با عرض سلام و خسته نباشید
ببخشید سوالم طولانیه اما من کمی توضیح میدم که شرایط خانواده ما رو لمس بکنین و بعد سوال میپرسم. خاهش میکنم لطف بفرمایین و بعد ازخوندن کامل جواب سوالاتمو بدین.
من یک پسر 23 ساله اصفهانی ام و حدود 1 سال است که عقد کرده ام. پدرم کارمند دولت است و حدودا ماهی 700 تومان درآمد دارد. من و اون همیشه با هم مشکل داریم. منم شکر خدا و با تربیت والدینم پسر بدی نیستم. سعی میکنم همیشه مسجد برم و خوش اخلاق باشم و الانم شکر خدا قرار دادی تو یک شرکت خصوصی کار میکنم و سعی میکنم درآمدمو پس انداز کنم تا انشاالله به قید حیات یه خونه در آینده بخرم.
ما طبقه پایینمون با یه ساخت سال حدود 70 کامله. بعد از عقد با توجه به اینکه بابام یه زمین داره و حدود 20 میلیون پس انداز هم داره بشون پیشنهاد کردم کمکم کنن خونه بخرم که گفتن نه. ضمنا ما طبقه بالامون یه اتاق و یه آشپزخونه و یه حموم و دستشویی از قبل داشتیم. بابام اول میگفت با زنت برین بالا و تو همین 1 اتاق عروسی کنین و من گفتم چون شما شکر خدا پول داری با حدود 10 میلیونش یه سالن هم اضافه میکنیم و جای آشپزخونه رو عوض میکنیم تا یه چیز مناسب بشه و البته نه خیلی تجملات آن چنانی. من حتی گفتم اگه بخای خودم با پس اندازم میسازم اما بعدا به من نگو از خونه برو (من یه داداش دبیزستانی هم دارم) و بابام گفت نه. خلاصه قبول کرد که بسازه و الان نصفه کارس و ...
علی رغم اینکه من گواهینامه موتور و ماشین دارم گفت بت نمیدم و خودت بخر. خلاصه من موتور خریدم و با موتور خودم بیرون میرم. دیشب که بارون میومد منو خانومم تصمیم گرفتیم بریم گلستان شهدا و به بابام گفتم ماشین رو بده و اون گفت ماشین خودمه و حق نداری ببری. من و مامانم گفتیم بیا از کسی بپرسیم ببینیم آیا شرع و عرف مخالف اینه که شما به من ماشین بدی؟ هزینه سوخت و قسمتی از بیمه اش رو هم میدم تا حداقل در فصل سرد با هم استفاده کنیم و اون فقط میگفت نه . البته اینم بگم که بابام نه فقط با من بلکه با مادر و داداشم هم همینطوره و وقتی مامانم میگه پول بده مثلا شیر بخریم میگه نمیخایم. خلاصه دیشب که ماشین رو نمیداد من گفتم پسرتم و میتونم ماشین رو ببرم. بعد کلید رو برداشتم و بعد بابام اومد و مدارک ماشین رو از دستم گرفت و بعد یه مشت به من زد و کلید تو دست من بود و بعد مامانم بم گفت تو کوتاه بیا و من گفتم من میتونم به عنوان عضو خانواده از ماشین استفاده کنم و مامانم میخاست کلید رو ازدستم بگیره که من بعد از 1 دقیقه که کلید تو مشتم بود کلید رو دادم. بابام هم تو این فاصله با مشت تو سر خوش میزد و داداشم با گریه مانع از این کار بابام میشد. بابام هم هی به من میگفت تو فقط برو بچسب به مسجد و منبر و ....
بابام بم میگه تو فقط هفته ای یک شب زنتو بیار اینجا. منم همش میگم مگه اون چکار میکنه و اون میگه نباید زیاد تو پاچه هم باشین. بازم تاکید میکنم بابام از خانمم بدش نمیاد. بلکه حتی گاهی که مادر خوش رو من میگفتم برم دنبالش بیارم دور هم باشیم میگفت نه. اگه بخاد خودش میاد و ...
