سلام من دختري 20ساله و دانشجوي سال دوم بهداشت هستم حدودا 7يا8سال است كه در پي ازدواج يكي از نزديكانم با خانواده اي فاميل شديم ؛خانوادهاي بسيار مذهبي و با اخلاق متانت و وقارو اخلاق و شخصيت و دين داري و.... پسر اين خانواده از همان روز اول توجه مرا جلب كرد و شايد به او دلبسته شدم البته نه مثل ليلي اي كه بدون مجنون خوابش نبره و بقيه ي قضاياي عاشقي ؛شايد نتوان اين احساس را عشق ناميد (دوست داشتن ؛محبت)در اين مدت و حتي همين حالا خاستگاران زيادي دارم و در مورد همه هم با دقت تحقيق كرده و بعد جواب رد ميدهم و اطمينان دارم اگر فرد مناسبي پيدا شود ازدواج خواهم كرد هر چند هر چقدر خوب باشد به اين اقا نميرسد ؛ سرتان را درد نياورم تا قبل از ورود او به زندگيم به هيچ پسري فكر نميكردم چون هيچ كدام را لايق دوست داشتن و لايق خودم نميدانستم اما او با تمام ذهنيات من از يك انسان شايسته و واقعي انطباق كامل داشت اما باز هم عاشقش نشدم چون با اختلاف سني كم(يك سال)و اينكه از احساس او نسبت به خودم بي خبر بودم امكان ازدواجمان بسيار پابين است ولي باز هم به خوبيهايش فكر ميكنم (و او را بهترين فرد براي زندگي دنيا و اخرت خود ميدانم )و به خاطر اميد اندكي كه به وصال دارم سعي ميكنم من هم كمي مثل او باشم و از طرفي اين احساس باعث شده به بسياري از پسرهاي اطرافم به خاطر او بي توجه باشم .
حالا سوال من اين است اصل اين فكر كردنها و ياداوريها اشكال دارد يا نه؟اصلا فكر كردن به او جايز است يا خير؟و بعد اينكه وقتي چنين فردي با همه ي انچه من ميخواهم هست ايا درست است كه فقط به فكر به او و تلاش براي خوب شدن مثل او بسنده كنم و كاملا از رسيدن به او نااميد باشم و هيچ تلاشي براي اين وصلت نكنم ؟ يعني بعدا پشيمان نخواهم شد؟
در ابتدا بايد از شما پرسيد كه چه چیزی از این آقا دیده اید که این طور به او علاقه مند شده اید؟ چه مقد ار از روحیات و اخلاقیات او خبر دارید؟ به نظر مي رسد كه اطلاعات زيادي از او نداريد و فقط گاهي اوقات او را مي بينيد و به او علاقه مند شده ايد. البته این اشكالي ندارد، اما معلوم نيست كه همه تعريف هاي شما از او درست باشد و واقعيت داشته باشد، اگر قصد ازدواج با او را دارید، باید خیلی دقت کنید و به یک علاقه ظاهری اکتفا نکنید.
به احتمال زياد اين آقا يا خانواده ايشان فعلا به شما فكر نمي كنند، چون اگر در فكر شما بودند، بالاخره اقدامي در جهت خواستگاري از شما مي كردند، و يا حداقل به گوش شما مي رساندند كه شما را مي خواهند، البته با توجه به سن این آقا احتمالا هنوز اصلا به فكر ازدواج نيفتاده است. اگر واقعا احساس می کنید که این عشق، یک طرفه است، آن را رها کنید، و خود را در زحمت نیندازید، چون به جایی نمی رسد و فقط شما را خسته و ناراحت می کند.
در مورد علت ایجاد عشق می توان یک اشتباه شناختی را هم ذکر کرد. وقتی که یک نفر شخص دیگری را دارای ویژگیهای مثبت زیاد و فاقد هر گونه عیب و اشکال بداند خود بخود عشق و علاقه شدید ایجاد می شود. خیلی از اوقات این عشقها به علت بی خبری شخص از عیوب و مشکلات طرف مقابل است. این نکته را همیشه به یاد داشته باشید که معمولا انسانها آن طور که ما فکر می کنیم، بی عیب هم نیستند، بلکه عيوبی دارند که ما دقت نکرده ایم. اگر قصد شما ازدواج است نباید با این مسئله احساساتی برخورد کنید،چون می خواهید با انتخاب همسر یک عمر با ایشان زندگی کنید. ولی شما شناخت زیادی از ایشان ندارید. حتی اگر بخواهید که با او ازدواج کنید باید اول این عشق را به کناری بگذارید و بعد از آن در مورد ازدواج با او فکر کنید، چون این عشق ها باعث ندیدن عیوب طرف مقابل می شوند و در آینده مشکل ساز می شوند.
