شما در مدتی قبل به من جوابیب دادین در مورد سؤالم اینک من پاسخ جوابتان را در اینجاگذاشتم حتما بادقت خوانده و پاسخ قانع کننده دهید
متن سوال
سلام از کجا معلوم آنچه از تاریخ به ما رسیده حق است؟ شاید گروهی دست به دست هم داده اند تا دروغ وارد تاریخ کنند درست است ما وقتی مسئله ای از تاریخ را قبول می کنیم که متواتر باشد اما همان متواتر،شاید باز 1000 نفر در100 زمان مختلف جمع شوند که یک دروغی را در تاریخ بسازند درست است در چند قرن نمی شود ولی می شود که مثلا ابتدا 20 نفرنقل کنند سپس اون 20 نفربه 100 نفر دیگه نقل کنن و همین طور تصاعدی بره بالا حالا از این هم که بگذریم احتمال دارد که همه جزو افراد دروغگو باشند نگویید عدالتشان را ثابت می کنیم چون همین اثبات ثقه بودن افراد متوقف بر تاریخ است و همین جور تسلسل پیش می آید از این هم که بگذریم امکان دارد که همه اشتباه کرده باشند یا اتفاقا همه علم های آنها جهل مرکب باشد نگاه کنید احتمال که دارد یعنی محال عقلی نیست درست است پس ددر نتیجه مدعای من ثابت می شود و کاخ تاریخ به راختی فرو ریخته و وجود همه پیامبران زیر سؤال می رود. یاعلی
پاسخ مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی و جواب بنده به آن:
سوال لازمه ی حرف شما این است که هیچکدام از مسایل تاریخی قابل اثبات نباشد، زیرا درهمه مسایل تاریخی احتما لاتی را مطرح کردید ،
پاسخ:من می خواهم اثبات کنم هیچ کدام از مسائل تاریخی قابل اثبات نیست.
وحال اینکه مورخان احتمالات مورد نظر را از آنجا که بسیار ضعیف است نادیده می گیرند وقایل به صحت بیشتر مسایل تاریخی هستند،
پاسخ:احتمال کم دلیل بر نادیده گرفتن آن امر نیست و این کار مورخین اشتباه است مثلا بین 100 کارتی که از عدد1 تا 100 روی هرکدام نوشته شده است احتمال اینکه عدد1 بیاید فقط 1 درصد است و 99 درصد عدد یک نمی آید اما این احتمال کم سبب می شود شما یقین کنی عدد یک نمی آید؟کیف ما یحکمون؟
در ضمن احتمال خیلی هم کم نیست چه دلیل عقلی ای داریم که اجتماع ناقلان بر کذ ب محال است؟یا حتی بعید است در حالی که هیچ دلیلی بر این ادعاها نیست.
البته اینگونه نیست که تنها از گزارشها نتیجه بگیرند. بلکه با قرائن عقلی و عرفی آن را می آزمایند و بررسی محتوایی و سندی می نمایند.
پاسخ:منظور از قرائن عقلی در کلام شما چیست؟یعنی عقل محال نداند که آن حادثه اتفاق افتاده باشد خب هر چه را عقل محال نداند که دلیل نمی شود اتفاق بیفتد.
وگرنه عقل که در سیطره اش نیست که حکم کند در گذشته چه اتفاقی افتاده است
قرائن عرفی هم که اصلا حجت نیست چون خیلی وقت ها غلط است و مطابق واقع نیست.
اشکال من به بررسی سندی ان بود که:
اولا:شما از کجا می فهمی زید عادل است (زیدی که در زمان پیامبر بوده)خب از شخص دیگری که در گذشته بوده شنیدی خب اون شخص از کی شنیده همین جور تسلسل پیش می آید
ثانیاچه قرینه عقلی است که هر که عادل است راست می گوید احتمال دارد که دروغ بگوید معصوم که نیست یا حداقل خیلی احتمال دارد که اشتباه کند.
منظور شما از بررسی محتوایی چیست؟یعنی براساس چه مبنایی باید بررسی محتوایی کنیم براساس عقل یا روایات اگر براساس روایات است که خود روایات که متوقف بر تاریخند و باید تاریخ وصحتش اثبات شود تا روایات اثبات شوند اگر هم عقل است که قبلا صحبتش را کردم.
