازد.
پي‌نوشت‌ها:
1. بحار الانوار، دار الاحيا التراث العربي، بيروت، 1403ق. ج 71، ص 373.
2. میرزا حسین نوری، مستدرک الوسایل، موسسه آل البیت، قم، 1408 ق. ، ج 2، ص283 .
3. مصباح الشریعه، موسسه الاعلمی ، بیروت، بی تا، ص155.
4. علامه طباطبایی، آموزش عقاید، مرکز جهانی علوم اسلامی، 1372 ش، ج1، ص 23.
5. استاد محمد تقی مصباح یزدی، قلمرو دین، کانون گفتمان دینی، قم، 1378 ش، ص231.