انفاق یعنی چه؟مگر صدقه جزئی از انفاق نیست پس چرا صدقه 10برابر وانفاق 700 برابر پاداش دارد؟
-اسم گذاری سوره ها توسط چه کسی صورت گرفته وترتیب سوره ها در قر آن وآیات در سوره ها چطور صورت گرفته است؟
3- آیا بازی پاسور بدون شرط وبرای سرگرمی جایز است؟
4-چرا پیامبر گرامی اسلام (ص) پیرو حضرت ابراهیم بوده است ؟مگر نباید از آخرین پیامبر یعنی حضرت عیسی پیروی می کرد؟
پرسش: عقیدتی
شرح : 1-انفاق یعنی چه؟مگر صدقه جزئی از انفاق نیست. پس چرا صدقه 10برابر وانفاق 700 برابر پاداش دارد؟
پاسخ: با سلام و تشکر از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در معارف اسلامی، انفاق مفهوم گستردهای دارد، به معنی بذل نمودن و هزینه کردن هر چیزی است که خداوند روزی انسان نموده است، اعم از مال، علم، قدرت، مقام و منصب، محبّت و...(1) بر این اساس هر مالی یا اقدامی برای حفظ آبرو و شخصیت خود یا دیگران هزینه شود، انفاق به حساب میآید(2).
همچنین است صدقه که در روایات اسلامی، امور مختلفی به عنوان صدقه معرفی شده است:
بهترین صدقه آن است که انسان در حال صحت و سلامت و در عین علاقمندی به چیزی آن را صدقه دهد(3).بهترین صدقه آن است که از طرف فردی که خود تنگدست است، در پنهانی به فقیر داده شود(4). بهترین صدقه، صدقه زبان است که با آن خون ها حفظ شود و امور ناگوار دفع گردد و نفعی به برادر مسلمان برسد (5). بهترین صدقه آن است که مسلمانی علمی را بیاموزد، سپس آن را به برادر مسلمانش یاد دهد (6). بهترین صدقه، حرف خوب است(7).
بر این اساس، اگر چه در بین مردم صدقه به معنی بذل مال، یعنی بذل نمودن و هزینه کردن مالی است که خداوند روزی انسان نموده است اما در مفاهیم دینی، مفهوم انفاق و صدقه یکی بوده و شامل هزینه کردن هر چیزی است که خداوند روزی انسان نموده است، اعم از مال، علم و.... می شود. هر کدام اگر برای خدا انجام شود، فرد را نزد خدا ماجور خواهد نمود.
اما فرق بین ثواب انفاق و صدقه، که نوشته اید "صدقه 10برابر و انفاق 700 برابر پاداش دارد" ، در منابع روایی، روایتی بیانگر این فرق پیدا نکردیم. چنانچه مستندی دارید، بنویسید تا در فرصت بعدی بررسی شود.
پینوشتها:
1. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه،دارالکتب الاسلامیه، ج1،ص105 تا 107.
2. تفسیر نمونه، ج 18، ص 136.
3. محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه،دارالحدیث، ج 2، ح 10389.
4. همان، ح 10395.
5. همان، ح 10396.
6. همان، ص 328، ح 10399.
7. همان، ح 10401.
پرسش: اسم گذاری سوره ها توسط چه کسی صورت گرفته و ترتیب سوره ها در قر آن وآیات در سوره ها چطور صورت گرفته است؟
پاسخ: قرآن دارای آیه و سوره است . سوره مجموعه ای از آیات است که هدف و غرضی دارد و به هم پیوستگی دارند. تحدی قرآن هم به سوره، یعنی همین مجموعه آیات هم راستا و غرضمند تعلق گرفته است.
طبیعی است که این مجموعه آیات باید دارای نام باشند. قطعا در زمان خود پیامبر همه سوره ها نام و شناسه داشته اند. حالا یا این نام ها را شخص پیامبر به وحی تعیین کرده یا با توجه به محتوا و فراز های مهم سوره از جانب مسلمانان به آن نام معروف شده است.
