سلام من جوانی 21 ساله هستم که خداوند منو بسیار زیبا وسفید پوست خلق کرد و180 سانتی متر قدمه ولی دایم مریضی روحی داشتم واز ترس ووسواس وسرخی صورت رنج بردم تا اینکه 2 ساله قرص اعصاب میخورم وخوب شدم میخواستم بپرسم حکمت مریضیم چیه؟؟؟؟؟؟؟؟وبرای حسرت نخوردن گذشته چه باید کرد؟؟؟؟ راستی من مسیحی هستم
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباط تان با مركز ملي پاسخگويي به سؤالات ديني
بلاها و گرفتاریها، شداید و مصیبتهایی که بر انسان وارد می شود، ریشه و عوامل گوناگونی می تواند داشته باشد. نمیتوان آن را به یک یا چند عامل محدود نمود. به برخی از عوامل آن اشاره خواهیم کرد. اما در یک نگاه باید دانست این عالم منظم، عالم علت و معلول هاست. این نظام در هم تنیده خلقت بر این ساختار شکل گرفته که معلول ها درپی علت ها واقع شوند. نمی توان توقع داشت که انسان خواسته یا ناخواسته به علت بیماری دچار شود، ولی به بیماری که معلول آن علت بود، دچار نشود.
در نتیجه حصول بیماری ها در وجود انسان نتیجه علت های کشف شده یا نشده است. عوامل ژنتیکی، رعایت نکردن آداب زناشویی، از جانب پدر و مادر به خصوص هنگام ایجاد نطفه، رعایت نکردن آداب دوران آبستنی و. . . هزاران عامل دیگر که در دستور دینی به صورت ریز شرح داده شده اند.
البته خدا خواسته که هر چیز از مجرای خود پیدا شود. بنا ندارد آن را خارج از نظام ایجاد کند یا جلو اثر منفی عاملی را که ایجاد شده به صورت غیر طبیعی بگیرد.
اگر بچه ای سالم و زیبا و دوست داشتنی خلق شده و دیگری مریض و فلج و زشت و. . . نابرابری و ظلم است اما از جانب خدا و خواست او نمی باشد، بلکه ظلمی است از جانب پدر و مادر و محیط و اجتماع و مسئولان و. . . که وظایف خود را انجام نداده و باعث نابسامانی ها شده اند یا از علل دیگری است که در عالم طبیعت وجود دارد. خدا نه ظالم است و نه نظام استواری را که ایجاد کرده، مختل نموده و در هم می ریزد، بلکه اجازه می دهد تا علل و معلول ها کار خود را انجام دهند.
چرا خداوند بلاها و مصیبت ها را در عالم قرار داد تا انسان ها به دلایل مختلف به آن دچار شوند و حکمت بلاها و رنج ها چیست؟ چرا خدا جلو مصیبت ها را نمی گیرد؟در این باره ممکن است نکته های نهفته بسیار وجود داشته باشد، ولی نمونه هایی از اسرار مسأله که در آموزه های دینی اشاره شده، یادآوری می گردد :
حکمت اول آزمایش :
خداوند در آیات متعددی از قرآن علت وقوع برخی بلاها را آزمایش معرفی می کند: وَنَبْلُوکُم بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ فِتْنَةً؛(1). . . و شما را با بدی ها و خوبی ها آزمایش می کنیم.
اما اینکه چرا خداوند آزمایش می کند، قطعاً برای فهمیدن خدا نیست، بلکه در روایات آمده به خاطر معلوم شدن برای بندگان خدا و برای فراهم آمدن زمینه «انتخاب»، «رشد» و «سقوط» بندگان است تا افراد در پس بلاها با نوع واکنش های عقیدتی و عملی که انجام می دهند، گامی به سوی سعادت یا شقاوت بردارند. چرا که آنان می توانند با صبر نمودن و اظهار رضایت به فعل خدا و حکمیانه دانستن آن، گامی به سوی حضرت حق و ایمان بیش تر به او بردارند؛
از طرفی می توانند با نارضایتی و بی صبری و اعتراض به خدا و ظالمانه و بی حکمت دانستن آن به سوی شقاوت قدم بردارند. آری گاهی خداوند بلاها را می فرستد تا اهل بلا را آزمایش کند که پس از آن طبق وظیفه شرعی یا عقلی خود عمل می کنند یا نه.
از طرفی آنان را که مبتلا نشده اند، نیز امتحان می کند که آیا به وظیفة خود عمل می کنند. در سورة ملک می فرماید: «آن کسی که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل می کنید و او شکست ناپذیر و بخشنده است. »(2)
رنج هایی همانند بیماری ها زمینه هایی هستند برای سعادتمند شدن انسان ها. از امام صادق(ع) در این باره حکایت شده: هر گاه خداوند برای بنده ای که گناهی انجام داده، اراده خیر کند، بعد از گناه او را به مشکل و بلایی مبتلا می کند تا یاد استغفار بیفتد. اما هر گاه خداوند برای بنده ای ارادة شر کند، وقتی گناه می کند، خداوند به او نعمتی می دهد تا استغفار را فراموش کند و به گناه خود ادامه دهد. (3)
ترفیع درجه و اجر و ثواب
انسانی که به دنیا آمده تا درجات قرب را بپیماید و اجر و ثواب تحصیل کند و آمادة سفر آخرت شود، خداوند او را به بلا و مشکلاتی مبتلا می کند تا او صبر نماید و خداوند به او درجات و پاداش های زیاد بدهد:وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالَّثمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ؛(4)
قطعاً [همه] شما را به ترس و گرسنگی و کاهش ثروتها و جانها و محصولات، آزمایش میکنیم؛ و به شکیبایان مژده ده.
