خداوند منان میفرماید مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم؛منظور از خواندن همان ذکر است؟ اگر چیزی دیگریست خواهش میکنم به صورت کامل وواضح برای من توضیح بدهید
ممنون از لطفتان

پرسشگر گرامی با سلام و تشکر از ارتباط شما با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی؛
«وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي‏ سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرين؛ (1 ) پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانيد تا (دعاى) شما را بپذيرم! كسانى كه از عبادت من تكبّر مى‏ورزند، به زودى با ذلّت وارد دوزخ مى‏شوند!»
دعا، در لغت به معناى خواندن و حاجت خواستن و استمداد است، و گاهى مطلق خواندن از آن منظور است. (2)
و در اصطلاح، عبارت است از خواستن حاجت از خداى متعال. واژه دعا و دیگر مشتقات آن در قرآن مجید، تقریباً در ۱۳ معنا به کار رفته است که از جمله آن ها: خواندن، دعا کردن، خواستن از خداوند، ندا دادن، صدا زدن، دعوت کردن به چیزى یا به سوى کسى، استغاثه و یارى خواستن، عبادت کردن و…مى‏باشد. (3)
"دعا" و "دعوت"، به معناى توجه دادن نظر دعوت شده است به سوى دعوت کننده كه غالباً با لفظ، يا اشاره صورت مي گيرد، و "استجابت" و "اجابت" به معناى پذيرفتن دعوت دعوت کننده، و روى آوردن به سوى او است. دعا اعم از دعاى زبانى و غير زبانى است. دعاى زبانى مثل آيه «وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ؛ ( 4) به شما مى‏دهد از هر چه كه از آن بخواهيد». دعاى غير زبانى مثل آيه «يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ؛ (5) آن كس كه در آسمان ها و زمين است از او درخواست مى‏كند». (6)
اما قابل يادآورى است که گاهى چيزى به ياد مى‏آيد و مراد از آن حالتى است در نفس كه به وسيله آن انسان چيزى را كه معرفت و شناخت آن را قبلا حاصل كرده است، حفظ مى‏كند. بازانديشى ذكر و يادآورى، مانند حفظ كردن است؛ جز اين كه واژه حفظ به اعتبار به دست آوردن و دريافتن چيزى گفته مى‏شود؛ ولى ذكر به اعتبار حضور در ذهن و به خاطر آوردن آن است. گاهى نيز ذكر را براى حضور در دل و سخن هر دو به كار مى‏برند. از اين جهت، گفته مى‏شود كه ذكر دو گونه است: يكى قلبى و ديگرى زبانى. (7)
پس دعا فقط خواستن است که گاهی می تواند قلبی هم باشد؛ ولی بیش تر به صورت زبانی صورت می گیرد و ذکر معمولاً قلبی است.

پی نوشت ها:
1. غافر (40)، آیه 60.
2. قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، ناشر دار الكتب الإسلامية، چاپ تهران، سال1371ش، نوبت6، واژه دعو، ج ‏2، ص 345.
3. خرمشاهى بهاء الدین، دانشنامه‏ى قرآن و قرآن پژوهى، چاپ گلشن، ناشر دوستان، نوبت1، سال 1377، ج 1،ص 4 ۱۰۵.
4. ابراهيم (14)، آيه 34.
5. الرحمن (55)، آيه 29.
6. علامه طباطبایی، تفسير الميزان، موسوى همدانى سيد محمد باقر، ناشر دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم، چاپ قم،سال1374 ش، نوبت پنجم، ج ‏11، ص 434؛ همان، ج ‏15، ص 549.
7. خسروى حسينى، سيد غلامرضا، ترجمه مفردات الفاظ قرآن، انتشارات مرتضوى، چاپ تهران، چاپ 1375ش، نوبت2، ج ‏2، ص 10.