هر جامعه انسانی، مخصوصاً جامعه مسلمان مکلّف است گروه ها و تخصصهایی در علوم گوناگون جهت خدمت به جامعه تشکیل دهد و برای آن سرمایهگذاری نماید.
تخصص در علوم دینی نیز از این قاعده مستثنا نیست. قرآن میگوید:
شايسته نيست، مؤمنان همگى (به سوى ميدان جهاد) كوچ كنند. چرا از هر گروهى، طايفهاى از آنان كوچ نمىكند (و طايفهاى بماند) تا در دين (و معارف و احكام اسلام) آگاهى پيدا كنند و هنگام بازگشت به سوى قوم خود آن ها را انذار نمايند تا (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خوددارى كنند؟(1)
خداوند متعال، جامعه انسانی را برای آشنایی به احکام حلال و حرام و امور دینی، مکلّف کرده ، دستور داده تا گروهی از آن جامعه جهت تخصص در این علوم الهی همت بگمارند.
روحانیت به معنای امروز آن - که به قشر خاص از جامعه گفته میشود - در صدر اسلام وجود نداشت، زیرا در زمان حضور معصومان(ع) مردم مسایل شرعی و پرسشهای خود را مستقیماً از آن ها میپرسیدند. آنان خود و یا نمایندگان آن ها پاسخ مسایل شرعی مردم را بیان مینمودند.
البته بعضی از انسانها بودند که با عنوان «روحانی» از آنان یاد نمیشد، ولی وظایف روحانی را انجام میدادند، بدین معنا که تبلیغ دین نموده و به هدایت مردم میپرداختند.(2) مانند این که در صدر اسلام، پیامبر (ص) برخی را به عنوان مبلّغ و برخی را به عنوان قاری قرآن اعزام و نصب مینمود.
ائمه(ع) نیز شاگردان و دانشآموختگانی داشتند که عملاً وظایف روحانی را در عصر آنان انجام میدادند. امام علی(ع) به قثم بن عباس كه از طرف او كارگزار مكه بود می نویسد : « ... فأفت المستفتي، و علّم الجاهل، و ذاكر العالم ؛ (3) فتوا برای پرسشگر بیان کن و جاهل را تعلیم ده و با عالمان به بحث بپرداز .»
امام صادق(ع) به ابان بن تغلب فرمود: «اجلس فی مسجد المدینه وأفت الناس فإنّی اُحبّ أنْ یری شیعتی مثلک(4)؛ در مسجد مدینه بشین و برای مردم فتوا بده، زیرا دوست دارم مانند تو میان شیعیان دیده شوند.»
از جمله وظائف وخدمات روحانیون در این زمان:
1. تبیین معارف قرآنی:
قرآن ـ که اساس اسلام است ـ به تفسیر و بیان مطالب نیازمند است. تفسیر قرآن در درجه اول بر عهده رسول اللّه بود. قرآن میگوید: وانزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم؛ قرآن را به سوی تو نازل کردیم تا آن را برای مردم توضیح دهی و بیان کنی. (5)
بعد از نبی اکرم(ص) تفسیر قرآن بر عهده جانشینان حضرت؛ یعنی، ائمه اثنی عشر قرار گرفت. در زمان غیبت نیز بر عهده علما و دانشمندان راستین ـ که در حقیقت پیروان انبیا و جانشینان آنان هستند ـ میباشد.
2. تبیین و تفسیر معارف و سنن نبوی و اهل البیت:
منبع دیگری در معارف اسلامی احادیث و سننی است که از نبی اکرم(ص) و ائمه هدی(ع) به یادگار مانده است. این روایات نیز نیازمند بیان و تفسیر است. عالمان دینی با تخصصی که درعلم الدرایه، علم الروایه و علم الحدیث دارند به تبیین و تفسیر روایات میپردازند.
