-ایا این درست است که تمام ابعاد زندگی در 2 بخش علم وعمل گنجانده می شود؟
2-پیش نیاز وابزارهای مورد نیاز تحقق کامل هر یک از بخش های علم وعمل چیست؟(مثال علم به ابزارهای اموزش ,منابع اطلاعات, تجربه ,تعقل و... احتیاج دارد`به طور کامل`
3-به طور مشخص معرفی کنید کدام یک از صفات و اسم های خداوند با هم زوج هستند واز هر زوج کدام اسم به وجود می اید؟
4-تقسیم بندی اسامی وصفات خداوند چگونه است؟ ومفهوم ومعنا کلی هرصفت چیست؟(لطفا کتاب هم معرفی کنید)
5-ایا صفات الهی در معنا ومفهوم جامع خود نیازمند صفات دیگر هست یا اینکه هرصفت خود تمام صفات دیگر را در بر دارد(مثال در معنای جامع وحقیقی قادر ایا ازادی ,عدالت ,رحمت و.. وجود دارد یا خیر؟اگر هست ایا شامل تمام صفات می شود یا بعضی؟)
6-نمود وتجلی هر یک از صفات خداوند در مخلوقات چگونه است؟(مثال دریا تجلی کدام یک از صفات خداست)ایا میتوانیم به صورت مشخص تعیین کنیم؟
7- ایا احکام الهی در نهایت بر گرفته ار صفات خداست؟ایا فلسفه وجودی انها برای تحقق صفات خداست؟(مثال می توانیم بگوییم روزه انفاق زکات برای رسیدن به صفات خداست؟ اگر هست ایا مشخص است کدام صفات؟

به دلیل محدودیت در پاسخ تنها به دو پرسش که ارتباط روشن با موضوعات دینی دارند ،جواب داد می شود:
گویا مراد شما از سوال اقسام نکاح آسمائی مطرح در آموزه های عرفانی است و گرنه زوجیت اسما به مفهومی که در پرسش اشاره شده ،در جایی بدین صورت مطرح نشده است، ولی این مطلب در عرفان تحت عنوان اقسام نكاح كلي به صورت ذیل مطرح است :
1ـ اجتماع مفاتيح غيب كه سبب تحصّل اسماي كليه و ائمّه سبعه (حی ، قدیر، علیم، بصیر، سمیع ، مرید، متکلم )، مي‌شود.(1)
2ـ اجتماع حقايق اسمايي و اعيان ثابته كه نتيجه‌اش ظهور عالم ارواح مجرد است.
اسماي الهيه طالب ظهور و اعيان ثابته طالب مظهرند. ‌التقا و اجتماع آنان نكاحي است كه سبب پيدايش فرزندي به نام ارواح مجرد مي‌گردد.(2)
3ـ نكاح طبيعي ملكوتي كه عبارت است از اجتماع ارواح ملكوتي كه نتيجه‌اش پيدايش نفوس و جسم مطلق است.(3)
4ـ نكاح عنصري در اجسام بسيطه كه نتيجه آن حقايق جسماني است. شرح را مي‌توان در كتب مفصل مربوط به آن يافت. پيش از ورود در بحث ولايت، ‌اشاره نمايم كه هر كدام از عوالم ياد شده داراي مراتب متعددي است كه مجموع عوالم هستي هم در سير نزولي و هم در سير صعودي نامتناهي است.(4)
اسم الله، جامع جميع اسما و صفات است. به همين خاطر در همه اسما تجلي دارد و ديگر اسما، ظهور و صورت اين اسم هستند و اين اسم باطن و غيب آن‌هاست. از اين‌رو اولين حقيقتي كه از تجلي فيض اقدس در عالم ربوبي تعيين پيدا مي‌كند، ‌اسم اعظم الله است و از ظهور اين است كه ساير اسما ظاهر مي‌شوند.
ظهورات و تجليات اين اسم كه اعظم اسماي حق تعالي است، هم از نظر كميت و هم از نظر كيفيت نامتناهي است. در هر مظهري به اندازه قابليت و استعداد آن كه در عين ثابت آن منطوي و كامل است، تجلي و ظهور نموده است. از اين جهت ساير اسما از جهت سعه و ضيق با يك‌ديگر متفاوتند. در ظهورات نامتناهي، ظهوري تام كه جامع جميع ظهورات مي‌باشد، وجود دارد. از اين رو، مظهري تام نيز كه جامع همه مظاهر باشد، وجود دارد كه از نظر عرفان حقيقت انسان كه مظهر تام جميع اسما و صفات حق است، ناچار مظهر اسم اعظم است (5)
اسما و صفات خدا وند تقریبا یک نقش را ایفا می کنند؛ یعنی هر آنچه بیانگر صفتی از صفات الهی است، در زمره اسمای او هم محسوب می شود. درنتیجه اسما یا همان صفات الهی بسیارند و در شکل های مفرد یا مرکب استعمال می شود. در برخی از روایات تعداد اسماء الهی 99 اسم برشمرده شده مانند خبیر، بصیر، علیم، رحمن، رحیم و...
