در ابتدا باید اشاره شود که قران کریم این خصیصه را به شدت نکوهش نموده و کسانی را که که می گویند: "نومن ببعض و نکفر ببعض؛ (1) ما به برخی از احکام الهی ایمان و باور داریم و به بعض دیگر باور نداریم"، نگاهشان را کفرآمبز تلقی نموده و آن ها را که از روی عمد و عناد به چنین تبیعضی در پذیریش عقاید قائل اند، کافر حقیقی خوانده و فرموده: "اولئک کافرون حقا؛ (2) آن ها کافر حقیقی اند". اما این که چرا برخی از آدمیان به چنین نگریش تبعیض آمبزی نسبت به عقاید دچار می گردند، باید گفت: این کار در واقع یک روحیه شیطانی است؛ زیرا اولین کسی که به این روش دست زد، ابلیس است؛ چون او به خدا باور داشت و سال های طولانی او را عبادت نمود؛ ولی در مسئله سجده به آدم، از فرمان خداوند سر باز زده و مدعی برتری خود بر آدم شد. در حالی که مأمور به سجده بود، ولی شیطان با خوی ناپسند خود بزرگ بینی این فرمان حق را نپذیر فت؛ در حالی که بسیاری دیگر از فرامین الهی را قبول نموده بود. از این می توان نتیجه گرفت که این خوی که کسی در حین ایمان به خدا، از روی عمد و لجاجت و عناد، از پذیرش برخی دیگر از احکام الهی تمرد نماید، در واقع برخاسته از خوی شیطانی است؛ چه این که انگیزه های دیگر نیز ممکن است در این مسئله نقش داشته باشد؛ به عنوان نمونه، جریان عاشورا که این ایام مربط به آن است، کوفیان با این که به برخی از احکام اسلام مانند نماز پایبند بودند وحتی در در روز عاشورا آن را ترک نکردند، ولی از پذیرش ولایت امام حسین برای حفظ موقعیت اجتماعی و به دست آوردن پول و جایزه و مانند آن، خودداری نمودند.
وقتی حضرت سید الشهدا(ع) از بی وفایی بعضی از مردم خبردار شد، با عبارتی زیبا مردم را این گونه توصیف کرده است: «الناس عبید المال، والدین لعق علی ألسنتهم، یحوطونه ما درّت به معایشهم؛ فإذا محّصوا بالبلاء قلّ الدیّانون؛ (3) مردم بنده مال اند و دین، لقلقه زبان آن ها است. تا وقتی که دین سبب رونق زندگی آنان است، گرد آن را میگیرند؛ اما وقتی با بلا مورد آزمایش قرار میگیرند، دینداران کم میشوند».
این سخن امام، به شیعیان اختصاص ندارد؛ بلکه بیانگر یک اصل کلی است که در عصر و مکانی ممکن است رخ دهد.
چه بسا تقلید بی جا و کورکورانه سبب می شود که انسان از پذیرش برخی از حقایق تمرد کند؛ چنان که خداوند مشرکان را که کورکورانه تقلید می کردند، مورد خطاب قرار داد و فرمود: «و اذا قیل لهم اتّبعوا ما انزل اللّه قالوا بل نتّبع ما الفینا علیه آباءنا او لو کان اباؤهم لا یعقلون شیئاً و لا یهتدون؛ (4) هنگامی که به آن ها گفته شود از آنچه خدا نازل کرده است، پیروی کنید. می گویند: بلکه ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروی می نماییم. آیا نه این است که پدران آن ها چیزی نمی فهمند و هدایت نمی یابند؟»
اگرچه این آیات تقلید کورکورانه مشرکان را سرزنش مینماید، اما میتوان برداشت کرد که این آیه در واقع در صدد این است که این تفکر جاهلانه را مورد نقد قرار دهد که نباید به دلیل پیروی از یک سنت جاهلانه، از پذیرش برخی حقایق سر باز زد.
در مجموع، برای این کار ممکن است علل و انگیزه های مختلف برای افراد وجود داشته باشد.
پی نوشت ها:
1. نساء (4)، آیه 150.
2. نساء (4)، آیه 150.
3. اربیلی، کشف الغمه، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، بی تا، ج 2، ص 244.
4. آل عمران (3)، آیه 191.