3. اجتهاد و استنباط احکام:
تطبیق احکام و موضوعات با منابع فقهی، نیاز به اجتهاد و تلاش دانشمندان متخصص این فن دارد که این نیز یکی از وظایف خطیر عالمان دین است.
4. هدایت و تزکیه :
خدمت و وظیفه یک روحانی بر محور هدایت و تزکیه مردم دور میزند. نیازهای جامعه انسانی، تنها در نیازهای جسمی خلاصه نمیشود.جامعه تنها به پزشک،مهندس و... (که مربوط به جسم و بدن و نیازهای آن هستند) نیاز ندارد، بلکه علاوه بر آن، انسانها از نیازهای روحی و معنوی نیز برخوردارند. این نیازها نیز باید برآورده شده و به پاسخگویی نیاز دارند.
بخش عمده برآورده کردن این نیازها بر عهده روحانیون است. در واقع نقش روحانیون در جامعه مانند پزشک و طبیب است.
5. تعلیم آموزههای دینی:
آشنا کردن مردم با معارف اسلامی از جمله خداباوری که وظیفه انبیا و امامان(ع) است، در عصر حاضر بر دوش عالمان دین است. آنان به عنوان مرجع دینی به مسایل شرعی مردم پاسخ میدهند و به تعلیم و تربیت آنان میپردازند. این کار انبیا است . به همین جهت در روایات از عالمان به عنوان وارثان پیامبران یاد شده است.(6)
یکی از مصادیق مهم وارث بودن، انتقال فرهنگ اسلام به نسلهای بعد و آشنا کردن مردم به دستورهای اسلام است.
نیازهای جامعه امروز با گذشته بسیار متفاوت است. فراوانی علوم، وجود مکتبهای متفاوت، طرح شبهات فراوان راجع به مسائل دینی، به و جود آمدن مسائل جدید و... سبب شده علما و روحانیون برای انجام وظیفه خطیر خود، وقت فراوانی را صرف فراگیری علوم و مجهز شدن به فنون متفاوت مورد نیاز جامعه و پاسخگویی به پرسشهای مردم کنند.
اگر در گذشته ممکن بود مسائل فقهی مورد نیاز جامعه را در دو تا سه جلد کتاب جمعآوری نمود، در عصر ما مسائل مورد نیاز را در پنجاه جلد هم نمیتوان گردآوری کرد. این مسائل نیاز به بحث و بررسی و استدلال دارد که وقت و فرصت زیادی را می طلبد، همان طور که پزشکی امروز با پزشکی یک هزار و چهار صد سال قبل،از جهت کثرت مسائل قابل مقایسه نیست.
علوم اسلامی مانند فقه و تفسیر و عقائد چنین می باشند. مسائل اقتصادی که امروز در جامعه مطرح می باشد و بسیار پیچیده و گوناگون است، باید از نظر فقهی بحث شود. روحانیت باید پاسخگوی تمام این مسائل باشد .
در طول تاریخ ،همواره روحانیت،مورد اعتماد و توجه مردم بوده، در مشکلات و سختی ها از آنان کمک می خواستند . با تمام توان از مردم و خواسته های به حق شان ،حمایت و پشتیبانی می کردند .
به کتابهای زیر ،مراجعه نمائید .
1-مرجعیت و روحانیت، اثر برخی نویسندگان (مجموعه مقالات) از انتشارات شرکت سهامی انتشار
2-چشم و چراغ مرجعیت، به کوشش مجبتی احمدی ، موسسه بوستان کتاب ، دفتر تبلیغات اسلامی
3-مرجعیت دینی، صادق حسینی شیرازی
پینوشتها:
1. توبه (9) آیه 122.
2.شهید مطهری، ده گفتار، ص 251.
3. نهج البلاغه، نامه . 67 .
4. سفينة البحار،شیخ عباس قمی ،واژه ابان.
5. نحل، آیه 44.
6. کافی، ج 1، ص 33.
۱۳۹۰/۰۹/۰۱ ۱۹:۵۱
شناسه مطلب: 54024