از همه مهمتر عالمان علوم مختلف برای صحت و اثبات یک مطلب معیار واصولی را درنظر گرفته اند که اگر یک مطلب براساس آن معیار ها گزارش شود صحت دارد و در غیر این صورت صحت ندارد مثلا یکی از معیار ها آن است که فلان مطلب را انسان عادل ومورد اطمینان گزارش کرده باشد
پاسخ :آن اشکالاتم دوباره تکرار می شود:
اولا:شما از کجا می فهمی زید عادل است (زیدی که در زمان پیامبر بوده)خب از شخص دیگری که در گذشته بوده شنیدی خب اون شخص از کی شنیده همین جور تسلسل پیش می آِد
ثانیاچه قرینه عقلی است که هر که عادل است راست می گوید احتمال دارد که دروغ بگوید معصوم که نیست یا حداقل خیلی احتمال دارد که اشتباه کند.
ویا آن مطلب درکتاب دسته اول و معتبر آمده باشد
پاسخ:دسته اول بودن کتاب بر چه معیاری است براساس عقل یا روایات؟ اگر منظور روایات است که خود روایات که متوقف بر تاریخند و باید تاریخ وصحتش اثبات شود تا روایات اثبات شوند اگر هم عقل است که قبلا صحبتش را کردم.
بله ماهم قبول داریم که برای اثبات رخدادها موانع وجود دارد و این امر به گونه ای است که برخی عقیده دارند که دسترسی به حوادث غیر ممکن است. ولی بسیاری از محققان معتقد هستند که با رعایت شرایط و اصول می توان به واقعیات تاریخی دست یافت اگر در مسایل تایخی برخی از مشکلات مانند تحریف وجود دارد، این امر سبب نمی شودکه همه مسایل تاریخی را غیر قابل اعتماد بدانیم
پاسخ :این ادعای شماست و گرنه دلیلی بر مدعایتان ندارید خب احتمال تحریف که هست در ضمن من فقط اشکالم بر امکان تحریف نیست(اشکالاتم قبلا تحریر شد)
براین اساس با اجتهاد تاریخی و اتخاذ روش های مناسب می توان صحت و سقم بسیاری از داده های تاریخی را بهدست آورد.
پاسخ:اجتهاد تاریخی و اخذ روش مناسب بر چه مبنایی ؟دوباره اشکالات قبل تکرار می شود.
«ولتر عقیده داشت كه مورخ نباید بدون بررسی و رسیدگی، نوشته مورخان گذشته را تأیید كند؛ بلكه باید كوشش نماید كه با مطالعه و بررسی دقیق، حقایق تاریخی را روشن كند.
پاسخ:چون در هر گزاره تاریخی احتمال خطا است اصلا نمی شود حقایق تاریخی را روشن کرد
اچ. كار" معتقد است: «محقق در مسایل تاریخی، با نوعی اجتهاد میتواند صحت و سقم برخی از نقلها را مورد نقد و بررسی قرار دهد.
پاسخ:آخه اجتهاد بر چه مبنایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مایكل استنفورد" در كتاب «درآمدی بر فلسفه تاریخ» می نویسد: «هم در علم (علوم طبیعی) و هم در تاریخ، بسیاری از چیزها چنان به خوبی استدلال و اثبات می شوند كه فراتر از شك و تردیدی موجه و معقول، قرار می گیرند. برخی از این ضوابط و راه كارها به شرح ذیل هستند: الف) توجه به همه شواهد و دلایل (اسناد) محقق تاریخ به منظور دستیابی به واقعیت می بایست: اولاً به همه اسنادی كه در یك موضوع خاص وجود دارد توجه كند و ثانیاً با دقت، به تجزیه و تحلیل و تفسیر آنها بپردازد.