دکتر سید محمد باقر حجتی از قرآن پژوهان محقق می نویسد:
هر سوره ای از قرآن همزمان با حیات رسول خدا دارای نام و عنوان یا نام ها و عناوینی بوده است. از طریق وحی معین و مشخص گردیده و پس از وفات پیامبر هم به مرور زمان از جانب عالمان و مسلمانان به سوره ها و حتی آیات قرآن با توجه به خصوصیات و محتوا و مضامین آن ها، عنوان ها و نام هایی دیگر هم اطلاق شده است.(1)
نام بسیاری از سوره ها در روایات پیامبر موجود است (2)که نشان می دهد نام ها توسط خود ایشان بر سوره ها نهاده شده، ولی نمی توان گفت که همه نام ها از جانب پیامبر است.
اما ترتیب فعلی سوره ها در قرآن قطعا با ترتیب نزول تفاوت دارد ،چون بسیاری از سوره های مدنی در ابتدا و بسیاری از سوره های مکی در انتها آمده اند . حال آن که سوره های مکی قبل از سوره های مدنی نازل شده اند.
در مورد ترتیب فعلی سوره ها بحث است. غالب قرآن پژوهان آن را طبق دستور رسول خدا می دانند. در مقابل گروه دیگری بر این نظر هستند که حداقل ترتیب بعضی سوره ها حاصل اجتهاد صحابه است. (3)
اما ترتیب آیه در سوره ها کاملا توقیفی و طبق دستور پیامبر است. غالب سوره ها به ترتیب و از ابتدا تا انتها نازل شده اند . بعد از تمام شدن نزول سوره ای نوبت به نزول سوره بعد رسیده است . آیات محدود معدودی هستند که در مقاطعی نازل شده و مطابق دستور پیامبر در جای معینی از سوره ای که قبلا نازل شده بود، قرار داده شدند.(4)
پی نوشت ها:
1. سید محمد باقر حجتی، تاریخ قرآن کریم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، 1377 ش، ص 98.
2. همان ، ص 102.
3. سید محمد باقر حجتی، همان، ص 86 - 93.
4. همان ، ص 66 ؛ جلالی نائینی، تاریخ جمع قرآن کریم، تهران، نشر نقره ، 1365 ش،ص124.
پرسش: آیا بازی پاسور بدون شرط و برای سرگرمی جایز است؟
پاسخ: با توجه به ضرورت انتخاب مرجع تقليد در عمل به تكاليف شرعي و همچنين وجود اختلاف نظر مراجع عظام تقليد در برخي مسائل، لطفا پس از تعيين مرجع تقليد، سوال خود را مجددا ارسال نماييد تا مطابق نظر مرجع شما پاسخ داده شود.
پرسش: 4-چرا پیامبر گرامی اسلام (ص) پیرو حضرت ابراهیم بوده است ؟مگر نباید از آخرین پیامبر یعنی حضرت عیسی پیروی می کرد؟
پاسخ: در مورد دین پیامبر اسلام قبل از بعثت نظریات متعددی وجود دارد که مهمترین آن ها عبارتند از:
1- پیامبر به هیچ شریعتی عمل نکرد و پیرو هیچ دینی نبود؛
2- پیرو دین مسیحیت بود؛
3- پیرو دین حضرت ابراهیم (ع) بود؛
4- پیرو دین خود (اسلام) بود.(1)
اما نظریه نخست را نمیتوان پذیرفت، زیرا اولاً حضرت پیش از بعثت به کارهای مختلفی از قبیل عبادات، معاملات و سایر کارها میپرداخت . هرگز نمیتوان پذیرفت که این اعمال تابع هیچ یک از شرایع و ادیان آسمانی نبود.
نظریه دوم نیز قابل قبول نیست، زیرا اگر ایشان تابع دین مسیحیت بودند، مسیحیان و دشمنان اسلام این مطلب را به رخ مسلمانان میکشیدند و میگفتند که پیامبر شما تا دیروز مسیحی بود و از دین ما پیروی میکرد، اما امروز آمده ادعای پیامبری میکند! ؛ این سرزنش را آنقدر ادامه میدادند که به گوش ما نیز میرسید .
