دینی

به چند نکته توجه فرمائید:
1.توبه حقیقی فرایندی لحظه ای نیست که تصور شود فردی عمری را با خیال راحت و به امید توبه تا آخرین لحظه عمر گناه کند و سپس با توبه گذشته خود را پاک نماید.چنین شخصی موفق به توبه نمی شود ،چون همواره به امید اینکه هنوز از عمر او باقی است، به گناهان خود ادامه می دهد. به یکباره در کام مرگ فرو می رود. در اصطلاح دینی به «تسویف» معروف است (1) . فرعون زمانی که علائم عذاب الهی را در حال غرق شدن دید و به خداوند ابراز پشیمانی کرد ،خداوند خطاب به او دیر شدن زمان توبه را اعلان نمود (2). افراد زمانی اقدام به توبه می کنند که از مدت ها قبل و یا حداقل با توجه به حوادث گذشته زندگی خود و یا حوادث جاری زندگی به خطا بودن مسیر گذشته می رسند . تصمیم می گیرند که در ادامه راه درست را انتخاب نمایند . در نهایت منجر به توبه می شود.موفق شدن به توبه معلول رفتارهای گذشته فرد می باشد، نه اتفاق لحظه ای.
2. توبه حقیقی صرفا زبانی نیست. زمانی محقق می شود که فرد حقیقتا و قلبا نسبت به گذشته و خطاهای خود پشیمان باشد . گذشته خود را جبران می کند یا حداقل تلاش می کند . بنا دارد این کار را انجام دهد. توبه ظاهری و زبانی برای جبران گذشته کفایت نمی کند ،خصوصا پشیمانی که با مشاهده علائم مرگ حضور ملک الموت حاصل می شود (3). معلوم نیست که هر کس در آخر عمر ابراز پشیمانی کند، توبه اش مقبول خداوند واقع شود.
3.عبادت انسان به تنهائی ارزش مند نخواهد بود. باعث سعادت انسان در قیامت نخواهد شد. ارزش عبادت به معرفت و شناختی است که پشتوانه این عبادت قرار گرفته است. به همین دلیل در منظر دینی ارزش تفکر و اندیشه معرفت ساز بسیار بالاتر از عبادت کورکورانه می باشد(4) . فرد عابدی که در آخر عمر خود کافر می شود، نشان می دهد که عبادت های گذشته او از سر معرفت و شناخت نبوده؛ صرفا عادتی بوده که از روی تقلید از دیگران انجام داده است. سلب ایمان از او در اواخر عمر نیز یک اتفاق لحظه ای نبوده، معلول رفتار و انتخاب و نحوه زندگی او در دوران گذشته می باشد ؛البته نمی توان به راحتی در مورد وضعیت افراد در اواخر عمرشان قضاوت نمود .برخی از کلماتی که بر زبان افراد کم طاقت در زمان مبتلا شدن به سختی ها و رنج های خصوصا هنگامی که سکرات مرگ بر آن ها وارد می شود، جاری می گردد، از روی اختیار و اراده نمی باشد .ناشی از شدت درد و رنج بر عقل و معرفت آن ها و بی اختیار می باشد. با چنین کلمات بی ارادی و در حال غیر عادی گفتن نمی توان کل ایمان فرد را زیر سؤال برد؛ اگر چه معرف ضعف ایمان او می باشد. به هر حال سرنوشت افراد در گرو اعمال ارادی آن ها می باشد .هر کس نتیجه انتخاب ها و اعمال و رفتار خود را می بیند.خدشه ای به عدالت خداوند وارد نمی سازد.
پی نوشت ها:
1. علامه مجلسی،بحار الانور،ج70 ،ص 76، الوفاء ،بیروت ،1404ق.
2.یونس (10)آیه 91.
3.نساء(4) آیه 18.
4بحارالانوار ، ج68 ،ص 320.