از حضرت علی(ع) نقل شده: «هر کس از شیعیان ما به بلایی مبتلا شود و صبر کند، برای او اجر هزار شهید است. »(5)
از امام باقر(ع) حکایت شده: «اگر مؤمن می دانست که خداوند در مقابل بلاها چه اجری به او می دهد، آرزو می کرد گوشت های بدنش را قیچی می کردند تا او به اجر آن برسد. »(6)
هر چه بلا سخت تر و تحملش مشکل تر باشد، اجر آن هم بیش تر خواهد بود. تحمل کردن مشکلات زندگی محدود دنیا و رسیدن به اجر ابدی ارزشمند است. بعضی از درجات اخروی را فقط به کسانی می دهند که بلاهای خاصی را تحمل کرده باشند. از امام صادق(ع) حکایت شده: «در بهشت درجه ای هست که فقط با صبر کردن بر مریضی های جسمی می توان به آن درجه رسید. »(7)
ازآن جا که زندگی و سعادت حقیقی در آخرت معنا دارد و برخی از رنج ها زمینه ساز سعادت اخروی ماست، بیماری ها نعمت های خدا برای ماست. خدا از روی محبت و علاقه به بندگانش آن ها را به رنج ها مبتلا کرده تا به سعادت برسند. اگر در دنیا سلامت جسمی داشتند، معلوم نبود بتوانند با اعمال خود سعادت اخروی را به دست بیاورند.
خداوند بعضی از بندگان مومن خود را که در دنیا گناهان و خطاهایی انجام داده اند، به واسطه لطفی که به آن ها دارد، در دنیا با مبتلا شدن به مشکلات و گرفتاری ها پاک می نماید تا مرگ آن ها، آغاز راحتی آنها باشد. از امام باقر(ع) حکایت شده:
«هر گاه خدا بخواهد بنده ای را گرامی بدارد، در حالی که گناهانی دارد، او را مریض می کند تا پاک شود؛ اگر به سبب شدت گناه پاک نشد، او را حاجتمند می کند، اگر باز پاک نشد، هنگام جان دادن بر او سخت می گیرد تا پاک شود. »(8)
خداوند زندگی دنیا را به انواع مشکلات و سختیها آمیخته است تا اهل ایمان به آن راضی نشوند. همیشه خواهان حیات بیمشکل آخرت باشند. اگر در دنیا هیچ بلا و مشکلی نبود، کم تر کسی نسبت به زندگی آخرت میل داشت. در روایت قدسی آمده:
خداوند به دنیا خطاب میکند که ای دنیا! بر دوستان من با انواع مشکلات سختبگیر تا ملاقات من را دوست داشته باشند، و به دشمنان من آسان بگیر تا نسبت به ملاقات من بیرغبت باشند!»(9)
در بین علت های بلاها به اهداف تربیتی نیز بر می خوریم: در این راستا از حضرت علی(ع) نقل شده: «گاهی بندگانی را که صفت مهلک «کبر» و خود بزرگ بینی دارند، به بلاها و بیماری هایی مبتلا می کند تا به ضعف و ذلت خود پی ببرند و این درد مهلک از وجودشان دور شود و به دنبال آن درهای رحمت و معرفت به رویشان باز شود. »(10)
بلاها به آدمی روحیه قوی و صلابت می دهد. قدرت روحی و کمالات انسان را بالا می برد؛ به خلاف انسان های بی درد که به شدت ضعیف و کم ظرفیت هستند.
نتیجه گیری:
هر بلا و مشکلی ممکن است حکمت های متعددی داشته باشد. ممکن است بلایی هم جنبه امتحان، هم عذاب یا موارد دیگر را داشته باشد. از طرفی ممکن است بلاها برای هر شخصی یا گروهی، حکمت متناسب با آن ها را داشته باشد، مثلاً برای گنهکاران عذاب یا هشدار باشد ؛ برای اهل ایمان امتحان یا ترفیع درجه یا تطهیر. پس نمی توان گفت همه زلزله زدگان فلان شهر اهل عذاب بوده اند یا همه افرادی که بیمار هستند یا دچار گرفتاری هستند، به سبب عذاب الهی است. هیچ مصیبتی (فارغ از این که علت ایجاد آن چه چیزی باشد) بی پاسخ نمی ماند و خداوند به هرجهت آن را جبران خواهد کرد.
پی نوشت ها:
1. انبیا (21) آیه 35.
2. ملک (67) آیه 2.
3. مجلسی، بحار، دار الاحیا التراث العربی، بیروت، 1403ق، ج67، ص 229.
4. بقره (2) آیه 155.
5. ابن فهد حلی، التمحیص، مدرسه امام مهدی، قم، 1406 ق، ج 59، ص 125.
6. بحارالانوار، ج 67، ص 24.
7. همان، ص 212.
8. حسن دیلمی، اعلام الدین، نشر موسسه آل ا لبیت قم 1408 ق، ص 433.
9. بحارالانوار، ج 81، ص 52.
10. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، دار الاحیا التراث العربی، بیروت، 1412 ق، ج 13، ص 156.