چنان که یهود به مسلمانان و پیامبر (ص) اعتراض میکردند و میگفتند: اگر تو پیامبری، پس چرابه سوی قبله ما (بیت المقدس) نماز میخوانی ؟! آنقدر این سخن را تکرار کردند تا موجب ناراحتی حضرت شدند، آن گاه به دستور الهی، قبله مسلمانان از بیت المقدس به سمت کعبه تغییر کرد.(2) ؛ نبود اعتراض و سرزنشی از سوی مسیحیان میتواند شاهد خوبی بر عدم تابعیت پیامبر اسلام از دین مسیحیت باشد.
دوم: فرضیه مذکور فرع بر این است که جهانی و فرا منطقهای بودن دین مسیحیت ثابت شود تا اینکه بگوییم این دین شامل تمام اقوام از جمله قوم عرب و سرزمین مکه و اطراف آن بود، در نتیجه پیامبر را تابع این دین بدانیم اما اثبات چنین مطلبی کار آسانی نیست.(3)
سوم: عمل به شریعت مسیح (ع) در گرو آگاهی از احکام آن است . آگاهی یا از طریق خواندن کتابهای مسیحیت (از جمله انجیل) امکانپذیر است و یا از طریق معاشرت با مسیحیان؛ فرض اول که با امی بودن پیامبر و عدم قدرت بر خواندن و نوشتن ایشان باطل است.
فرض دوم نیز صحت ندارد ،چون حضرت در طول زندگی خود با مسیحیان معاشرتی نداشته ؛ در مکه نیز اَحبار و رُهبانی وجود نداشتند که پیامبر به طور مستمر احکام و دستورهای دین مسیحیت را از آنان فرا بگیرد.
چهارم: تابع هر دینی - به حکم عقل - مقامش کم تر و پایینتر از مقام صاحب آن دین است. اگر پیامبر تابع دین مسیح (ع) بود، لازمهاش برتری عیسی (ع) بر پیامبر اسلام خواهد بود اما این مطلب خلاف ضروریات اسلام است، زیرا پیامبر که خاتم پیامبران است، از تمامی آنان برتر و مقامش والاتر است.
اما نظریه سوم را نیز نمیتوان پذیرفت ،زیرا قائلان به این نظریه به برخی از آیات قرآن تمسک کردهاند که دلالت آن ها بر مدعای مذکور ناتمام است. آیاتی مانند:
«ثُمَ اُوحَینا اِلَیک اَنِ اتَّبَع مِلَةَ اِبْراهیمَ حَنِیفاً وَ ما کانَ مِنَ المُشرِکینَ؛(4) سپس به تو وحی فرستادیم که از آیین ابراهیم که خالی از هرگونه انحراف بود و از مشرکان نبود، پیروی کن.» و آیه:
«قُلْ اِنَّنی هَدانی رَبّی اِلی صِراطٍ مُستَقیمٍ دیناً قیماً مِلَةَ اِبراهیمَ حنیفاً وَ ما کانَ مِن المُشرِکین؛(5)بگو پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرده، آیین پابرجا (و ضامن سعادت دین و دنیا)، آیین ابراهیم، همان کسی که از آیینهای خرافی محیط خود روی گردانید و از مشرکان نبود.» مراد از آیات چیزی غیر از دیدگاه سوم است؛ زیرا اولاً: این آیات شریفه بعد از بعثت نازل شده و مربوط به دین حضرت قبل از بعثت نیست.
