با سلام و خسته نباشيد
من 29 سالمه و 4 ساله كه ازدواج كردم و يك پسر 2 ساله دارم. مدتي است كه احساس معلق بودن در اين دنيا را دارم حس عجيبي كه به من ميگويد بايد به دنبال حقيقت و عشق واقعي بروم. ولي نميدونم كه چطور و از كجا بايد شروع كنم كه بتونم خدا رو بهتر بشناسم و همينطور دينم رو. در ضمن كمي هم ضعف اراده دارم از تغيير، نظر و طرز فكري كه ديگران ممكنه در موردم پيدا كنن، از اينكه نتونم در راه خدا ثابت قدم باشم و از برخورد شوهرم كه آيا من رو با تغييراتي كه ممكنه بكنم ميپذيره يانه ميترسم.
نميدونم بايد حتما برم حوزه درس بخونم يا با خوندن كتاب هم ميشه به نتيجه رسيد؟
خواهش ميكنم راهنمايي ام كنيد چون خيلي درمانده شدم و نميدونم چكار كنم.با تشكر

خواهر گرامی! این حسی که پیدا کرده اید، حس خوبی است که نشان از لطف خداست؛ منتها باید جهت مناسبی به آن دهید تا مبتلا به مشکل افراط (گوشه گیری و وسواس فکری) نشوید.
چگونه می توانیم عاشق خدا شویم و نسبت به او شناخت پیدا کنیم ؟
اگر کسی‌ بخواهد عاشق ‌خداوند و اولیای ‌او شود کافی‌است ‌مقداری‌از حجاب‌های‌ دل‌ خویش‌ را کنار بزند و چشم‌دل‌ را باز کند و مقداری ‌از آن‌ همه‌ نعمت‌های‌ گوناگونی‌که‌ خداوند به ‌او داده ‌است ‌ملاحظه‌ نماید. آدمی‌اگر به‌خود و اطرافش ‌نگاه ‌کند، خواهد فهمید که‌ غرق ‌در نعمت‌ها و الطاف‌خداوند است‌. او با مهربانی ‌تمام ‌و با کمال‌بذل ‌و بخشش ‌و جود و کرم‌ و در عین‌ حال‌با چشم‌پوشی ‌از بسیاری ‌از بدی‌ها و ناسپاسی‌های‌انسان‌، مشغول‌تدبیر امور و ادارة ‌تمامی‌ شؤون ‌زندگی‌ او است‌. اگر کاری ‌کنیم‌که ‌از خواب‌ غفلت‌بیدار شویم‌، خود را غرق ‌در محبت‌های‌خداوند و اولیای ‌او خواهیم‌دید. بعد از دیدن ‌این ‌احسان ‌قلباً به‌اعطا کننده‌آن‌علاقه‌مند شده ‌و خود را مدیون ‌او خواهیم‌دید و علاقه‌ و محبتمان‌نسبت‌به ‌او افزون‌ خواهد شد و اندک‌اندک‌و با گذشت ‌زمان‌عشق‌ به ‌معبود پیدا خواهیم ‌کرد. پس‌ راه‌ عاشق‌خدا شدن ‌درک ‌محبت‌ها و خوبی‌های ‌او است‌که ‌جز با رفع ‌حجاب‌های درونی ‌میسّر نمی‌گردد.
اموری‌که‌ می‌توانند در رفع‌ این‌حجاب‌ها مؤثر باشند،عبارت‌است‌از:
1.تفکر در صفات ‌خداوند،
2.مطالعه‌کتاب‌های‌اعتقادی‌،
3.سخن‌گفتن‌فراوان‌با او چه‌در قالب‌ادعیه‌و مناجات‌هایی ‌که ‌از اهل‌بیت‌رسیده‌و چه‌به‌صورت‌درد دل‌های‌صمیمی‌،
4.شرکت‌دادن‌او در امور روزمرّه‌زندگی‌به‌ طوری‌ که ‌هیچ‌کاری‌را بدون‌خواست‌و جلب‌ توجه ‌او انجام‌ندهیم‌،
5.مطالعة‌زندگی‌نامه‌و شرح‌حال‌عرفا و سالکان‌طریق‌و علمایی‌که‌سالیان‌سال‌عمر خویش‌را در این‌مسیر سپری‌نموده‌اند(البته اينگونه مطالعات اگر زياد شود نوعا باعث افراط و زياده روي خواهد شد)
6.به‌زیارت‌آنها رفتن‌(در مورد امامان‌و اولیاء)،
7.هدیه‌دادن‌مثلاً عمل‌خیری‌مثل‌نماز و روزه‌و صدقه‌را انجام‌دهد و عمل‌را به‌ آن ‌ولی‌ّ خدا به‌ عنوان‌تحفه‌ای ‌گرچه ‌ناقص‌ اهدا نماید.
أما عواملي که در تقويت اراده مؤثر است مانند:
1ـ تمركز بخشيدن به فعاليت هاي گوناگون.
2ـ توجه به عبادات به ويژه نماز كه تمرين تمركز فكر است.
3ـ پايان رسانيدن كارهاي نيمه تمام.
4ـ تلقين مثبت: همواره به خود اين گونه تلقين كنيد كه اراده انجام اين كار را داريد و شكست مفهومي ندارد. تلقين در ترك عادات نامطلوب و غلبه بر خودارضايي مؤثر است.
نکته پایانی: اگر می خواهید أطرافیان(مخصوصا همسر و أقوام) نسبت به تغییر در شما حساس نشده و موضع نگیرند، از کارهای خشک و بی روح دوری نموده و خیلی از امور را لازم نیست آنها در جریانشان باشند. وقتی أخلاقتان (به خاطر ارتباط با خدا) نسبت به قبل بهتر شده و به همه با نگاه مثبت نگاه کردید، کسی ناراحت و حساس نمی شود و چه بسا به خاطر روحیه خوبی که پیدا می کنید، آنها هم میل به ارتباط نزدیک با خدا را پیدا می کنند.
گرچه حوزه بسترمناسبی برای مسایل معنوی است؛ ولی برای شناخت و جلب رضایت خدا، حتما نیازی نیست که در حوزه علمیه مشغول به تحصیل شوید؛ بلکه با مطالعات متون قوی دینی و شرکت در مجالس معنوی و أنجام و اجبات و ترک محرمات می توانید به عرصه عشق واقعی قدم بگذارید. نکته دیگر اینکه، یکی از راههای ایجاد عشق در درون خود، محبت و رسیدگی به همسر و فرزندتان است؛ عشق الهی منافاتی با عشق همسر و فرزند ندارد.
منابعی برای مطالعه بیشتر:
1.در جستجوی خدا: آیا علم می‌تواند در شناخت خدا به ما كمك كند؟، جان‌تئودورهاتون، بتول نجفی، تقی اكبری، مشهد: شركت به نشر.
2. (نگرشی بر معرفت و شناخت خدا، عیسی معینی، كرمان: فانوس.