با عرض سلام و خسته نباشید
من پسری معتقد و از خانواده ای مذهبی هستم,متاسفانه در انتهای دوران دبیرستان واز روی جهالت با دختر خانومی اشناشدم,و به اصطلاح با هم دوست شدیم واین رابطه تا اواخر ترم دوم دانشگاه ادامه داشت,من و این خانوم هر اهل دس بودیم وبا هم در یک دانشگاه سراسری قبول شدیم,در مورد رابطمون هم باید بگم که هیچ گاه به برخورد فیزیکی نکشید فقط گاهی به هم زنگ میزدیم وشاید چند بار با هم بیرون رفتیم(در حد عادی ورعایت ضوابط)و اکثر حرف های ما نیز در مورد مسائل درسی بوده,تا اینکه من دختر دلخواه خودم رو پیدا کردم,و برای اولین بار ایشون برام پا پیش گذاشت,ودر مورد رابطمون هم گفت که درسی بوده.
تا اینکه در ایه 26 سوره نور خوندم که به زبان ساده خداوند مردان و زنان شبیه هم رو به هم میندازه,خانومی که بهشون علاقه دارم هنوز جوابی به من ندادن واین موضوع رو به بعد از زمان فارغ التحصیلی واگذار کردن و چندین بار هم به من گفتن که اهل روابط قبل ازدواج نیستن و این کا رو در عمل هم نشان دادن(البته منم خودم تقریبا همچین تفکراتی دارم,الان من در ترم پنجم درس میخونم و حدود 1سال و نیم از اون ماجرا میگذره,در این مدت خیلی پشیمون شدم و همیشه ارزو میکنم تا به عقب برگردم تا اون رابطه رو نداشته باشم چندین بار توبه کردم ولی حالا چندتا موضوع ذهن منو درگیر کرده,1.اگر من به دختر مورد علاقه ام برسم طبق ایه 26نور پس اون خانوم هم حتما در گذشته کار خطایی کرده واین فکر موجب بدبینی من نسبت به ایشون شده علی رغم تماتم تحقیقاتی که کردم2.و اگر این طور نیست رسم عاشقی این نیست که من برای بدست اوردنشون بهشون دروغ بگم ورابطه خودم رو کتمان بکنم و اصلا شاید ایشون بخواد که همسری مثل خودش که از ابتدا پاک بوده نصیبش بشه وارزوی من خوشبختی ایشون هست و حاضرم از سر راهشون برم کنار,نمیدونم چی کار کنم لطفا کمک کنید؟التماس دعا.
با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
به اعتقاد روانشناسان، در پس هر رفتاری انگیزه ای نهفته است که در بعضی از مواقع انسان ها به صورت ناهشیار با سرکوب کردن انگیزه ها، واقعیت را تحریف یا مخفی می نمایند. قطعا واکاوی عوامل ایجاد رابطه با دختر قبلی، و در نهایت، دل کندن از او و عاشق دختری دیگر شدن، نیاز به یک دوره مشاوره حضوری با متخصصین دارد.
می توانید با مراجعه به مشاوران دانشگاه از خدمات آن ها بهره مند گردید. اما در ادامه نکاتی ارائه می گردد که می توانید جواب خود را به دست آورید.
1.خوشبختانه به اين حقيقت دست يافته اید كه رابطه دوستی با نامحرم، جز تكه تكه شدن روح و خستگي آن و اضطراب و نگراني و از دست رفتن ارزش هاي انساني نتيجه اي در بر نداشته است. اين حالت (آگاهي و فهم و پشيماني ) حالت ارزشمندي است كه بايد قدر آن را بدانید. خداوند بزرگ همان گونه كه نيكوكاران را دوست مي دارد، توبه كننده گان را نيز دوست دارد. خداوند نه تنها با دعوت به توبه و بازگشت، وعده فرموده است كه توبه بندگان خويش را مي پذيرد، بلكه آن ها را جزء محبان خود قرار داده: ان الله يحب التوابين.
2.همه ما انسانها به حکم انسان بودن بعضاً دچار اشتباهات فاحشی در زندگی خود میشویم. چگونگی برخورد و مواجهه با گونه اشتباهات از خود اشتباهات به مراتب مهمتر است. پس به هیچ وجه خود را ناپاک ندانید. پسر مومنی هستید که به هر دلیلی دچار یک کژ رفتاری گشتهاید. هیچگاه خودتان را مساوی با رفتار ناشایست خود ندانید. بنده خدا هستید. خداوند بنده ای را که به سویش آید، طرد نمی کند. برای جبران گناهان ریز و درشت، راه به روی همه بندگان باز است؛ زیرا رحمت و بخشایش الهی، بسیار بزرگ و گسترده تر از هر گناهی است.
3.احساس گناه، اگرچه به معنای بیداری وجدان و نفس سرزنشگر انسان و مطلوب است، اما احساس افراطی به هیچ وجه مطلوب خدا و دین نیست؛ بلکه احساس گناه فزاینده، در راستای وساوس شیطانی است. پس با بالا بردن سطح عزت نفس و اعتماد به نفس و امید به لطف و بخشش بیکران الهی، به تعدیل احساس گناه بپردازید.
4.به نظر می رسد، بی بهره از شروع رگه هایی از وسواس فکری نباشید. این مطلب را می توان در پریشانی و اضطراب موجود در نامه شما مشاهده کرد. معمولا اختلال وسواس در سنین اواخر نوجوانی یا اوایل جوانی، بیش تر در 25 سالگی و اغلب طی دوره ای پر استرس آغاز می شود. در این زمینه، پیش گیری و درمان به موقع توسط یک روانشناس بالینی مجرب بهترین توصیه ای است که می توان به شما ارائه نمود.
