من قبلا هم درباره شهوت از شما کمک خواسته بودم ولی متاسفانه صحبت های شما هیچ کمکی به من نکرد.سوال این دفعه من خیلی سوال مبهم و سختی برای من از هرکس هم که میپرسم جواب درست نمیشنوم و فقط یک سری حرف های سنگین میگویند که منا بپیچونند.
حالا امیدوارم این بار بتونید کمکم کنید.
از تولد:مگر من با اراده و خواسته خویش به دنیا اومدم که باید این دنیای لجن زار را تحمل کنم؟حق خودکشی ندارم.باید خودما تسلیم سرنوشت کنم و ببینم چی میشه!این یعنی چی؟روحانی به من گفت:خدا ما را افریده من هم گفتم:خدا این توانایی را در پدران و مادران احمق ما قرار داده است ولی از کجا معلوم که اجازه بچه دار شدن را داشته اند؟ایشان گفت این طور نیست و ما به خواسته خدا به وجود می اییم.میخواهم بدانم دستی که خدا به ما داده مگر نمیتوان ادم کشت؟پس بکشیم اگر موفق شدیم یعنی خواست خدا بوده.
این چه دنیایی است که در یک عمل بدون دخالت هستم(تولد)ولی باید در تمام بدبختی های دنیا شریک شوم و تا وقتی خدا نخواسته درد این دنیا را بکشم میخواهم بدانم چرا پدر مادر های کثافت ما چطور این اجازه را به خود میدهند و موجودی زنده ای را متولد میکنند در صورتی که خود پر از تهی دستی و ایراد هستند و خیلی راحت میگوید ان که نان دهد دندان هم دهد.ایا مجازات این حیوان ها مرگ نیست؟مگر ما اشرف مخلوقات نیستسم پس چرا همانند حیوانات به زاد و ولد تولید مثل روی می اوریم مگر والدین اشغال ما خودشان از این دنیا خوبی دیدند که مارا هم در ان شریک کردند؟چرا من نمیتوانم خودکشی کنم چرا باید ززززززززززززجر بکشم و گناه کنم و نه این دنیا را داشته باشم نه آخرت را؟من همانطور که گفته بودم17سالمه تنهای تنهام و فقط پدر مادرم را دارم که از دستشان راضی نیستم.نمازم ترک نمیشود ولی دیگر از این دنیا حالم به هم میخورد هیچ کدام از خواسته هایم در دنیا برآورده نشده و واقعا دیگه اگه اینطور بمونه میخوام زود تر خودما راحت کنم ولی فقط از اون دنیا میترسم.حتی مادرم یک بار گفت من 9ماه تو را در شکم داشتم و به تو شیر دادم و....من هم گفتم اونچه تو دلم بود را مگه من خواستم حامله بشی منا تحمل کنی و شیرم بدی؟خوب میذاشتی همون موقع بمیرم که این دنیای لجن راا تحمل نکنم.
من از تمام کتاب ها و راه های دینی استفاده کردم ولی همش برا منه جارکش بن بسته.اگه راه جدیدی دارید بگید اگر نه هم فقط حرف های منا درد دل تلقی کنید و از بی ادبی هایم چشم پوشی کنید چون اصلا حالم خوب نیست اگر هم نکردید به درک ip اینترنت خونمون را بزنید منا پیدا کنید بیایید ببریدم منا بکشید مطمینم ثواب کردید که منه جارکش را از این دنیا بر داشتید.
فقط کمک فقط

ارسال پرسش فعلی شما دقیقا مربوط به 21 روز بعد از پاسخ ما به سؤال قبلی تان درباره مشکل شهوانی می باشد (7 لغایت 28آبان ماه) ،یعنی هنوز مطالعه و توجه شما به پاسخ قبلی این مرکز به یک ماه هم نرسیده و طبیعی است که در چنین فرصت محدودی حتی اگر به همه مطالب عمل نموده، نباید توقع داشته باشید که به سرعت قوه شهوانی خود را به کنترل در آورده باشید و نتیجه بگیرید تا چه رسد به اینکه برخی از موارد، نظیر کنترل خیال و ذهن تان از اندیشیدن به مسائل جنسی و تحت کنترل در آوردن آن به مدت بیش تری زمان نیاز دارد.
به هر حال در عین تلاش برای کنترل نمودن شهوت خود، کمک گرفتن از ابزارهای مختلف مطرح شده در پاسخ قبلی، در صورتی که در این مدت و دوره تمرینی احیانا شهوت شما طغیان نمود و دچار لغزش و گناهی شدید ،نباید لغزش موقت را به منزله شکست کلی در مبارزه با شهوت خود تلقی نمائید و از ادامه مسیر و از رحمت خداوند نا امید شوید و تلاش برای کاهش این لغزش ها را رها کنید و شوق و اشتیاق خداوند برای اصلاح خودتان را نادیده بگیرید که این خواسته شیطان می باشد.
مطمئن باشید در صورت ادامه تلاش خود موفق خواهید شد. خداوند متعال نیز به تلاش شما نظر لطف دارد . لغزش های گاه و بی گاه شما را حمل بر حرمت شکنی نکرده و با لطف خود جبران خواهد نمود:
«قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ ؛
ای پیامبر !از جانب من به بندگانم بگو : «اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‏ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است.»(1). با توکل به خداوند با تمام قدرت در این میدان به مبارزه خود ادامه دهید.