دوم: بر اساس معارف اسلامی ، دین حضرت ابراهیم پس از آمدن تورات موسی (ع) ترک شده ،نیز دین یهود پس از آمدن انجیل عیسی (ع) متروک و دین مسیحیت پس از آمدن قرآن محمّد (ص)از بین رفته است. پس حضرت نمیتواند تابع دینی باشند که چند مرحله قبل توسط ادیان دیگر ترک شده است.(6)
سوم: مفسران گفتهاند که مراد از تبعیت حضرت از دین و ملت ابراهیم حنیف این است که مشترکاتی در احکام میان این دو دین وجود دارد که منشأ ظهور آن دین ابراهیم (ع) است . مراد از تبعیت پذیرفتن آن مشترکات در احکام است؛ احکامی از قبیل: گرفتن شارب و گذاشتن ریش و غسل جنابت و طهارت گرفتن با آب و دیه مرد و...(7)
تفسیرهای دیگری در مورد آیات یاد شده وجود دارد که مجالی برای ذکر آن ها نیست.(8)
پس از ابطال سه نظریه مذکور مانعی برای پذیرفتن دیدگاه چهارم باقی نمیماند، یعنی اینکه بگوییم حضرت پیش از بعثت از کاملترین دین یعنی دین اسلام پیروی میکرد اما احکام اسلام و وظایف خود را به صورت وحی دریافت نمیکرد، بلکه به صورتهای دیگر مانند الهامهای قلبی، تحدیث (سخن گفتن با فرشته) و رؤیاهای صادق دریافت مینمود.(9)
امیرالمؤمنان (ع) در این باره میفرماید: «از روزی که پیامبر از شیر گرفته شد ،خدا او را با بزرگ ترین فرشته قرین و همراه ساخت تا به وسیله آن فرشته بزرگوارییها را بپیماید و به نیکوترین اخلاق، آراسته گردد.»(10)
بنابراین حضرت قبل از بعثت، مراحلی از نبوت را دارا بود . با جهان غیب به گونهای ارتباط داشت.همان طور که حضرت یحیی و حضرت عیسی (ع) در دوران کودکی به مقام نبوت رسیدند و با جهان غیب ارتباط داشتند؛(11) پیامبر اسلام نیز از آغاز با عالم غیب ارتباط داشت .در چهل سالگی به مقام رسالت و ابلاغ و اظهار پیام خدا به مردم برانگیخته شد.
روایات متعددی این دیدگاه را تأیید میکند؛ حضرت میفرماید: «کنت نبیاً و آدم بین الماء و الطین؛(12) زمانی پیامبر بودم که آدم (ع) هنوز در میان آب و گل بود.»
یهودیها به رسول خدا (ص) عرض کردند: آیا از اول پیامبر نبودی؟ فرمود: بلی. گفتند: پس چرا در گهواره سخن نگفتی و نطق نکردی همان گونه که عیسی (ع) چنان کرد؟ فرمود: خداوند متعال، عیسی را بدون پدر آفرید. اگر او در گهواره سخن نمیگفت، عذری برای مریم نبود تا سرزنش دیگران را پاسخ دهد، اما من از پدر و مادر متولد شدهام.(13)
عدهای از بزرگان، نسبت به دیدگاه اخیر ادعای اجماع و اتفاق نظر شیعه را نمودهاند.(14)
پینوشتها:
1. علامه مجلسی ، بحارالانوار، دارالکتب الاسلامیه ، تهران بی تا، ج 18، ص 271.
2. بقره (2)آیه 144 - 143.
3. استاد جعفر سبحانی، مفاهیم القرآن، قم، مؤسسه امام صادق، 1428 هـ ق، ،ج 3، ص 73 به بعد.
4. نحل (16)آیه 123.
5. انعام(6) آیه 161.
6. محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی ، تهران، اسلامیه، چاپ 3، 1388 ق، ج 2، ص 17.
7. آیت الله محمد مظفری، پرسشها و پاسخها ، قم، ام ابیها، چاپ اول، 1420 ق، ص 12.
8. بحارالانوار،همان ج 8، ص 276.
9. همان، ج 18، ص 266.
10. همان، ص 278.
11. مریم (19)آیه 12 و 13.
12. بحارالانوار، ج 18، ص 278.
13. همان، ص 200.
14. محمد حسین مظفر، کتاب علم امام (ع)، ترجمه محمد آصفی ، تبریز 1349، ص 76 به بعد.