5.ورود افکار مختلف به ذهن امری عادی است. ما هستيم که زمان و نحوه ورود آن ها را تعيين می نماييم يا آن ها را کاسته يا توسعه می دهيم. پرنده لجام گسيخته خيال چون چكاوكي است كه هر دم بر سرشاخساري نشسته و به سرعت به شاخه ديگر پرواز مي كند . آدميان اند که شاخسار ها را گسترش داده يا هرس می کنند.
6.افکاری که به ذهن ما وارد شده و باعث اضطراب ما می شوند؛ از دو حال خارج نيستند:1. خطرناک اند2. ما آن ها را خطرناک قلمداد نموده ايم. ميزان حالات دوم بيش تر است ؛يعنی خيلی اوقات دچار خطای شناختی شده و صرف اينکه فکر نابجا, يا تصوير شخصی در ذهن مان می آيد گمان می کنيم در واقعيت هم همين امر در حال انجام بوده، به همين خاطر به سرعت آشفته شده و احساس وحشت و ناراحتی وجودمان را گرفته و در پی از بين بردن آن ها دست به يکسری اقدامات عملی و يکسری افکار ضدشان می زنيم تا آن ها را فراموش کنيم. بعد از اين کار ( اقدامات عملی و افکار متضاد افکار اوليه) کمی احساس راحتی و آرامش می نماييم . زمانی نمی گذرد که دوباره همان تصاوير با شدت بيش تری به ما هجوم می آور ند و مجبور به تکرار آن چرخه معيوب می شويم .نتيجه اين کار, گرفتار شدن در يک وسواس فکری است که دائم ما را آزار می دهد. در حالي که اگر از ابتدا «فکر» را از «واقعيت» متمايز می نموديم و صرف وجود« فکر» ما را به وحشت نمی انداخت ،دچار اين چرخه معيوب نمی شديم. پس سعی کنید با ساده سازی امر ازدواج بر افکار مزاحم خود غلبه پیدا کنید. قطعا چنین طرز تفکری، برای زندگی زناشویی شما در آینده مشکل ساز خواهد بود.
7. از نظر شرعی، عقلی و اخلاقی نباید تجربه های گذشته را به همسر آینده یا هر کس دیگری بگویید . در این مورد هم باید با احساس خیانت و... مبارزه کنید. در صورتی که همسر شما بر فرض محال متوجه این موضوع شد، با تکذیب کامل سعی کنید به همسرتان نسبت به عدم رابطه قبل از ازدواج اطمینان بدهید. از سوی دیگر، اجازه قضاوت کردن در مورد گذشته همسر خود را ندارید. اگر تحقیقات در مورد همسر آینده تان کامل بود، دیگر لازم نیست با سخت گیری و موشکافی، زندگی را بر کام خود تلخ کنید.
8.به عنوان مشاور، نمی توانم با این ازدواج موافقت کنم. برای اولین بار دختری که مدتی با او دوست بوده اید، برای شما پا پیش گذاشت حتی در مورد رابطه (درسی) به دختر مورد نظرتان گفته بود. قطعا این امر می تواند باعث بدبینی هایی در زندگی مشترک آینده شود. پس سعی کنید در مورد انتخاب خودتان بازنگری نمایید.
استنباط شما از آیه مورد نظر که خداوند رابطه مردان و زنان شبیه به هم را به هم می اندازد،غیر قابل قبول است. برای آگاهی بیش تر توجه تان را به نکات ذیل جلب می کنم:
1.آیه 26 سوره مبارکه نور، یک اصل کلی را مطرح می کند که در انتخاب همسر باید دقت کرد . اصل را بر ایمان و پاکدامنی گذاشت، نه زیبایی و ثروت. بنابراین معنای آیه این نیست که اگر مردی یا زنی خوب بود ،حتما همسرش نیز خوب بوده و مشمول مغفرت و رزق کریم شود، زیرا قرآن، ملاک ورود در بهشت را ایمان و تقوا و عمل صالح می داند.با اینکه حضرت نوح و لوط، طیب بودند، اما همسران شان از خبیثات و دوزخی اند.
2.کلمه طیب به معنای دلپسند و مطلوب است . در قرآن در توصیف مال، ذریه، فرزند، کلام، شهر، همسر، غذا و رزق، مسکن، درخت و تحیت آمده است. در مقابل آن کلمه خبیث است که هم برای مال، انسان، همسر، سخن، عمل و شجره به عنوان وصف مطرح شده است.
3.این آیه را چند نوع می توان معنا کرد:
ا)با توجه به آیات قبل که درباره تهمت به زنان پاکدامن و ماجرای افک بوده و با توجه به جمله «مبرئون مما یقولون» معنای آیه این باشد که کلمات خبیث، مثل تهمت و افترا شایسته افراد خبیث و سخنان پاک، شایسته افراد پاک است. مردم پلید، سخن زشت می گویند و مردم پاک، سخنان پاک می گویند.
ب) ممکن است مراد آیه بیان یک حکم شرعی باشد که ازدواج پاکان با ناپاکان ممنوع است. مانند آیه اول همین سوره که فرمود: الزانی لاینکح الا زانیه؛ مرد زناکار جز زن زناکار را به همسری نگیرد.
ج) ممکن است مراد آیه همسویی فکری، عقیدتی، اخلاقی و به اصطلاح هم کفو بودن همسر باشد؛ یعنی هر کس به طور طبیعی به سراغ همکفو خو می رود.
هیچ یک از تعبیرات بالا بر استنباط شخصی شما دلالت نمی کند. پس به لطف خدا ایمان داشته باشید.






