چندی قبل یکی از دوستان احادیث ذیل را ارسال نمودند که باعث شد در بین جمع دوستان ما یک سری سوال ایجاد شود. متن سوال در زیر آماده است، لطفا در صورت امکان به این سوالات جواب دهید.
با تشکر و التماس دعا
متن سوال:
"اگر این گونه است پس چرا اینهمه بلایی که بر سر مسلمانان می آید حداقل یک ذره اش با همان شدت و حدت بر سر اینها(جوامع غربی) نمی آید؟
چرا بارندگی در مورد اینها(جوامع غربی) بی داد میکند و لی در کشور ما و در فرهنگ ما اینهمه خشکسالی ها به اسم و بنام گناهان نوشته میشود؟ البته باران فقط یک مثال است و مثال های دیگر نیز متعددند.
من این مطلب را نه رد میکنم و نه تأیید ولی این سوال همیشگی ای در ذهن من بوده که هنوز نتوانسته ام پاسخ مناسبی برایش پیدا کنم"
احادیث:
حضرت على عليه السلام فرمود: از گناه بپرهيزيد كه هيچ بلائى و كمبود روزى نيست مگر به خاطر گناه، حتى خراش بدن و زمين خوردن و دچار مصيبت شدن.
امام صادق عليه السلام فرمود: بدان كه هيچ رگى زده نمى شود و هيچ لغزشى كه موجب زمين خوردن شود رخ نمى دهد، هيچ سر دردى پيدا نمى شود، هيچ بيمارى به وجود نمى آيد مگر بخاطر گناه، و همين است كه خداوند عزوجل در كتاب خود مى فرمايد: هر مصيبتى كه به شما برسد به خاطر اعمال خود شماست، و خداوند از بسيارى از آنها در مى گذرد.
امام رضا عليه السلام فرمود: هرگاه بندگان گناهان تازه اختراع كنند، خداوند نيز بلاهائى تازه كه سابقه نداشته و نمى شناختند، بر آنها ايجاد مى كند.
با سلام و سپاس از ارتباط شما پرسشگر گرامی با مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی.
در پاسخ به این سؤال به عنوان مقدمه باید بگوییم که آيات قرآن و روايات معصومين (علهيم السلام) داراي ترتيب موضوعي نيستند تا مطالب آنها با تمام قيود و شرايط يك جا بيان شده باشد. بلكه در يك جا يك حكم به ظاهر عمومي و مطلق بيان شده و در جاي ديگر قيود و شرايطي كه باعث مقید شدن آن حكم است بيان شده است حال در اينجا وقتي ما با يك حكم عمومي و مطلق در آيات و روايات مواجه مي شويم نمي توانيم آن حكم را بدون توجه به قيود و شرايط آن در نظر بگيريم و بايد در ساير آيات و روايات هم جستجو كنيم تا مطمئن شويم كه قيود و شرايط خاصي براي آن حكم بيان نشده باشد و آن قيود و شرايطي كه باعث مي شود حكم عمومي و مطلق، مقید به موارد و شرایط خاصی شود يا به صورت لفظي و در قالب الفاظ بيان شده و يا اينكه در قالب الفاظ وارد نشده بلكه عقل انسان آن قيود و شرايط را كشف مي كند.
در مسئله مذکور هم این نکته را باید مد نظر داشته باشیم و غفلت از آن باعث برداشت نادرست از روایات می گردد.
زیرا اولا: طبق سایر روایات و آیات قرآن کریم برخی از مصائب برای امتحان و ارتقاء رتبه است نه اینکه عقوبت گناهان باشد و ثانیا: عدم عقوبت ظاهری در دنیا دلالت بر عدم گنه کاری افراد ندارد.
در توضیح نکته اول باید بگوییم که گرچه مصیبت هایی که بر سر افراد عادی می آید غالبا نشأت گرفته از سوء عمل خود آنهاست. اما مصیبت هایی که برای اولیاء الهی و معصومین (علیهم السلام) می آید برای امتحان و ارتقاء رتبه ایشان است.
در حديثى از امام باقر (ع) آمده است كه:
« إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَيَتَعَاهَدُ الْمُؤْمِنَ بِالْبَلَاءِ كَمَا يَتَعَاهَدُ الرَّجُلُ أَهْلَهُ بِالْهَدِيَّةِ مِنَ الْغَيْبَةِ »(1)
« همانا خداى عز و جل مؤمن را با بلا دلجوئى مي كند، چنان كه مرد با هديهاى كه از سفر براى خانوادهاش مي برد از آنها دلجوئى مي كند»
در حديث ديگر از حضرت امام صادق (ع) آمده است:« إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَحَبَّ عَبْداً غَتَّهُ بِالْبَلَاءِ غَتّاً »(2) «خدا زمانى كه بندهاى را دوست بدارد او را در درياى شدائد غوطهور مىسازد».
