باسلام وخسته نباشید:
چگونه میتوان با بینهایت بودن دانش و علم که هر روز بر علم بشر افضوده میشود و یافته های امروز یافته های دیروز را نقض و رد میکنند و چیزهای جدیدی کشف میشوند در مورد مسائل و یافته ها با اطمینان اظهار نظر کرد مخصوصا در مورد مسائل دینی وشرعی که خیلی مهم میباشد و بر سرنوشت و آخرت انسان تأثیر دارد؟
آیا خداوند با این موارد بگونه ای در حد خودش و در حد علم انسانها جواب میخواهد؟
در باره فراز اول پرسش باید گفت علوم بشری که از طریق آزمون وخطا وتجربه های ممتد بشری در طول تاریخ بدست آمده گرچه بر اثر تجربه های دیرین بعضا به اصولی مهم وخلل ناپذیر و قطع و یقین رسده است و در عین حال باز هم مورد آزمون وخطا است وچه بسا در آینده صحت بسیاری از آن علوم وآموزه های علمی باطل شود ولی در عین حال تا ارایه فرضیه جدید مورد استفاده بشر است ومانعی نیز برای آن وجود ندارد .
اما علوم دینی
اما در باره علوم دینی و فهم انسان از دین و مسایل مستحدثه وجدید باید گفت : مسایل دینی به طور کلی بر دو بخش است بخش اعتقادات و بخش احکام .
در باره بخش اعتقادی باید توجه داشت که دلایل محکم عقلی و نقلی دارد وگذر زمان وتحولات علمی تغییری در آنها ایجاد نمی تواند به عوان نمونه اعتقاد به توحید ویگانیگی خدا مثل قاعده ریاضی 2+2 =4 . است که پیشت های بشری در علوم تجربی ومانند آن هرکز در آن تغییری ایجا نمی تواند .
اما در بخش احکام از طریق اجتهاد مشکل قابل حل است وآنچه را که مجتهد بدست آورد معذر و یا منجز است . زیرا ،اکثریت اندیشمندان اسلا می ازجمله عالمان شیعه که به گروه "مخطّئه" معروفند بر این عقیده اند که : ممکن است مجتهد خطا و اشتباه کند ، ولی اگر بر اساس قواعد و اصول عمل کرده باشد، گناهکار نیست و معذور است و حکم او برای عامه مردم به عنوان حکم الله معذر ویا منجز کتلیف است . (1)
شهید مطهری می فرماید: متکلمین شیعه می گویند: شیعه به مخطئه بودن مجتهد باور دارد آنان معتقد بودند که متن واقعی اسلام (حکم اللّه واقعی) یک چیز بیشتر نیست. مجتهید که استنباط می کند، ممکن است استنباط او صحیح و مطابق با واقع باشد و ممکن است خطا و اشتباه باشد. اجتهاد مجتهد ممکن است صحیح باشد، ممکن است غلط باشد. پیغمبر هم فرموده است : "للمصیب أجران و للمخطیء أجر واحد؛ مجتهدی که نظرش مطابق با واقع در آید، دو اجر دارد و مجتهدی که به خطا رود، یک اجر دارد".(2)
فقها معتقدند که حکم واقعی هر مسئلهای یک چیز بیشتر نیست و آنها تنها استنباط و فهم خود را از حکم واقعی بیان میکند و هیچ کس مدعی نیست که تنها فهم او حکم واقعی الهی است تا اختلاف در حکم خدا پدید آید . علت اختلافها، روشن نبودن حکم واقعی مسئله است که هر فقیهی مطابق فهم خود حکم مسئله را بیان میکند. همان گونه که داروی واقعی هر بیماری همان است که بیمار را خوب کند، ولی گاهی میبینیم پزشکان در مورد یک بیمار داروهای مختلف تجویز میکنند واین به خاطر روشن نبودن مرض است که هر پزشکی طبق تشخیص خود از مرض، دارو میدهد. برای آگاهی بیشتر میتوانید به این منابع مراجعه کنید(3) :
در باره فراز دوم پرسش باید گفت : قران کریم در این باره به روشنی سخن گفته و فرمود : لا یکلف الله نفسا الا وسعها(4)؛خدا هیچ کس را بیشتر از توانایی اش تکلیف نمی کند.» بر اساس این آیه در هر عصر وزمان ودر هر شرایط علمی و از هر نظر مردم آن عصر به اندازاه توان خود مکلف به درک وعمل به احکام دین است.
پی نوشت ها:
1. مجله معرفت: ، میزگرد نقد نظریه تکثر قرائت دین، آیة الله مصباح یزدی و...، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امامخمینی ;، قم شمارة 48، سال دهم، آذرماه 1380، ص 6 ـ 16.
2. شهید مطهری، اسلام و مقتضیات زمان، نشر صدرا 1375 ش ج 2، ص 72.
3. آیة الله جوادی آملی ، تفسیر تسنیم مرکز نشر اسرأ قم .ج 1، ص 56 و 196، 224، . ونیز : کلام جدید، عبدالحسین خسرو پناه ،مرکز مطالعات و پژوهشهای فرهنگی حوزه علمیه، قم ص 150 ـ 205،. ونیز : صادق لاریجانی معرفت دینی، انتشارات مرکز ترجمه ونشر کتاب ص139-160.
4. بقره (2)، آیه 233.






