باسلام ممنون از جواب کامل و صحیحی که دادید اما دوباره این سوال پیش میاد که گفتید با وجود عشق های دوران نوجوانی وجوانی روز به روز از خدا دور میشوید اما من در همچین حالتی نیستم یعنی هرروز خدا رو نزدیکتر از دیروز احساس میکنم و هرچقدر هم که میگذرد به خدا نزدیکتر میشم ومن تنها ارزویم ازدواج هست تا ان را بهانه ای قرار دهم تا به معشوقه اصلیم یعنی خدا برسم من میخواهم با ازدواج از گناهان دوران جوانی فرار کنم وبه خدایم نزدیکتر شوم عشق من نه تنها من را از خدایم دورتر نکرده بلکه مرا هر روز نزدیکتر هم میکند میخوستم بپرسم ایا درست فکر میکنم یا خیر؟ممنون

همانگونه که در نامه قبل نیز بیان شد عشق حقیقی یک احساس مقدس و زیبا است که موجب رشد و تعالی انسان است. او را به خدا نزدیک تر می کند. اما رسیدن به معشوق حقیقی یعنی خداوند از راه عشق مجازی ممکن نیست.
نوشته اید:"هرروز خدا رو نزدیک تر از دیروز احساس می کنم و هرچقدر هم که می گذرد به خدا نزدیک تر می شوم" ولی ننوشته اید این احساس را چگونه کسب می کنید؟ آیا با پرورش عشق مجازی به خدا نزدیک می شوید؟! یا غیر آن ؟
به عبارت دیگر منظورتان از این عبارت که در پی مطالب پاسخ قبلی است و نوشته اید: " گفتید با وجود عشق های دوران نوجوانی وجوانی روز به روز از خدا دور می شوید. اما من در همچین حالتی نیستم یعنی هر روز خدا رو نزدیکتر از دیروز احساس می کنم" چیست؟
اگر منظورتان گفته برخی است که می گویند "این نوع عشق - عشق های مجازی و زمینی - پلی برای رسیدن به عشق حقیقی است. " آری، این فکر درست است. عشق های مجازی پلی برای رسیدن به عشق حقیقی هستند. اما نه از راه ممنوع. بلکه با درک این مطلب که عشق های زمینی به دلیل نقصی که دارند، انسان ها را به این باور می رسانند که باید به دنبال عشق حقیقی که هیچ عیب و نقصی در آن نیست، بگردند.
در بخشی از نامه نوشته اید :" عشق من نه تنها من را از خدایم دورتر نکرده بلکه مرا هر روز نزدیکتر هم می کند" اما ننوشته اید چگونه شما را به خدا نزدیک می کند ؟ این مطلب با هدف و مقصود شما که قرب الهی است در تناقض است. زیرا هر چند محبت داشتن نسبت به نامحرم تا زمانی که به صورت عمل غیر شرعی در خارج نمایان نشود ، گناه نیست، اما استمرار داشتن این حالت عوارض و پیامدهای روحی، روانی نامطلوبی را به دنبال دارد و فکر و ذهن انسان را از یاد خداوند باز می دارد. پس چگونه شما را به خدا نزدیک می کند ؟!
نوشته اید :"من تنها ارزویم ازدواج هست تا آن را بهانه ای قرار دهم تا به معشوقه اصلیم یعنی خدا برسم من می خواهم با ازدواج از گناهان دوران جوانی فرار کنم و به خدایم نزدیکتر شوم"
برادر عزیز
هر پسر و دخترى كه پا به دوران جوانى مى‏گذارد، بزرگ ترين آرزويش ازدواج و ايجاد كانون گرم و پر مهر خانواده است، تا يار و مونس و محرم راز پيدا كند و از نعمت زندگى مشترك زناشويى، استقلال و آزادى بيش ترى بهره‏مند گردد. پسران و دختران جوان سعادت خود را در سايه زندگى مشترك جستجو مى‏كنند. چنين ميلى به طور طبيعى و فطرى در انسان ها وجود دارد . نمى‏توان از آن صرف نظر كرد.
علاوه بر این گرچه هدف از ازدواج بقای نسل و ارضا و تعدیل قوای جنسی است. اما چون دین و ایمان انسان مؤمن ،همیشه برایش مهم بوده و حفظ و تقویت آن در زندگی برای او ،از همۀ امور مهم تر است ، در ازدواج نیز این ملاک ،مد نظرش هست که ازدواجش به ایمان و مسیر الهی که در پیش دارد، کمک نماید و مانع پیش رفتش نشود، علاوه بر این زندگی طبیعی خود را نیز داشته باشد.
اگر کسی در ازدواج علاوه بر مسائل جنسی و تشکیل خانوادۀ موفق و مستقل ، نیت و قصدش تکمیل دین و تقویت ایمان باشد، ازدواجش الهی است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:
اذا تزوج الرجل احرز نصف دينه؛كسى كه ازدواج كند، نصف دينش را حفظ كرده است.(1)
بنابراین توصیه می کنیم مسأله را با خانواده خودتان در میان بگذارید . از آن ها بخواهید با خانواده دختر صحبت کنند. باید کاملاً عاقلانه - و به دور از هیجانات نشان دهید که می‌توانید مسایل را تجزیه و تحلیل و آن ها را مدیریت کنید- به آن ها بگویید که بر اساس یک برنامه می‌توانید با او ازدواج کنید .
توجه به این نکته لازم است اگر تقویت ایمان و قرب الهی در میان انگیزهای دیگر مثل تشکیل خانوادۀ مستقل،بقای نسل و کنترل شهوت و...باشد، چنین ازدواجی همان هست که خدا از انسان انتظار دارد.
برای مطالعه به کتاب "جوانان و انتخاب همسر"علی اکبر مظاهری،"آزمون انتخاب همسر" محمد رضا محقق،مراجعه نمایید.
پرسشگر گرامی
با توجه به ابهامی که در سوالتان هست و در بالا نیز متذکر شدیم، اگر منظورتان از سوال به طور کلی این است که چگونه می‌توان به معشوق حقیقی یعنی خدا رسید؟ در پاسخ می گوییم رسیدن به معشوق حقیقی از راههایی ممکن است از جمله : بندگی، پیروی از پیامبر و اهل بیت ، تهجد و نماز شب،خود شناسی، ترک گناه و ... که در صورت تمایل در مکاتبات بعدی به آن می پردازیم.در این زمینه کتاب نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی اثر آیت الله مهدوی کنی را توصیه می کنیم.
موفق باشید.
پی نوشت :
1.محدث نوری،مستدرك الوسائل، موسسه آل البیت،قم،1407ق، ج 14، ص 154.