باسلام وعرض خسته نباشید:
اگر کسی دچار عذابی دردنیا شود و نداند بدلیل کدام گناهی است که انجام داده چگونه میتواند از آن عبرت بگیرد آیا مقدار درک و فهم هر کس از زندگی در اعمال و نتایج کارش تأثیر دارد؟
سوال شما در دو محور مي باشد و ما با اين تفكيك، مختصر اشاره اي به پاسخ مي كنيم.
1- شايد يكي از دلائل مخفي بودن رابطه برخي مجازات ها و گناهان در دنيا، ترس از همه گناهان و نزديك نشدن به هيچ كدام آنها مي باشد. اگر مشخص مي شد كه فلان مجازات و مكافات براي فلان گناه است، ميزان خوف و پرهيز انسان از بقيه گناهان به مقدار زيادي كاسته مي شد. اما وقتي معلوم نيست كه مكافات و مجازاتي كه انسان دچار آن شده، از براي كدامين گناه و عصيان و تخلف او است، سعي خواهد كرد كه از همه گناهان توبه كند و از همه آنها ترس و واهمه داشته باشد و مراقب باشد كه نزديك آنها نشود. بنابراين يك مكافات ممكن است عبرت عمومي و توبه عمومي از همه گناهان را به دنبال داشته باشد.
2- بخش دوم، سوال از اين است كه آيا نوع جهان بيني و ميزان فهم و درك و شعور يك انسان نسبت به زندگي در اعمال او و نتيجه كارهايش تاثير گذار است يا خير ؟
پاسخ مثبت است. بله نوع نگاه انسان به جهان و آفرينش آن و چگونگي ارتباط آن با خالق هستي از يك طرف و انسان از طرف ديگر و جايگاه انسان در اين جهان و نسبت به موجودات ديگر و خداي متعال به عنوان خالق انسان و جهان، و نيز ميزان علم و فهم او در تحليل مسائل و برخورد با آنها، يقينا در نوع عمل و همچنين نتيجه عمل انجام شده، تاثير گذار و تعيين كننده مي باشد.
به عنوان مثال، نگاه فردي كه اعتقاد به خداي خالق هستي دارد و انسان را در برابر اين خدا مسئول و مكلف به وظايف و تكاليفي مي داند، به زندگي، با فردي كه چنين اعتقادي ندارد متفاوت است و يقينا عمل اين دو فرد نيز متفاوت و مختلف خواهد بود.
فرد اول كه معتقد به خدا است، در برخورد با مسائل و مشكلات زندگي خود را تنها و بي پناه نمي بيند و براي زندگي فردي و اجتماعي خود پشتيبان و هدايت كننده مطمئني ( خدا ) مي شناسد كه از او در اين زمينه ها به وسيله پيامبران و كتابهاي آسماني، راهنمائي و هدايت مي گيرد.
ولي فرد دوم كه از چنين اعتقادي بي بهره است از اين پشتيبان و حامي در زندگي فردي و اجتماعي خود بي بهره است و با اقدامات خود سرانه و جاهلانه، هم به خود و هم به ديگران ضربه مي زند و ضرر وارد مي كند.
فردي كه اعتقاد به روز واپسين و جهان آخرت و مكافات و حسابرسي اعمال دارد، مي تواند رفتار اخلاقي داشته باشد چرا كه در صورت اعتقاد به پاسخ عمل است كه اخلاق معنا مي يابد ولي فردي كه تمام حيات انسان را حيات مادي و دنيوي مي داند و به حيات اخروي و ابدي انسان معتقد نيست، رفتار اخلاقي نيز نزد او بي معنا و پوچ خواهد بود. چرا كه در نگاه مادي، عاقلترين افراد كسي است كه بيشترين منافع مادي و لذائذ حيواني را به خود جلب كند و رفتار اخلاقي كه در آن مفاهيمي مانند ايثار، گذشت، كمك به ديگران بدون چشم داشت مادي و...، در تضاد با آن نگاه و ديدگاه مي باشد.
همينطور ميزان فهم و عقل و درك انسانها در نتيجه بخشي اعمال آنها نيز موثر مي باشد.
حتما ماجراي نتيجه دوستي خرس رو شنيده ايد. رفتار خرس كه نمادي است از رفتار ابلهانه، با نيت خير و دوستي انجام گرفت ولي نتيجه اش درست ضد آن بود و منجر به ضرر رساني به ديگران شد.
ثواب و عقاب افراد در آخرت و در مقابل اعمال آنها نيز به اندازه فهم و عقل آنها مي باشد.
در روایتی سليمان ديلمى گويد: بامام صادق عليه السلام عرض كردم فلانى در عبادت و ديانت و فضيلت چنين و چنانست فرمود: عقلش چگونه است؟ گفتم نمي دانم، فرمود، پاداش باندازه عقل است، همانا مردى از بنى اسرائيل در يكى از جزاير دريا كه سبز و خرم و پر آب و درخت بود عبادت خدا مي كرد يكى از فرشتگان از آنجا گذشت و عرض كرد پروردگارا مقدار پاداش اين بندهات را بمن بنما. خداوند به او نشان داد و او آن مقدار را كوچك شمرد، خدا به او وحى كرد همراه او باش پس آن فرشته به صورت انسانى نزد او آمد عابد گفت تو كيستى؟ گفت مردى عابدم چون از مقام و عبادت تو در اين مكان آگاه شدم نزد تو آمدم تا با تو عبادت خدا كنم پس آن روز را با او بود، چون صبح شد فرشته به او گفت: جاى پاكيزهاى دارى و فقط براى عبادت خوبست. عابد گفت: اينجا يك عيب دارد. فرشته گفت، چه عيبى؟ عابد گفت: خداى ما چهارپائى ندارد، اگر او خرى مي داشت در اينجا مي چرانديمش براستى اين علف از بين مي رود! فرشته گفت: پروردگار كه خر ندارد، عابد گفت: اگر خرى مي داشت چنين علفى تباه نمي شد، پس خدا به فرشته وحى كرد: همانا او را به اندازه عقلش پاداش مي دهم (يعنى حال اين عابد مانند مستضعفين و كودكان است كه چون سخنش از روى ساده دلى و ضعف خرد است مشرك و كافر نيست ليكن عبادتش هم پاداش عبادت عالم خداشناس را ندارد). (1)
و همچنين امام صادق عليه السلام از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نقل مي كند كه: چون خوبى حال مردى (مانند نماز و روزه بسيارش) بشما رسيد، در خوبى عقلش بنگريد زيرا بميزان عقلش پاداش مي يابد. (2)
پي نوشت :
1. كليني، اصول كافي، ترجمه مصطفوي، تهران، نشر كتابفروشي علميه اسلاميه، بي تا، ج 1، ص 12-13.
2. همان.






