با سلام.چرا امام حسین (ع)قیام کرد؟ولی امام حسن(ع) صلح کرد؟باوجود اینکه معویه مکار تر وسیاستمدار تر از یزید بود ؟ظاهرا حضور معاویه برای اسلام خطرناکتر از یزید بود.باتشکر منابع پاسخ به سوال را ذکر کنید
شرایط زمان امام حسن(ع) با شرایط زمان امام حسین (ع) بسیار متفاوت بود. ناچار اقتضای حرکتهای متفاوتی داشت. در زمان امام حسن (ع) مردم آمادگی روحی برای مبارزهای سخت و طولانی با معاویه را نداشتند،به دلیل:
الف) جنگهای قبلی (صفین- نهروان- جمل).
ب) حیلهگری و تزویر معاویه و سست عنصری گروه بسیاری از مردم .
ج) خطرات بیرونی که مجموع جامعه اسلامی آن زمان را تهدید میکرد و درگیری داخلی آنان را برای حمله به مسلمانان بر میانگیخت.
د) حفظ خون شیعیان باقی مانده .
ه) روشن کردن حیلهگری معاویه و رشد فکری جامعه .
اما در زمانی که امام حسین (ع) قیام نمود، از یک سو حساسیت به وجود آمدن ناگهانی ارتداد کلان وجود نداشت. از طرف دیگر انحراف دستگاه حکومت چند صد برابر شده بود. از نظر اجتماعی نیز شرایط بر اثر ظلم و بیدادگری حاکم، مردم را به ستوه آورده و نارضایتی عمومی بیداد میکرد. بنابراین یکی از شرایط پدید آوردن انقلاب فراهم آمده بود ،ولی شرط دیگر آن- که وجود روح حماسه و ایثارگری است- جز در تعداد معدودی فراهم نبود. بنابراین بر امام لازم بود که از همین مقدار استفاده کند. موقعیت را از دست ندهد . هر چند در چنان وضعیتی نمیتوانست پیروزی نظامی به دست آورد، ولی حرکتی پدید آورد که پایه نظامهای ستمگر را برای همیشه لرزاند . روح خروش و حماسه را در کالبد مسلمانان و همه آزادی خواهان جهان دمید . آثار بسیار گرانبهایی در تاریخ بر جای گذارد.
پس از شهادت حضرت علی (ع)و انجام مراسم غسل و کفن و دفن، امام مجتبی روی منبر رفت .بعد ازحمد و ثنای الهی و درود و صلوات بر جدّ بزرگوار خود حضرت خاتم الأنبیا و تمجید و تعریف از پدر مظلومش و معرفی خود و خاندان رسالت، اعلان بیعت کرد. مردم هم با او بیعت نمودند. از فردای آن روز عمال و حکّام خودرا در ولایات منصوب نمود. جاسوسی را که از طرف معاویه وارد کوفه شده بود، دستگیر کردند و گردن زدند . به ابن عباس (حاکم بصره ) نوشت: جاسوس دیگری را که از طرف معاویه وارد بصره شده است، بگیر و گردن بزن . به دنبال آن نامهای با لحن تند به معاویه نوشت : جاسوس میفرستی و مکر و حیلهها میکنی؟! از قرار معلوم گویا قصد جنگ داری! اگر چنین است، آمادهام.
معاویه، جواب نامه را نوشت و برای حضرت فرستاد. مکاتبه بین حضرت و معاویه ادامه داشت تا به حضرت خبر دادند معاویه لشگر فراوانی تجهیز نموده و به جانب عراق گسیل داشته است.
از طرفی با منافقان و خارجیان که داخل لشکر حضرت امام حسن بودند و از ترس حضرت علی (ع) اظهار مخالفت نداشتند، به وسیله جاسوسان خود تماس گرفت که: اگر حسن بن علی (ع) را بکشید، به هر کدام دویست هزار درهم خواهم داد. یکی از دخترانم را به ازدواج قاتل درخواهم آورد.