به من میگه تو اصلا هیچ کاری نمیکنی برای خونه در حالی که من این مدت به اتفاق خود بابام برای ساخت خونه عملگی می کردیم. البته منم بهشون گفتم من میخام پس انداز کنم و انشاالله خونه بخرم و اگه خرجی برای خونه یا مثلا خرید میوه بکنم بابام پولش رو بهم نخواهد داد. برا همین خیلی کم پیش میاد که میوه یا... برا خونه بخرم.
خلاصه بینهایت ما مشکل داریم. بابام حتی الان تو اواخر آبان که ما فقط یه بخاری روشن کردیم شب ها موقع خواب بخاری رو خاموش میکنه و میگه زیر لاحاف میخابیم گرمه. من میگم رو حداقلش بذاریم باشه و این دوباره آغازیک دعواست.
هر چقدر هم که با آرامش و احترام در مورد هر کدوم از موارد فوق بحث میکنیم فایده نداره. بابام حتی حاضر نیست به حرف هیچ کسی گوش کنه و هرگز صحبت با یک روحانی، مشاور و ... رو هم رد میکنه.
1) ضمنا من دیشب بعد از اون دعوای ماشین خابیدم و خاب دیدم چند تا مرده سیاه و متعفن هستند و من خلت دهنم رو که سیاه رنگه رو اونها تف میکنم. کار دیشبم رو خودم میدونم اشتباهه. اما چاره چیه؟ راجب به کارهای دیشبم راهنمایی کنین.
2) راجع به اینکه شبها موقع خواب باز هم ازش بخوام اجازه بده بخاری رو روشن بذاریم راهنماییم کنین.
3) راجع به اینکه دیگه برای ماشین ازش بخوام بهم بده یا دیگه بهش نگم راهنماییم کنین.
4) راجع به اینکه رفت و آمد با خانمم رو کمتر کنم یا نه توضیح بفرمایین. ضمنا خانمم با رفت و آمد زیاد موافقه و البته ازم میخاد.
5) در پایان یه توضیح کلی بفرمایین که من چطور با پدرو رفتار کنم با توجه به اینکه اون عوض شدنی نیست.
با تشکر فراوان
یا علی- خدانگهدار
همان طور که اغلب انسان ها خصوصیات و ویژگی های مثبت و منفی دارند، پدرتان نیز از این قانون مستثنی نمی باشد و در کنار همه ویژگی ها و خصوصیات مثبت، برخی از ویژگی های منفی نیز دارد که همین باعث رنجش اطرافیان و نزدیکان گردیده است. البته تغییر خصوصیات منفی، آرزوی هر انسانی است ولی از آنجا که فرایند تغییر به آسانی صورت نمی گیرد و زمان بر می باشد، گاهی خود شخص نیز از این بابت ناراحت است و گاهی عذاب وجدان دارد. به هر حال تغییر شیوه رفتار پدرتان و یا تغییر برخی از خصوصیات اخلاقی منفی او به این سادگی ها امکان پذیر نمی باشد و در قدم اول نیاز به خواست و اراده خود شخص دارد و گاهی نیازمند مداخله و کمک روانشناس بالینی و مشاور با تجربه می باشد.
از طرف دیگر والدین و فرزندان از دو نسل متفاوت با خصوصیاتی نسبتاً مجزا هستند و همین موضوع غالباً باعث بروز مشکل بین آنان می گردد، از این روی بسیاری از فرزندان شیوه رفتاری والدین شان را نمی پسندند و گاهی با آنها اختلاف دارند که وجود این گونه اختلافات تا حدودی طبیعی است. ولی اگر باعث رنجش بیش از حد و گسست روابط و تنش در محیط خانواده گردد، غیر طبیعی بوده و می بایست آن را اصلاح نمود و یا با استفاده از راهکارهایی آن را کاهش داد و یا نحوی سازگاری با آنها را به درستی آموخت.