اما در مورد سؤال فعلی:
1.اگر چه برخی از کلماتی که هنگام اشاره به والدین خود به کار می برید ،حاکی از عمق عصبانیت و ناراحتی شما از بی توجهی آن ها به سرنوشت شما و احیانا نادیده گرفتن شرایط سخت و حتی مسبب بودن آن ها در شکل گیری بخشی از نارسائی ها می باشد، لکن برفرض قصور و کوتاهی آن ها باز بهترین راه برون رفت از مشکلات و جلب حمایت خداوند متعال و آماده سازی بستر مناسب برای خروج از شرایط فعلی، حفظ احترام و محبت نسبت به آن ها می باشد؛ یعنی به رغم میل قلبی و باطنی و عصبانیت خود از آن ها، باز در مقابل والدین خود حفظ ظاهر نمائید. حرمت آن ها را نشکنید.مطمئن باشید در این صورت نصرت الهی به زودی بر شما نازل خواهد شد و راه خروج از مشکلات را به شما نشان خواهد داد(2).
2.اگر چه اراده و اختیار و عمل والدین در تولد فرزند نقش دارد و خواست آن هاست که منجر به تولد فرزند می شود، لکن این منافاتی با اراده خداوند در مورد تولد شما ندارد؛ یعنی خداوند توانائی را در آن ها قرار داد. به همان نسبت تولد شما به خداوند نیز نسبت داده می شود. در واقع اراده و اختیار پدر و مادر شما در طول اراده خداوند می باشد، البته خدا به صورت مطلق به والدین اجازه تولید مثل نمی دهد، بلکه شرایط و آدابی را قبل و حین و بعد از تشکیل فرزند معین فرموده که بخش عمده آن ضامن سعادت فرزند متولد شده می باشد.
بی توجهی به آن ظلمی است از جانب والدین در حق فرزند،مواردی نظیر فراهم نمودن رزق حلال برای خود و همسر و فرزند و همچنین تامین نیازهای ضروری خوراک و پوشاک و ... در صورت نیاز فرزند به ازدواج فراهم نمودن شرایط ازدواج برای او و ... در عین حال مراعات نکردن شرایط از سوی والدین اگر چه ظلمی است از جانب آن ها در حق فرزند، لکن طرف این ظلم خدا می باشد که تربیت یکی از بندگانش را به آن ها واگذار نمود و اهمال نمودند .خداوند در عین دادخواهی از آن ها در قیامت و جبران حق ضایع شده از فرزند در دنیا و آخرت؛ به فرزند در دنیا اجازه توهین و اعتراض همراه با بی حرمتی را به والدین نمی دهد.
3. اصل به دنیا آمدن انسان در اختیار او نبوده، انتخاب والدین و خانواده ای که در آن متولد می شود، خارج از اراده او می باشد .برخی از افراد بدون تلاش در شرایط مطلوب و بسیار راحت و همراه با آسایش و امکانات فراوان ، چه مادی و چه معنوی قرار می گیرند، در حالی که برخی ناخواسته مجبور به تحمل شرایط سخت و دشوار و بغرنج و حتی افتادن در گناه و ... می شوند. در نگاه اول با عدالت خداوند ناسازگار می باشد یا حتی شاید انسان والدین خود را در تحمیل این شرایط مقصر می پندارد،لکن با توجه به یک نکته این ابهام برطرف می گردد و آن این که: اگر چه به خاطر اقتضای عالم مادی و یا ظلم برخی افراد در حق انسان برخی از تفاوت ها بین افراد در امکانات اولیه به وجود می آید و اگر چه جهت گیری قوانین الهی به گونه ای است که حتی الامکان آسایش انسان هم در دنیا فراهم گردد و هم در آخرت، لکن در عین حال خداوند متعال انسان را برای دنیا خلق نکرده و دنیا معبری است برای رسیدن به سعادت و کمال ابدی. سعادت و رشد نیز ربطی به جایگاه فعلی شما و شرایط سخت خانوادگی و حتی وجود زمینه گناه بیشتر ندارد، بلکه به میزان حرکت و رشدی است که از جایگاه اولیه خود شروع می کنید.
خداوند به محل شروع افراد نظر ندارد، بلکه به میزان تغییر و حرکت شما از وضعیت موجود توجه دارد (3). گناه فردی که در یک خانواده مؤمن و رشد یافته به دنیا می آید، هنگام محاسبه بسیار سنگین تر از گناه از فردی است که شرایط اطراف و خانوادگی او را به گناه بیش تر سوق می دهد،در عین حال به معنای مجبور بودن انسان در رفتن راه خطا نمی باشد. همه افراد گرچه به لحاظ خانوادگی والدین بی توجهی داشته باشند يا حتي جوركش ندانم كاري آن ها باشند ،نبايد از قدرت و توان خدادادي خود در جهت حركت و تلاش و تغيير وضع موجود غافل گشته و نااميد از شرايط موجود به فكر خلاصي از زندگي باشند،بلكه لازم است با جهاد و مبارزه اي جدي در عين حال صبر و استقامت، شرايط را به تدريج به گونه اي مطلوب تغيير دهد.
پی نوشت ها:
1.زمر (39) آیه 53.
2.محمد (47) آیه 7.
3.نجم (53)آیه 39.