در صورتی که دختر به خواستگاری پسر برود ممکن است که این پیامدهای منفی را دا شته باشد: احساس شکست و سر خوردگی در صورت جواب منفی پسر، احتمال تمسخر و آزارهای بعدی در صورت جواب منفی پسر، احتمال سرکوفت زدن به دختر در زندگی مشترک آینده و ...... مواردی را شاهد بوده ایم که دختر به پسر ابراز علاقه و عشق کرده است، که با جواب منفی و یا سرزنش پسر يا خانواده اش مواجه شده است و آبروی دختر در جمع اطرافیان و دوستانش ریخته شد، و این باعث به هم ریختگی روحی دختر را در پي داشته است.
اظهار كردن علاقه به این آقا، در واقع خواستگاری از اوست، و خواستگاری دختر از پسر پسندیده نیست. جایگاه دختر در ازدواج طوری است که صحیح نیست که از پسر خواستگاری کند، علاوه بر اینکه حیای خود شما اجازه نمی دهد که به او این مطلب را اعلام کنید، و برای شما این کار سختی است. اگر فكر مي كنيد كه او را می شناسید و بدون حاکمیت احساس و عواطف و بر اساس حکم عقل، او را پسندیده اید و وی را همتای مناسبی برای ازدواج می دانید، اگر هم مي خواهيد كاري كنيد نبايد به صورت مستقيم و توسط خودتان باشد، شما می توانید شخصی را واسطه ( نه پیک از طرف خودتان ) قرار دهید تا نظرش را جویا شود. این واسطه در ظاهر باید اینطور به نظر برسد که خودش اقدام کرده است و به شما ربطی ندارد. بهتر است که این شخص، خانمی بزرگسال و متاهل و مورد اعتماد باشد و بدون ذکر نام شما، با این پسر یا خانواده و نزدیکان او صحبت کند و نظرشان را در مورد ازدواج جویا شود، و تا مطمئن نشده که قصد ازدواج با شخصی مثل شما را دارد، شما را معرفی نکند. مثلا مي تواند به مادر يا خواهر اين پسر بگويد كه اگر به دنبال دختر خوب براي پسرتان مي گرديد، فلان دختر، دختر خوبي است. اما باز هم شما را به اين كار توصيه نمي كنم، چون تجربه نشان داده است كه معمولا اين كارها جواب نمي دهد و فقط ناراحتي و درگيري روحي و رواني دختر را به همراه دارد، لذا معقول اين است كه اين آقا را فراموش كنيد و به خواستگاراني كه داريد فكر كنيد، مطمئن باشید که فقط این پسر نیست که توانسته نظر شما را جلب کند، بلکه اگر به خواستگاران دیگر هم فكر كنيد، شاید بعضي از آنها را بهتر از این پسر ارزیابی کنید. اين يك واقعيتي است كه انسان ها را از دور نمي شود شناخت، در خيلي از موارد وقتي كه با كسي آشنايي بيشتر پيدا مي شود، انسان متوجه بعضي صفات مثبت يا منفي در اين شخص مي شود كه قبلا چون آشنايي كمتري داشت اصلا مشخص نبوده است. لذا شما نعمت داشتن خواستگاران متعدد را قدر بدانيد و با دقت و البته بدون وسواس به بررسي آنها بپردازيد و يكي از آنها را كه پسنديديد انتخاب كنيد. اين حرف شما كه مي گوييد: "هيچ كسي به خوبي او نمي شود" حرف معقولي نيست و تجربه هم ثابت كرده كه در خيلي موارد واقعا اين طور نيست و صرفا يك توهم است. بايد مواظب باشيد كه خواستگاران خودتان را با آنچه كه از آن آقا در ذهنتان هست مقايسه نكنيد و سپس رد كنيد، چون در اين صورت بعضي از موقعيت هاي خوب را از دست خواهيد داد.
فكر كردن به ايشان اگر رنگ و بوي جنسي نداشته باشد اشكالي ندارد، اما سعي كنيد كه به او فكر نكنيد، چون هيچ فايده اي براي شما ندارد، فقط از نظر رواني شما را بيشتر درگير مي كند.
در این زمينه بايد به خدا توكل كنيد، و كار را به دست خدا بسپاريد و این را بدانيد كه اگر قرار باشد این آقا به خواستگاري شما بيايد و این وصلت صورت بگيرد، بالاخره خواهد آمد و كسي نمي تواند این را به هم بزند، همه امور به دست خداست و شما بايد خودتان را به او بسپاريد تا بهترين تقديرات را براي شما رقم بزند.
شما می توانید برای آگاهی از ملاک های صحيح انتخاب همسر به کتاب " جوانان و انتخاب همسر " استاد علی اکبر مظاهری و کتاب " انتخاب همسر" آيت الله اميني مراجعه کنید. هم چنين مي توانيد با شماره 09640 با قسمت مشاورين تلفني این مركز تماس بگيريد.
موفق باشيد.