پاسخ:ما نگفتیم به اسناد توجه نشود من می گویم اگر به اسناد هم توجه شود باز هم چون که احتمال خطا در ناقلان هست و شما هیچ دلیلی بر این مدعا ندارید که اجتماع ناقلان بر کذب محال یا حتی بعید است نمی توانید حتی با بررسی سندی یا تواتر حقایق تاریخی را روشن و اثبات کنید
ب) عرضه نقلهای تاریخی بر قرآن روایات تاریخی خصوصاً تاریخ صدر اسلام و سیره پیامبر اكرم(ص) را باید بر قرآن به عنوان متنی مقدس و قابل اعتماد عرضه كرد. ناسازگاری این نقلها با قرآن می تواند دلیل بسیار خوبی برای رد آنها باشد. روایات، عرضه نقلها و اخبار بر قرآن را به عنوان ضابطهای بسیار مهم مطرح می كند. سید جعفر مرتضی عاملی" می نویسد: «معیار برتر و قویتر این است كه مطلب با قرآن مخالف نباشد.
پاسخ:هم قرآن هم روایات هم تاریخ و سیره پیامبر اکرم متوقف بر این است که شما اثبات کنید چیزی که در تاریخ به ما رسیده است مطابق واقع می باشد و بر این مدعا دلیلی تدارید
تذکر :فقط من هم این عقیده را ندارم بلکه آیت الله مصباح و ... هم عقیده دارند متواترت خطاپذیرتند چون جزو بدیهیات ثانویه اندکه البته ایشان می گوید یقین جزمی حاصل می شود ولی من نفهمیدم دیگر این یقین جزمی را از کجا در آوردند صلا دلیلی ر مدعایشان ندارند چرا یقین جزمی حاصل می شود؟یک دلیل منطقی بیاورید؟ همین که مردم عوام اعتماد می کنند که نشد دلیل؟ شما به چیزی که احتمال دارد مخالف واقع نباشد ظن و شک و وهم می گویید نه یقین؟ حالا به خاطر اینکه برخی قبول کنند می گویید به ظن می گویید یقین جزمی من هم به شک می گویم یقین. با اسم عوض کردن که کار درست نمی شه برید ببینید مشکل از کجاست تا آنجا را حل کنید آدم که نمی شه خودش را گول بزند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یاعلی
با سلام و سپاس از ارتباط شما پرسشگر محترم با مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی.
در ابتدا باید گفت: از وظایف این مر کز، پاسخگویی به مسائل: اعتقادی، اخلاقی، احکام و... است و پاسخگویی درباره مسائل صرفا علمی - آن هم به صورت مناظره - از وظایف این مرکز نمی باشد. افزون بر آن، پرداختن به این گونه مسائل، نیاز به فرصت دیگر دارد؛ در عین حال، آنچه شما مطرح نمودید، مانند دیدگاه سوفسطاییان می ماند که درباره وجود جهان - و حتی درباره وجود خودشان - شک می کنند؛ زیرا شکاکیان به احتمالات اهمیت می دهند و مسلمات عقلی را نادیده می گیرند. شما نیز به احتمالاتی اهمیت می دهید که عرف و عقلا به آن اعتنا نمی کنند؛ مثلا طرح این مسئله که شما از کجا می دانید که فلان راوی عادل است و احتمال نمی دهید که عادل نباشد؟ و یا این که از کجا بدانیم که همه روایان خبر متوانر عادل هستند؟
طرح مباحث به این صورت، نادیده گرفتن مبنای عقلا و عرف است؛ زیرا از نظر عقل مسائل قطعی وجود دارد که از آن ها به عنوان "بدیهیات یا مسلمات" یاد می شود. از سوی دیگر، عرف و عقلا به خیلی احتمالات اهمیت نمی دهند و اگر این چنین نبود، حتی یک مسئله قطعی وجود نداشت و حال این که چنین نیست. مهم تر از همه این که آنچه شما مطرح نمودید، ادعای بدون دلیل است. این در حالی است که حرف هایی که قبلا مطرح شد، پشتوانه عقلی و نقلی دارد؛ مثلا ما گفتیم که اگر خبری موافق قرآن بود، ارزش دارد. در این باره روایت ذکر نمودیم. در مجموع، ما به دقت های علمی و نکته سنجی شما ارج می نهیم.