در مورد صفات الهی تقسیم بندی های مختلفی در کتب کلامی وجود دارد که به برخی اشاره می شود:
بعضی از صفات خدا صفاتی است که معنای ثبوتی را افاده می کند، از قبیل علم و حیات.این ها صفاتی هستند که مشتمل بر معنای کمالند.
بعضی دیگر صفاتی است که معنای سلبی را افاده می کند، مانند سبوح و قدوس و سایر صفاتی که خدای را منزه از نقایص می سازد،مانند غیر جسمانی، نامرئی و..، پس از این نظر می توان صفات خدا را به دو دسته تقسیم کرد: یکی ثبوتیه و دیگری سلبیه. البته گاهی از همین تقسیم بندی به صفات جمالیه و جلالیه هم تعبیر می شود.
پاره ای از صفات خدا صفاتی است که عین ذات او است ؛ یعنی به صرف تصور ذات او می توان این صفات را به او نسبت داد. مانند حیات و قدرت و علم به ذات. اینها صفات ذاتی اند.
پاره ای دیگر صفاتی هستند که تحقق شان محتاج به این است که ذات قبل از تحقق آن صفات محقق فرض شود، مانند خالق و رازق بودن که صفات فعلی هستند. این گونه صفات زاید بر ذات و منتزع از مقام فعلند ؛یعنی بعد از خلق مخلوقات و روزی دادن به آن ها این صفات به خداوند نسبت داده می شود. پس از این نظر می توان صفات خدا را به دو دسته تقسیم کرد: صفات ذاتیه و دیگری صفات فعلیه.
تقسیم دیگری که در صفات خدا هست، تقسیم به نفسیت و اضافت است. صفتی که معنایش هیچ نسبتی به خارج از ذات ندارد ،صفات نفسی است مانند حیات، ولی صفتی که نسبت و اضافه به خارج دارد ،صفت اضافی است، مانند خالقیت و رازقیت.
این ها اصلی ترین تقسیمات در صفات الهی بود. البته تقسیم بندی های خاص دیگری نیز در اسما و صفات الهی وجود دارد. (6)
اما در باره مفاهیم اسما وصفات الهی باید اشاره شود که تبیین همه مثنوی هفتاد من کاغذ می شود. به طور کلی ‌اسمای‌ الهی به دو قسم جلال و جمال تقسیم می شود. معنای کلی جلال ‌جنبه ‌اعتلا و برتری‌معنوی ‌بر دیگران ‌وجود است. صفات ‌متناسب ‌با این‌ وصف‌ واجد جنبه‌های ‌دفع ‌و منع‌اند، مانند علو، تعالی‌، عظمت‌، کبریا، تکبر، احاطه‌، عزت‌ و غلبه‌. اما صفاتی مانند علم‌، قدرت‌، حیات‌، رحمت‌، جود، جمال ‌و حسن‌، صفات ‌جمالی‌اند. (7)
به کتاب های ذیل مراجعه شود:
1_محمد سعیدی مهر، آموزش کلام اسلامی ، موسسه طه، قم، 1370 ش، ج1
2_جوادی آملی، توحید در قرآن ، موسسه مرکز اسرا ،قم، 1385 ش
پی نوشت ها :
1. عبدالرزاق قاسانی، اصطلاحات صوفیه،بیدار قم، 1370 ش، ص28.
2. ملا هادی سبزواری، شرح الاسما ء الحسنی، مکتبیه بصیرتی، قم ، بی تا، ص214.
3. تهمید القواعد، چاپ سنگی قدیم، ص78 .
4. داود قیصری،شرح مقدمه قيصري، بیدار قم، 1375 ش، ص651.
5. همان .
6. محمد سعیدی مهر، آموزش کلام اسلامی ، موسسه فرهنگی طه، قم، 1370 ش، ج1،ص 23.
7. امام خمینی ،تفسیر سوره حمد، موسسه آثار امام، 1380 ش، ص32