امام مجتبی پس از اطلاع ، بالای منبر رفت .مردم را برای مقابله با معاویه ترغیب کرد. ابتدا با سردی مواجه شد، ولی بالأخره گروه زیادی را جمع کرد و از کوفه بیرون رفتند. در نخیله پس از تقسیم و گروه بندی لشکر، عده ای را برای مقابله با لشکر معاویه فرستاد، امّا طولی نکشید که خبر آوردند فلان فرمانده و فلانی به معاویه پیوسته و شیرازه لشکر متزلزل شده است.
حتی به حضرت خبر دادند گروهی از فرماندهان به معاویه پیام دادند: در صورت تمایل، حسن بن علی را دست بسته تحویل شما خواهیم کرد. این جا بود که حضرت احساس کرد جان خود و پیروانش در خطر جدی قرارگرفته است. مهم ّتر از همه به خاطر چهره دروغینی که معاویه بین مردم پیدا کرده بود، اگر امام و یارانش شهید میشدند،خون شان هدر رفته و چندان اثری نداشت .
این بود که امام از راه ناچاری، دندان بر جگر گذاشت . برای حفظ اسلام و حفظ شیعیان و نشان دادن چهره واقعی معاویه، با او صلح نمود، چنان که در جنگ تحمیلی ایران و عراق ، امام خمینی مجبور شد با صدام ترک مخاصمه کند و کاسه زهر را سر بکشد.
در صلح نامه موادّی گنجانده شده بود ، از جمله:
معاویه متعرض امام نگردد . به کتاب و سنّت رسول خدا و سیره خلفای شایسته عمل کند . بعد از خود کسی را برای خلافت تعیین ننماید. شیعیان علی (ع)در شام و حجاز و عراق و یمن از شر او ایمن باشند. نیز حضرت امیرمؤمنان را در نماز و منابر سب نکنند و...روشن است عمل به اینها سراسر به ضرر معاویه تمام خواهد شد. از طرفی نمیتواند به آن عمل نکند، چون چهره واقعیش بین مردم آشکار خواهد شد. مردم میفهمند که معاویه پای بند هیچ اصلی از اصول اسلامی نیست.
افزون بر این موقعیت زمان امام مجتبی و حضرت سیدالشهدا تفاوت داشت ، چون معاویه قابل مقایسه با یزید پسرش نبود، زیرا:
اولاً: معاویه ، پیامبر را درک کرده بود و از صحابی به شمار میآمد، برخلاف یزید.
ثانیاً: عنوان کاتب الوحی را داشت . میگویند: یکی از نویسندگان وحی آسمانی معاویه بود.مهم تر از همه با این که فاسد و فاسق بود و رسول خدا و شریعتش را قبول نداشت، امّا میدانست اگر بخواهد حکومتش دوام داشته باشد، باید شئون اسلامی را در ظاهر رعایت کند. در این امر به حدّی متظاهر بود که بسیاری از مردم حتّی برخی از زاهدان لشکر امام علی(ع) مردد میشدند که آیا حق با علی است یا معاویه !
دیگر آن که سالها بود از طرف عمر و عثمان بر مردم شام حکمرانی میکرد . گروهی را با پول و ثروت ، عده ای را با دادن پست و مقام و برخی را از طریق رعب و تهدید و بالاخره دسته چهارم را با تزویر و تظاهر به اسلام و ریاست ساکت کرده بود. کسی حرف نمیزد یا حق حرف زدن را نداشت . معاویه به گونه ای بر اوضاع مسلّط شده بود که میتوانست هر کسی را بخواهد بکشد و آب از آب تکان نخورد. به همین خاطر، امام حسین بعد از امام مجتبی ده سال با معاویه زندگی کرد، که جز انتقاد از طریق نامه و صحبت کاری نکرد.
امّا یزید از هر جهت با معاویه فرق داشت . امام از فرصت بهترین استفاده را کرد . با شهادت خود، دودمان بنی امیه را برباد داد.
بنابراین گرچه معاویه مکارتر بود ،ولی قیام امام حسن(ع)و امام حسین (ع)در زمان معاویه ،بی اثر ،بلکه زیانبار بود .
به کتاب ، زندگانی حسن بن علی (ع)باقر شریف قرشی، ترجمه فخرالدین حجازی ،مراجعه نمائید .