این را بدانید که از لحاظ شرعی و حقوقی، پدرتان مالک تمام دارایی و اموال خود می باشد و فرزندان نمی توانند در حیات پدر، خود را در اموال پدر سهیم و مالک بدانند. بلکه فرزندان تنها می توانند در صورت اجازه پدر در اموال او دخل و تصرفی داشته باشند و از آن استفاده کنند. البته نفقه فرزندان در حد متعارف بر پدر واجب می باشد. ولی این دلیل نمی شود که فرزندان خود را مالک دارایی های پدر و صاحب حق بدانند و بدون اجازه او در اموالش تصرف کنند. بنابراین اگر پدرتان اجازه استفاده از ماشینش را به شما نمی دهد، اگر چه اخلاقاً کار درستی نمی باشد. ولی بر اساس قانون و مستندات حقوقی این حق طبیعی اوست که در مواردی اجازه استفاده و یا تصرف اموالش را به دیگران و حتی فرزندانش ندهد.
یکی از نکات مثبت این گونه رفتارهای تنک نظرانه پدرتان این است که می تواند به استقلال شما کمک شایانی داشته باشد و شما بتوانید هر چه زودتر روی پای خود بیاستید و زندگی مستقلی را شروع کنید، بنابراین این گونه رفتارهای پدرتان را به فال نیک بگیرید و با تلاش بیشتر و همت مضاعف در کسب استقلال خود بکوشید.
در مورد رفت و آمد شما با همسرتان در دوران عقد، همه چیز به شیوه نگرش خانواده های دختر و پسر و عرف جامعه ای که در آن زندگی می کنند بستگی دارد، به همین خاطر نمی توان راهکار مشخصی را برای استفاده همه افراد ترسیم کرد. در برخی از خانواده ها به خاطر برخی اعتقادات و ملاحظات عرفی، حساسیت های خاصی در این زمینه وجود دارد و گاهی مانع رفت و آمد دختر و پسر در دوران عقد می گردند. به همین خاطر به دختران و پسران توصیه می شود که تا آنجایی که امکان دارد به خواست و نظر پدر و مادر و خانواده ها احترام بگذارند و اگر خواستار روابط و رفت و آمد بیشتر هستند سعی کنید در درجه اول بساط عروسی را جلو بیندازند و یا با ترتیب مسافرت های کوتاه درون شهری و برون شهری، اوقات بیشتری را باهم بگذرانند و مسئله را با مسالمت حل کنند.
به طور کلی در دين اسلام، همه افراد داراي حرمت و ارزش انساني مي باشند و در این میان، احترام پدر و حفظ حرمت او از واجبات انکار ناپذیر است و نمي توان پدر را در هیچ صورت مورد اهانت و بی احترامی قرار داد.
بايد به گونه اي با ایشان برخورد نمود كه به شخصيت واقعي، حرمت و تکریم وی خدشه ای وارد نگردد؛ چه بسا ممکن است جوان پاكدل پاك رفتار، با نحوه عملش و با ادب، گراميداشت خاطر، تحويل گرفتن او، نيكى و مراقبت، بر پدرش تأثير بگذارد تا ایشان دگر بار اعمال و رفتار ناپسند و تنگ نظرانه انجام ندهند. به هر حال، قرآن كريم انسان ها را از تندى و پرخاش نسبت به پدر و مادر نهى مىكند و به سخن نيك و لحن شايسته و خضوع و تواضع و گستردن بال رأفت در برابر آنان و خيرخواهى و دعا در حق آنان دعوت مىكند. بنابراین هان گونه که خودتان معتقدید، کارهای آن شب شما اشتباه بوده است و بایستی جبران نمایید.