يعنى همچون مربّى شنا كه شاگرد تازه كار خود را وارد آب مىكند تا تلاش كند و دست و پا بزند و در نتيجه ورزيده شود و شناگرى را ياد بگيرد؛ خدا هم بندگانى را كه دوست مىدارد و مىخواهد به كمال برساند، در بلاها غوطهور مىسازد. انسان اگر يك عمر درباره شنا كتاب بخواند، تا در آب نرود شناگر نمىشود؛ زمانى شناگرى را مىآموزد كه عملًا در آب قرار گيرد و مبارزه با غرق شدن را تمرين كند و احياناً خود را با خطر غرق شدن در صورت دير جنبيدن مواجه ببيند. انسان بايد در دنيا شدائد ببيند تا خروج از شدائد را ياد بگيرد، بايد سختيها ببيند تا پخته و كامل گردد.
درباره بعضى از پرندگان نوشتهاند كه وقتى بچهاش پر و بال در مىآورد، براى آنكه پرواز كردن را به او ياد بدهد او را از آشيانه بيرون مىآورد و بر اوج فضا بالا مىبرد و در وسط آسمان رها مىسازد؛ بچه حيوان قهراً به تلاش مىافتد و حركتهاى نامنظّم كرده پر و بال مىزند تا وقتى كه خسته مىشود و نزديك است سقوط كند، در اين وقت مادر مهربان، او را مىگيرد و روى بال خود نگه مىدارد تا خستگيش رفع شود؛ همين كه اندكى آسايش يافت، بار ديگر او را در فضا رها مىكند و به تلاش وادار مىنمايد، تا وقتى كه خسته مىشود و او را مىگيرد. اين عمل را آن قدر تكرار مىكند تا بچهاش پرواز كردن را ياد گيرد.(3)
اما در توضیح نکته دوم باید بگوییم که اگر خداوند متعال بندگان مؤمنان را در دنیا به برخی از عقوبت های گناهان وی مبتلا می سازد برای برگشت و توبه ایشان است چنانکه فرموده:« وَ بَلَوْناهُمْ بِالْحَسَناتِ وَ السَّيِّئاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون»(4) « و آنها را با نيكىها و بدىها آزموديم، شايد بازگردند»
روشن است که بلایی دنیوی که باعث توبه و رسیدن به سعادت اخروی می گردد گرچه در ظاهر شر است اما خیر حقیقی شخص در آن می باشد.
اما اگر می بینیم کافران را از این بلاها در ظاهر محفوظ نموده برای غفلت بیشتر آنها و غوطه ور شدن آنها در خودخواهی ها و گمراهی های آنان است چنانکه فرموده:
« وَ لا يَحْزُنْكَ الَّذينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئاً يُريدُ اللَّهُ أَلاَّ يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ »(5) « كسانى كه در راه كفر، شتاب مي كنند، تو را غمگين نسازند! به يقين، آنها هرگز زيانى به خداوند نمىرسانند. (بعلاوه) خدا مىخواهد (آنها را به حال خودشان واگذارد و در نتيجه،) بهرهاى براى آنها در آخرت قرار ندهد. و براى آنها مجازات بزرگى است»
در آیه ای دیگر نیز تأکید نموده که :
« وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ»(6)
« آنها كه كافر شدند، (و راه طغيان پيش گرفتند،) تصور نكنند اگر به آنان مهلت مىدهيم، به سودشان است! ما به آنان مهلت مىدهيم فقط براى اينكه بر گناهان خود بيفزايند و براى آنها، عذاب خواركنندهاى (آماده شده) است»
پی نوشت ها:
1. كليني، محمد بن يعقوب، كافي، تهران، دار الكتب الإسلامية، 1407 ه ق، ج2، ص: 255.
2. همان، ص 253.
3. شهيد مطهري، مجموعه آثاراستاد شهيد مطهرى، صدرا، 1386ش، ج1، ص: 178.
4. أعراف(7) آیه168.
5. آل عمران(3) آیه 176.
6. همان، آیه 178.






